تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - احتمال جعل وتحریف

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

احتمال جعل و تحریف

حدیثهای فراوانی در مورد نشانه های ظهور, در منابع روایی وجود دارد. اسناد این روایات, بیشتر ضعیف و غیرقابل اعتمادند. از نظر دلالت نیز, هماهنگی و انسجام لازم را ندارند و پاره ای از آنها مصحف و مغلوط هستند.

به نظر می رسد, اهمیت بسیار مسأله مهدویت از یک سو, و علاقه مندی شدید مسلمانان به آگاهی از چگونگی رخدادهای آینده و پدیدار شدن نشانه های ظهور مهدی(ع), از سوی دیگر, سبب شده که دشمنان و بدخواهان, بویژه حاکمان ستم, وسوسه شوند که در جهت برآوردن منافع سیاسی خویش, تغییرهایی را در روایات به وجود آورند. به ویژه وجود این واقعیت که اساساً, افراد عادی و معمولی, در برابر اموری که دور از حیطه قدرت آنان و به مظاهر غیبی و مربوط به سرنوشت آنان است, هر چند ساختگی و دروغ هم باشند, جرأت و جسارت تفکر و مخالفت با آن را ندارند و جز تسلیم در برابر اموری که به شکلی بر آنان مجهول است, راهی برای خود نمی بینند35. برخی نیز برای موجه جلوه دادن کار خویش و این که فعالیتها و ادعاهای آنان پیش بینی شده, دست به جعل و تحریف زده اند. مثلاً در تاریخ به افرادی بر می خوریم که به همین انگیزه, خود را سفیانی معرفی کرده اند, چنانکه علی بن عبدالله بن خالد, در سال 159هـ.ق. ادعا کرد که همان سفیانی موعود, اوست36 و در سال 294هـ.ق نیز فرد دیگری مدعی شد که سفیانی است37 و هر یک, برای درست جلوه دادن ادعای خویش, دست به شورشهایی نیز زده اند.

از این روی, گروهی از اهل نظر, روایات سفیانی را که از نشانه های ظهور است, مجعول دست خالدبن یزید دانسته و گفته اند: چون وی, می خواست زمینه را برای حکومت فرزندش فراهم کند و حکومت را که به چنگ مروانیان افتاده بود, دوباره به خاندان معاویه بازگرداند, دست به جعل چنین روایاتی زد.

خالدبن یزید, از این که می دید به آسانی پیش از وی, خلافت به دست بنی مروان افتاده است, سخت آزرده خاطر بود, از این روی ادعای سفیانی بودن فردی از تیره خویش را راهی به سوی دستیابی مجدد به قدرت و نیز موجب تسلی دل خویش و روحیه دادن به بنی سفیان می دانست.

او, تصور می کرد که مردم, چون خروج سفیانی را از نشانه های ظهور و امری حتمی الوقوع, می دانند, ناگزیر در برابر ادعای چنین امری, تسلیم می گردند.

در منابع عامه, روایتی است که می گوید:

(سفیانی, از فرزندان خالدبن یزید است38.)

به احتمال زیاد, این روایت, توسط خود وی جعل شده, تا مستمسکی برای طرح ادعای نوه اش, علی بن عبدالله, باشد.

ابوالفرج اصفهانی, تصریح می کند: خالد بن یزید, مردی عالم و شاعر بوده و در باره اش گفته شده: (جاعل روایت سفیانی است39.)

چنین ادعاهایی, به خوبی نشان می دهد که تا چه حد مسأله سوء استفاده از نشانه های ظهور و جعل و تحریف آنها, مطرح بوده است.

نمونه دیگر, داستان کشتن, نفس زکیه است. خاندان بنی عباس, بویژه منصور و برادرش سفاح, تلاش فراوان کردند تا از وجود محمدبن عبداللّه, معروف به نفس زکیه, بهره برداری سیاسی کنند و برای خویش, در میان مردم موقعیت و قدرتی دست و پا کنند. در نظر منصور و برادرش سفاح, دامن زدن به شایعه مهدویت وی, و برابر کردن نشانه های ظهور بر وی, تنها راه غلبه بر بنی امیه بود.

ابوالفرج اصفهانی روایتی را به نقل از ابوهریره آورده که می گوید:

(نامش [نام مهدی(ع)] محمدبن عبداللّه است و در زبانش کندی و لکنت است40.)

این روایت, به احتمال زیاد بدان خاطر جعل شده که محمدبن عبداللّه, یا همان نفس زکیه, به کندی و دشواری سخن می گفته و نمی توانسته همه کلمات را خوب ادا کند.

وجود جمله (اسم ابیه اسم ابی) در برخی از کتابهای عامه, در ضمن روایت معروف (یملاء الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً41), به دین معنی که نام پدر حضرت مهدی(ع), (عبداللّه) است, به احتمال زیاد, از ترفندهای حاکمان بنی عباس باشد که در راستای همان هدفهای سیاسی جعل شده است. زیرا نام پدر مهدی(ع) به طور, قطع (حسن) است و در این, هیچ ابهام و تردیدی نیست. با توجه به این که در نقلهای گوناگون عامه و خاصه, جمله: (واسم ابیه اسم ابی), در روایت وجود ندارد42.

اینک, با انبوهی از روایات صحیح و غیرصحیح در زمینه نشانه های ظهور, روبه روییم که دست کم, شماری از آنها از آفت جعل و تحریف مصون نمانده است. متأسفانه در میان حجم عظیمی از کتابهایی که در مورد مهدویت و نشانه های ظهور تألیف شده اند43, کتابهایی وجود دارد که از سر جهل و دلسوزی و یا به عمد و از روی غرض, به این امر دامن زده اند. سید جعفر مرتضی عاملی, برخی از این کتابها را با نمودن برخی موارد تحریف آشکار در آنها, نشان داده است44.

البته برخی با گردآوری این روایات خواسته اند,که اصل این روایات بمانند ونیز بنمایانند که همگان, در اصل ظهور مهدی(ع) اتفاق دارند.

علاّمه مجلسی در ذیل روایت طولانی که در مورد نشانه های ظهور آورده, می نویسد:

(انّما اوردت هذا الخبر مع کونه مصحّفاً مغلوطاً وکون سنده منتهیاً الی شر خلق اللّه عمر بن سعد لعنه اللّه, لأشتماله علی الاخبار بالقائم(ع) لیعلم تواطؤ المخالف والمؤالف علیه صلوات اللّه.)45

این روایت را, با آن که متن آن تغییر یافته و اشتباه دارد و سند آن, به بدترین خلق خدا عمربن سعد لعنة الله علیه, منتهی می گردد, آوردم; زیرا در برگیرنده اخباری از حضرت مهدی(ع) است, تا آن که اتفاق مخالف و موافق در مورد وی دانسته گردد.

همان گونه که مرحوم مجلسی تصریح کرده, در سلسله اسناد این روایات, بیشتر راویانی قرار دارند که ناشناخته, ضعیف و دروغگو و جعل کننده اند و روایات آنان, اعتباری ندارد. افزون بر این, بسیاری از نشانه ها در روایات مرسله بیان شده که نمی تواند مستند قرار گیرد, با این حال, در دسته ای از نشانه ها بویژه, نشانه های حتمی و متصل به ظهور, شمار روایات, به قدری زیاد است که برخی ادعای مستفیض و متواتر بودن آنها را کرده اند46. از این روی اصل وجود این دسته از نشانه ها اجمالاً مسلم است, هر چند جزئیات آنها جای بحث و تأمل دارد; زیرا گاه, برخی از آنها و حتی برخی از نشانه ها, به گونه ای بیان شده اند که با قواعد علمی, ساز نمی آیند.

صاحب (کشف الغمه) پس از آن که عبارت شیخ مفید را در مورد بر شمردن شمار زیادی از نشانه های ظهور آورده, می نویسد:

(لاریب انّ هذه الحوادث فیها ما یحیله العقل وفیها ما یحیله المنجمون, ولهذا اعتذر الشیخ المفید رحمه اللّه فی آخر ایراده لها, والذی أراده انّه اذا صحت طرقات نقلها وکانت منقولة عن النبی(ص) والأمام(ع) فحقّها ان تتلقی بالقبول لأنّها معجزات و المعجزات خوارق للعادات کانشقاق القمر وانقلاب العصا ثُعباناً واللّه اعلم.)47

تردیدی نیست که در بین این نشانه ها, حوادثی وجود دارد که عقلاً محال می نماید و یا از نظر منجّمان تحقق آنها غیر ممکن است. از این روی, شیخ مفید, در پایان سخن عذرآورده است.

اگر راههای این روایات و اسناد آنها, صحیح باشد و از پیامبر و امام(ع) هم روایت شده باشند, حق مطلب آن است که آنها را تلقی به قبول کنیم, چون معجزه اند و معجزات خوارق العاده هستند, همچون شکافته شدن ماه [به دست پیامبر(ص)] و تبدیل عصا به اژدها [به دست حضرت موسی(ع)] و خدا بهتر می داند.

ظاهراً منظور از عذرآوردن شیخ مفید, اشاره به این جمله وی باشد که می نویسد:

(خداوند به آنچه هست, آگاه تر است و ما فقط به اساس این که در اصول روایی آمده است, نشانه ها را ذکر کردیم48.)

از عبارت شیخ مفید استفاده می شود که وی اطمینان به درستی همه این نشانه ها, نداشته, از این روی با تاکیدِ بر این که: (ما فقط این روایات را آورده ایم و خدا بهتر می داند) در حقیقت خویش را از التزام به آن, به دور داشته است.

صاحب (کشف الغمه), با توجه به تزلزل شیخ مفید, می گوید: باید اسناد این روایات مورد بررسی قرار گیرد, اگر مسلم شد از معصوم(ع) صادر شده و راویان آنها مورد اعتمادند, پذیرفته شود و آنهایی که ظاهراً محال به نظر می آید, حمل بر معجزه شوند.

بنابراین التزام به درستی همه این روایات مشکل است و در بررسی نشانه های ظهور, احتمال جعل و تحریف و دسیسه های دستهای پنهان سیاست را نباید نادیده گرفت.

البته یادآوری این نکته نیز بایسته می نماید که وجود مواردی از جعل و تحریف, در نشانه های ظهور و یا وجود مدعیان دروغین, به عنوان نمونه نشانه ها, هیچ گاه دلیل این نمی شود که همه روایات از اعتبار بیفتند و یا اصل همه نشانه ها زیرا سؤال برود. خیر, همان گونه که اشاره کردیم, دسته ای از این نشانه ها مسلم هستند و از آنها سخن خواهیم گفت.

همچنین وجود پاره ای اشکالات وضعفها در نشانه های ظهور و احتمال تغییر و تحریف آنها از سوی دشمنان و یا ادعاهای واهی برخی شیادان در مورد سفیانی و یا اصل مهدویت, هیچ گاه به اصل مهدویت و اعتقاد به ظهور قائم(ع), آسیبی نمی رساند, زیرا اعتقاد به مهدویتِ و ظهور حضرت مهدی(ع) مورد اتفاق فریقین است و با تواتر ثابت شده و سخن علاّمه مجلسی که بدان اشاره کردیم نیز, مؤید این مطلب است.

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار