تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - حسنى و شیصبانى و عوف سلمى

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

حسنى و شیصبانى و عوف سلمى
در تـعـدادى از روایـات سـخـن از حـسـنى به میان آمده است كه اشاره دارد، وى حركتى را در عـراق آغـاز مـى نـمـایـد اما این روایات نیاز به دقت بیشتر دارد چرا كه این احادیث نام سه نفر، حسنى مدینه ، حسنى مكه و حسنى عراق را بیان مى كند، همچنین حسینى خراسانى كه در منابع حدیث اهل سنت و برخى منابع خبرى شیعه ((حسنى )) نامیده شده است و هم اوست كه در سـال ظـهـور حـضـرت مـهـدى عـلیه السلام با سپاهیانش وارد عراق مى گردد بنابراین احـتـمـال دارد مـراد از روایات مربوط به جنبش حسنى در عراق ، همین قیام و حركتش باشد و احتمال اینكه حسنى دیگرى قبل از او باشد نیز وجود دارد.
امـام شـیـصـبـانـى ، در مـورد ایـن شـخـص روایـتـى از كتاب غیبت نعمانى كه از منابع درجه اول حـدیـث مـى بـاشـد از جـابـربـن یزید جعفى نقل شده است كه گفت : از امام باقر علیه السلام در مورد سفیانى سؤ ال كردم حضرت فرمود:

((دسـتـرسـى بـه سـفـیـانـى پـیـدا نـمـى كـنـیـد تـا ایـنـكـه قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق مانند آبى كه از زمین بجوشد، ناگهان ظاهر مى شود و خروج مى نماید، او نمایندگان شما را بقتل مى رساند و بعد از ماجرا در انتظار سفیانى باشید كه حضرت قائم نیز خروج مى كند))(217)
گـر چـه مـن روایت دیگرى را پیرامون وى نیافتم اما همین روایت داراى چند نكته درباره این شخص مى باشد از آن جمله :
الف ـ او به شیصبانى توصیف شده است كه نسبت به شیصبان دارد و آن صفتى كه امامان عـلیـه السـلام از آن تـعـبـیـر بـه طـاغـوتها و اشرار مى نمایند، بگونه اى كه در شرح قاموس زبیرى آمده است ، شیصبان در اصل نام ابلیس و مورچه نر مى باشد.
ب ـ ایـنـكـه او قـبـل از سـفـیانى خروج مى كند، از روایت چنین برداشت مى شود كه بین او و سـفـیانى فاصله چندانى نیست و یا اینكه بلافاصله بعد از او سفیانى خروج خواهد كرد، بدلیل مفاد كلام امام باقر علیه السلام كه فرمود: ((بعد از او منتظر سفیانى باشید))
ج ـ مـحـل خـروج وى عراق است كه به آن زمین كوفان نیز گفته مى شود و یا اینكه در خود شـهـر كوفه است به هر حال خروج و یا انقلاب و یا حكومت او ناگهانى و غیر منتظره است ((مـانـند آب كه از زمین مى جوشد)) او انسانى است طغیانگر و خونریز كه مؤ منان را به قـتـل مـى رسـانـد و ظـاهـرا معناى جمله ((و نمایندگان شما را مى كشد)) در كلام امام باقر عـلیـه السـلام ایـن اسـت كـه مـؤ مـنین عالى رتبه اى را كه معمولا پیشاپیش و در صدر هیئت نـمـایـنـدگـى حـضـور دارنـد بـشـهـادت مـى رسـانـد. چـه ایـنكه گفته مى شود وفد قبیله نـمـایـنـدگـان قـبـیـله و یـا وفـد مـدیـنـه - نـمایندگان شهر بمعانى صاحبان جاه و مقام و شـخصیتهاى آنان است البته احتمال هم دارد معنا این گونه باشد كه هیئتهایى را كه قصد زیـارت بـیـت الله الحـرام و امـثـال آن را دارنـد، بـه قتل مى رساند.
مـا در حـركـت و جـنـبـش سـفـیـانـى و لشـكـركـشـى وى بـه عـراق ترجیح دادیم ، كه حاكمیت شـیـصـبـانـى در عـراق پیش از خروج سفیانى و بعد از برقرارى حكومت مهیا گران مقدمات ظـهـور و پیروانشان خواهد بود البته از دیدگاه برخى چنین شخصى با این اوصاف بر صـدام حاكم فعلى عراق انطباق دارد. چون همه این صفات در او وجود دارد، بنابراین اگر سـفـیانى بعد از او در شام خروج نماید مى توان ادعا كرد كه صدام همان شیصبانى عراق است كه در روایت وارد شده است .
امـا عـوف سـلمـى در مـورد ایـن شـخـص نیز روایتى در كتاب غیبت طوسى كه آن هم از منابع درجـه اول حـدیـث بشمار مى رود وارد شده است . حذلم بن بشیر از امام زین العابدین علیه السلام نقل كرده كه گفت :
((بـه عـلى بـن الحـسـیـن عـلیـه السـلام عـرض كـردم ، كیفیت خروج حضرت مهدى علیه السـلام را برایم توصیف نموده و دلائل و نشانه هاى ظهورش را به من بشناسان حضرت فـرمـود: قـبـل از ظـهـور او مـردى بـنـام عـوف سلمى در سرزمین جزیره خروج مى نماید كه جـایـگـاه او تـكـریـت و مـحـل قـتـل وى مـسـجد دمشق مى باشد و بعد از آن شعیب بن صالح از سـمـرقـنـد خـروج مـى كـند و آنگاه سفیانى ملعون كه از ذریه عتبه پسر ابوسفیان است از مـنـطـقـه وادى یـا بـس ‍ (بـیابان خشك ) خروج مى نماید كه در هنگام خروج او حضرت مهدى علیه السلام مخفى است و پس از آن خروج مى نماید))(218)
البته پیرامون این شخص (عوف ) روایت دیگرى را نیافتم . اما آنچه كه در متن همین روایت درباره شعیب بن صالح آمده كه وى اهل سمرقند است مخالف با مطالبى است كه در مصادر روایـتـى شـیـعـه مـشهور است كه او از اهالى رى مى باشد، مگر اینكه بگوئیم وى اصالة اهـل سـمـرقـنـد اسـت و هـمـچـنـیـن كیفیت خروج ایشان قبل از سفیانى را كه در جاى خودش ذكر نمودیم .
ظـاهـرا عـوف سـلمـى عـلیـه حـكـومـت سـوریـه قـیـام مـى كـنـد نـه عـراق و مـدت كـوتـاهـى قـبـل از سـفیانى بسر مى برد. امام جزیره كه مركز جنبش و قیام اوست نام منطقه اى است در مـرز عراق و سوریه و هرگاه لفظ جزیره بدون اضافه ذكر شود همین معنا از آن استفاده مـى شـود آنـگـونـه كـه در كـتب تاریخ و حدیث نیز چنین آمده است البته این جزیره به نام جـزیـره ربـیـعـه و جـزیـره دیـار بكر نیز نامیده مى شود بنابراین از لفظ جزیره نمى تـوان جـزیرة العرب و یا جزیره دیگرى را لحاظ نمود مگر در صورت اضافه شدن این كـلمـه و ظـاهـرا مـعـنـاى جـمـله ((و جـایـگـاه وى تـكـریـت اسـت )) ایـن اسـت كـه جـایـگـاه او قبل از قیام و حركتش و همچنین بعد از شكست او و فرارش شهر تكریت خواهد بود كه امروزه یـكـى از شـهـرهـاى مـعـروف عـراق است و آنچه كه این مطلب را تاءیید مى كند این است كه تكریت نزدیك منطقه حركت او یعنى جزیره واقع شده است . و عبارات دیگرى كه در برخى از نـسـخـه هـا ((جـایگاه وى بكریت و یا بكویت )) آمده است در اثر اشتباه نسخه هاست كه بـجـاى تـكـریـت نـقـل شـده اسـت و مؤ ید این معنى این است كه در بحار و غیبت طوسى فقط تـكـریـت آمـده اسـت روایـت اشـاره به این معنا دارد كه او عوف سلمى در مسجد دمشق كشته مى شـود یـعـنـى در آنـجـا بـوسـیـله تـرور بـقـتـل مـى رسـد و یـا ایـنـكـه در آن محل دستگیر و كشته مى شود بنابراین قضیه خروج او از جمله حوادث و پیشامدهاى سرزمین شام است كه با حوادث عراق نیز بى ارتباط نیست .

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm


 

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار