تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - پیشروی به سوی قدس

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

پیشروى به سوى قدس
بـنـابـه گفته برخى از روایات ، حضرت مهدى (ع) سپاهى را براى نبرد با رومیان به انطاكیه مى فرستد كه در میان آنان بعضى از یاران امام حضور دارند، سپس صندوق مقدس را از غـار انـطـاكـیـه بـیـرون مـى آورنـد كـه در آن نـسـخـه اصـلى تـورات و انـجـیـل وجـود دارد.(380) البـتـه كتاب یوم الخلاص آن را به (بحار ص 284 و منتخب الاثـر) نـسـبـت داده است كه من آن را در این دو ماءخذ نیافتم ... و بنظر مى رسد آشكار شدن ایـن مـعـجـزه بـراى غـربـى هـا عـمـلى اسـت كـه نـیـروهـاى آنـهـا را در سـاحـل انـطـاكـیـه آماده كارزار هستند، از مشاركت در نبرد آزاد سازى قدس ، باز مى دارد. در روایات آمده است كه این نیروها در پى نداى آسمانى در ماه رمضان ، در آن منطقه فرود مى آیند و خداوند اصحاب كهف را بعنوان معجزه براى آنان آشكار مى سازد، از امیرمؤ منان (ع) منقول است كه فرمود:
((رومیان بطرف ساحل دریا نزدیك غار اصحاب كهف روى مى آورند و خداوند آن جوانان را با سگشان از غار بر مى انگیزد، دو نفر از آنان به نامهاى ملیخا و خملاها هستند كه هر دو تسلیم اوامر قائم مى باشند.))(381)
شـایـد عبارت اخیر به این معنا باشد كه میلخا و خملاها نزد حضرت مهدى (ع) آمده و یا با وى بیعت مى نمایند و یا میراث هایى كه اصحاب كهف با خود داشته اند تقدیم آن حضرت مى نمایند.
بنابراین امدادهاى غیبى ، غربیان را از ورود به جنگ به طرفدارى از یهودیان و سفیانى و عـلیـه امـام (ع) دچـار تـریـد و تـاءمـل مـى كـنـد، مـعـجـزه اول ظـاهـر شـدن اصـحـاب كـهـف و مـعـجزه دوم بیرون آوردن صندوق مقدس و نسخه هایى از تورات و انجیل از غار انطاكیه و استدلال نمودن یاران حضرت با آن مى باشد، از این رو بـنـظـر مـى رسـد كـه بـین آنان و حضرت مهدى (ع) در انطاكیه درگیرى بوجود مى آید، چـنـانـكـه پـیـاده شدن نیروهاى آنان در ساحل تركیه نه خود تركیه حاكى از این است كه تركیه خارج از تحت نفوذ آنهاست چون این كشور در آن برهه با قیام و انقلاب ملت آن و یا تـوسـط سپاهیان حضرت مهدى (ع) آزاد گشته است اما نیروهاى رومى (غربى ) كه در رمله ساحل فلسطین پیاده مى شود همان نیروهایى هستند كه در برخى از روایات شورشیان روم تـوصـیـف شـده انـد و بـنـظـر مـى رسـد كه آنها در نبرد قدس به جانبدارى از یهودیان و سفیانى شركت مى كنند.
چـنـانـكـه بـعضى از روایات بیان مى كند، حضرت مهدى (ع) سپاه خود را براى ورود به نبرد قدس به سوى شام اعزام مى دارد و این احتمال وجود دارد كه آن حضرت شخصا در آن كـارزار شـركـت نـكـنـد بـلكـه پـس از شكست دشمنان خویش ، وارد قدس گردد ولى بیشتر روایـات حـاكـى از ایـن اسـت كـه امام (ع) به همراه سپاهیان خود رهسپار گشته و در ((مرج عذراء)) نزدیك دمشق اردو مى زند. امام باقر(ع) فرمود:
((آنـگـاه او (امام ) به كوفه مى آید و تا زمانى كه خدا بخواهد در آنجا خواهد ماند تا ایـنكه بر آنجا استیلا یابد سپس او با همراهان خود به مرج عذراء مى آید و عده زیادى از مـردم بـه آن حـضـرت مـى پـیـونـدند و در این روز سفیانى در وادى رمله بسر مى برد. تا ایـنـكـه در روز رسـتاخیز جابجائى ، آنان به یكدیگر برخورد مى كنند جمعى از پیروان آل مـحـمـد(ص ) كـه با سفیانى هستند و گروهى از طرفداران سفیانى كه در زمره پیروان آل پـیـامبر خود را جا زده اند بیرون آمده و هر دسته به پرچم و لشكر خود ملحق مى شوند آن روز جابجائى ، امیرمؤ منان (ع) فرمود: در آن روز سفیانى و هر كه با او باشد كشته مى شوند حتى خبر دهنده اى از آنان باقى نمى ماند و در آن روز ناامید و زیانكار كسى است كه از غنیمت سفیانیان محروم بماند.))(382)
ایـن روایـت بـر چـنـد نـكـته دلالت دارد، از آن جمله : حالت عمومى مردم است كه پشتیبان امام مهدى (ع) مى باشند زیرا هنگام ورود سپاهیان حضرت به خاك سوریه ، بدون هیچ مقاومتى در سـى كـیـلومـتـرى دمـشق اردوگاه خود را مستقر مى سازند، تا پایان مطالبى كه در این زمینه جنبش سفیانى بیان كردیم .
نتیجه اوضاع سیاسى منطقه ، قبل از نبرد قدس كه از روایات استفاده مى شود این است كه غربیها از رویاروئى با حضرت مهدى (ع) بجهت پیروزیهاى شگفت او و یارانش در یمن و حـجـاز و عـراق و چه بسا پیروزى وى بر آنان در منطقه خلیج و به خاطر همسوئى و موج خروشان ملتهاى مسلمان بویژه مسلمانان منطقه به نفع او، در حالتى از نگرانى و ترس بسر مى برند و مسلما بوجود آمدن نشانه هاى الهى پیش از ظهور امام (ع) و یا همزمان با آن ، داراى تاءثیر بر ملتهاى غربى نیز خواهد بود كه بر آشفتگى وضع حكومتهاى آنها مـى افـزایـد و آنـهـا بـه عـمـلى بـیـش از اعـزام نـیـروهـاى خـود بـه سـاحـل انـطاكیه و رمله در فلسطین و یا مصر اقدام دیگرى انجام نمى دهند، نقش غربیها در این نبرد، بطور كلى پشتیبانى از هم پیمانان یهودى خود و سفیانى مى باشد.
اما وضع یهودیان بسیار وحشتناكتر و پراضطراب است ، چرا كه سرنوشت جنگ به هستى و موجودیت آنها بستگى دارد از این رو ترجیح مى دهند كه مستقیما با سپاه مهدى (ع) درگیر نـشـونـد، بـلكـه بـوسـیـله خـط دفـاع عـربـى بـه فـرمـانـدهـى سـفـیـانـى دسـت به این عـمـل بـزنـند... و این یك اصل كلى و سنت خدایى در میان ملتها و حكومتهاى طغیانگر و عیاش مـى بـاشد كه پیوسته در پى آن هستند كه یك ملت و یا قدرتى نظامى را خریده كه به نـمایندگى از آنها ستیز نماید و خودشان پشت سر آنها در خط دوم یا سوم باقى بمانند چنانكه امروز این معنا را در جهان غرب و یهودیان بطور عموم مشاهده مى كنیم .
امـا وضع عمومى مردم در منطقه در راستاى حمایت و پشتیبانى از امام (ع) مى باشد. بحدى كه اگر حمایت نیرومند قدرت هاى خارجى غربیان و یهود از سفیانى و سپاه وى نباشد این نیروهاى مردمى قادر به براندازى سفیانى و الحاق سرزمین شام به حكومت آن حضرت مى بـاشـنـد. و بعید نیست همزمان با عقب نشینى سفیانى از دمشق به رمله فلسطین كه نیروهاى غـربـى در آن مـسـتـقـر هـستند، نیروهاى نظامى او نیز در برابر پیشروى سپاه حضرت عقب نـشـیـنـى كـنـنـد و سـرزمـیـن شـام بـجـز خـط مـرزى بـرابـر اسرائیل در حالتى از خلاء نظامى و نوعى خلا سیاسى قرار داشته باشد.
ابـن حـمـاد، در نـسـخـه خطى كتاب خود بیست روایت را تحت عنوان ((خروج مهدى از مكه به سوى بیت المقدس )) آورده كه تعدادى از آنها در منابع ما نیز وجود دارد. از جمله ابن زریر غافقى از على (ع) شنیده است كه مى فرمود:
((او بـا تعداد دوازده هزار تن حداقل و پانزده هزار تن حداكثر، خروج مى كند، ترس و وحـشـت پـیـشـاپـیش او (بدل دشمنان ) راه مى یابد. هر دشمنى كه با وى برخورد كند به فـرمـان خـدا او را از پـاى در آورد شـعـار آنان بمیران ، بمیران مى باشد، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامت گرى باك و هراس ندارند در این وقت هفت لشكر از شام بسوى آنها هجوم آورند كه امام (ع) جملگى را شكست داده و آنها را به اسارت خویش در آورد و محبت و نعمت و ((قـاصـه )) و ((بـزاره )) آنـهـا بـه مـسـلمـانـان بـاز گـردد و پـس از آنـان جـز خروج دجـال حـادثـه اى بـاقـى نـمـى مـاند، پرسیدیم : قاصه و بزاره چیست ؟ فرمود: امام زمان حـكـومـت را بـدسـت مـى گـیـرد بـگـونـه اى كـه كـسـى هـر چـه بـخواهد بگوید و از چیزى نهراسد.))(383)
در همین ماءخذ آمده است :
((مـهـدى مـى رود تـا در بـیت المقدس فرود آید، خزائن را نزد او مى آورند، عرب و غیر عرب و جنگ افروزان و رومیان (غربى ها) و دیگران جملگى به طاعت وى در آیند.))
و در جائى دیگر از این منبع آمده كه :
((مـهـدى گوید پسر عم من (سفیانى ) را بیاورید تا با او سخن بگویم او را نزد امام مى آورند و با وى صحبت مى كند او تسلیم امر امام شده و با وى بیعت مى نماید، اما همینكه نـزد یـارانش از قبیله بنى كلب بر مى گردد او را از كرده خود پشیمان مى سازند او نزد امـام مـى آیـد تا بیعت خود را پس بگیرد، حضرت بیعت او را فسخ مى كند، سپس ‍ نبرد بین امـام و لشـكر سفیانى با هفت گروه و دسته در مى گیرد و فرمانده هر دسته هاى خواستار بـدسـت گـرفـتـن زمـام امـور بـه نـفـع خـود مـى بـاشـد. امـا امـام (ع) آنـهـا را شـكـسـت مـى دهد.))(384)
و نیز در همین مصدر آمده است :
((سـفـیـانـى بـیـعـت خـود را از امـام (ع) بـاز پـس مـى گـیـرد و امـام آن را بـاطـل مـى كـند، آنگاه او لشكریان خود را براى مبارزه با آن حضرت بسیج مى نماید كه امـام (ع) وى را شـكـسـت داده و خداوند رومیان (غربى ها) را نیز بدست آن بزرگوار شكست خواهند داد.))
سفیانى ملعون پسر عم امام مهدى (ع) است ، زیرا امیه و هاشم چنانكه معروف است دو برادر بـوده اند، اگر این روایت صحیح باشد امام (ع) مى خواهد با این سیاست حكیمانه و اخلاق نـیـكـو حـتـى الامـكـان او را از گـمـراهى باز گرداند و یا بر او اتمام حجت بیشترى نماید گـرچـه سـفـیـانـى از تـاءثیر موقت خود از شخصیت حضرت مهدى (ع) بسرعت پشیمان مى شود اما خویشاوندان او از بنى كلب و سران هفتگانه ارتش وى كه سفیانى در حقیقت رهبرى همه آنها را بعهده دارد و از سوى دیگر اربابان غربى و یهودیش او را منصرف مى سازد.
در روایت ملاحم و فتن از امیرمؤ منان (ع) در توصیف این نبرد آمده است كه :
((خـداونـد بـر سـفـیـانـى غـضـب مـى كند و بندگان خدا نیز به سبب خشم الهى بر او خـشـمـگـیـن مـى شـونـد، پـرنـدگان با بالهاى خود و كوهها با صخره ها و فرشتگان با صداهایشان بر آنها صدمه و آسیب مى رسانند و ساعتى نمى گذرد كه خداوند تمام یاران سـفـیـانى را هلاك مى سازند و جز او (سفیانى ) كسى از دشمنان در زمین باقى نمى ماند و امـام مـهـدى (ع) وى را دسـتـگیر نموده و در زیر درختى كه شاخه هایش بر دریاچه طبریه اشراف دارد، بقتل مى رساند.))
و در روایت الزام الناصب ج 2، ص 104 آمده است كه :
((یـكـى از فـرمـانـدهـان سـپاه مهدى (ع) بنام صیاح خود را به سفیانى رسانده او را دستگیر مى كند و هنگام نماز عشاء او را نزد مهدى (ع) مى آورد حضرت درباره او با یاران خـود بـه مـشـورت مـى پردازد و آنان قتل او را به مصلحت مى دانند، آنگاه او را زیر سایه درختى كه شاخه هایش آویخته است مانند گوسفندى سر مى برند.))(385)
عـلاوه بـر آنچه كه در روایت قبلى ذكر شد بعضى از روایات این نبرد را نوعى دیگر از امدادهاى غیبى براى مسلمانان بیان مى كند:
((در آن روز صـدایـى از آسـمـان شـنـیـده مـى شود و منادى ندا مى كند آگاه باشید كه اولیاى خدا، یاران فلان یعنى مهدى هستند و شكست و تیره روزى از آن یاران سفیانى خواهد بود، سپس آنها بگونه اى كشته مى شوند كه غیر از شخص فرارى و آواره ، كسى از آنان باقى نمى ماند.))(386)
ظـاهـرا مـراد روایـت موجود در منابع شیعه و سنى ، از نبرد مسلمانان با یهود در آخرالزمان هـمـیـن نـبـرد اسـت ، هـم بـدلیـل وجـود شـبـاهـت در مـضـمـون و تـعـبـیـرات آنـهـا و هـم بـدلیـل روایـاتـى كـه در تـفـسـیـر این آیه از قرآن بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس شـدیـد وارد شـده كـه بـه امـام مـهدى (ع) و یارانش تعبیر شده است . كه قبلا در بخش مربوط به ایران ، بیان این دلائل و غیر آنها گذشت .
از مـشهورترین روایات آن در منابع اهل بیت سنت ، روایتى است كه مسلم و احمد و ترمذى آن را از پیامبر(ص ) روایت كرده اند كه حضرت فرمود:
((قیامت بر پا نمى شوند مگر آن كه بین مسلمانان و یهود كارزارى رخ دهد بگونه اى كـه مـسـلمـانـان هـمـه آنـهـا را بـهلاكت مى رسانند تا جائیكه اگر شخصى یهودى در پشت صـخـره و یـا درخـت پـنـهـان شود آن سنگ و درخت به صدا در آید و گوید: اى مسلمان ! این یـهودى است كه در پناه من مخفى شده ، او را هلاك كن مگر (درخت ) ((غرقه )) كه از درختان یهود است .))(387)
مـشـابـه ایـن روایـت را مـسـلم و تـرمـذى در كـتـاب فـتـن و بخارى در كتاب مناقب ص 25 از پیامبر(ص ) نقل نموده اند كه فرمود:
((یهودیان با شما به ستیز بر مى خیزند اما شما بر آنها مسلط خواهید شد.))
چـه ایـنـكـه در متن روایات مربوط به حضرت مهدى (ع) كه از طریق شیعه و سنى رسیده اسـت ، در زمـیـنـه بـیـرون آوردن صـنـدوق مـقـدس و بـخش هایى از كتاب آسمانى تورات و اسـتـدلال نـمودن آن حضرت بوسیله آن بر یهودیان ، روایات متعددى وجود دارد... و بنظر مـى رسـد كه این قضایا پس از پیروزى امام (ع) بر آنها و ورود آن بزرگوار به قدس اتفاق مى افتد...
مـن در روایـات ، رقـم مشخصى از نیروهایى را كه در این پیكار شركت دارند، چه نیروهاى مسلمانى كه همراه مهدى (ع) هستند و یا نیروهاى سفیانى و یهودى و غربى ، بدست نیاوردم ، البـتـه در بـرخـى روایات تعداد نیروهاى سفیانى كه در كنار دریاچه طبریه پیاده مى شوند، یكصد و هفتاد هزار تن آمده است ... اما شاخص هایى وجود دارد كه نیروهاى طرفین را رقم بسیار بزرگى نشان مى دهد، از جمله در روایت گذشته ، امام باقر(ع) فرمود كه :
((تعداد بسیارى از مردم به وى مى پیوندند.))
دیـگـر بـه گفته بیشتر روایات ، گستردگى جبهه جنگ است كه از طبریه تا قدس امتداد دارد و بـنـابـر بـعـضـى از آن روایـات ، مـرج عـكـا و صـور و دمـشـق نـیـز داخل در این صحنه نبرد مى باشد.
امـا آنـچه در بعضى روایات بدان اشاره شده اینكه ، شماره سپاهیان حضرت مهدى (ع) را چند ده هزار آورده است و آن لشكرى است كه حضرت آن را از مكه با آن سامان اعزام مى دارد، امـا بـرخـى از راویـان حـدیث ، بین این سپاه و سپاهى كه امام (ع) از عراق به سوى قدس روانـه مـى كـنـد، اشتباه نموده اند در حالیكه فرمانده این لشكر شعیب بن صالح است كه هـمـان فـرمانده نیروهاى ایرانى است و رقم نیروهاى این لشكر از مرز یك میلیون سرباز فراتر مى رود، چرا كه این سپاه متشكل از نیروهاى ایرانى و یمنى و عراقى و غیر آنان از سایر ممالك اسلامى است ، بعلاوه شمارى نیز از سرزمین شام و احتمالا از دیگر نقاط به آن مى پیوندند.
بـه اضـافـه ایـنكه ابن حماد روایت هاى مربوط به چند ده هزار را در ص 95 به بعد جز تـعداد لشكریان حضرت مهدى (ع) كه به سوى قدس حركت مى كند آورده است . اما در ص 106 نـسـخه خطى خود مى گوید: پاسداران امام (ع) هنگام ورود به قدس دوازده هزار تن مى باشند.
((مـردى از بـنـى هـاشـم در بیت المقدس وارد مى شود كه پاسداران وى دوازده هزار تن هستند.))
و روایت دوم در ص 107 مى گوید:
((تـعـداد پـاسـداران او سى و شش هزار نفر است ، بر سر هر راه كه به بیت المقدس منتهى مى شود دوازده هزار نفر، حضور دارد.))
و ایـن نـشـانگر انبوه لشكریان حضرت مهدى (ع) است ، چنانكه ابن حماد در ص 110 همین ماءخذ روایتى درباره بناى قدس توسط امام مهدى (ع) آورده است كه مى گوید:
((خـلیـفـه اى از بـنـى هـاشـم فـرود مـى آیـد كـه زمـیـن را از عـدل و داد پر مى كند و عمارت بیت المقدس را به گونه اى مى سازد كه همانندش ساخته نشده باشد.))
و طـبـیـعـى بـنـظـر مى رسد كه پیروزى شگفت انگیز و قاطع امام (ع) و ورود او به قدس شـریـف ، هـمـچـون صـاعـقـه اى آسمانى بر سر غربیان فرود مى آید و به جهت شكست هم پیمانان یهودى خود و فرود ریختن هستى آنها، گرفتار جنون و حالت روانى مى شوند، و بر طبق محاسبات سیاسى و شناختى كه ما از وضع كنونى آنها داریم ، ایجاب مى كند كه آنها به حمله اى نظامى از طریق دریا و هوا علیه امام (ع) و سپاه وى دست بزنند، بلكه از جنگ افزارهاى شیمیائى خطرناك و بخشى از بمب هاى اتمى استفاده كنند.
امـا آن طـور كـه از روایـات اسـتـفـاده مـى شـود، چـنـد عامل اطمینان بخش در آن هنگام وجود خواهد داشت كه شاید مهم ترین آنها فرود آمدن حضرت مـسـیـح (ع) بـه قـدس بـاشـد و سـپـس حـالت تـرس و اضـطـرابـى اسـت كـه غـربیها از رویـاروئى بـا حـضـرت مـهـدى (ع) در عـمـق جان خود احساس مى كنند. و علاوه بر آن وجود امـدادهاى غیبى كه امام (ع) از آنها برخوردار است و برخى از آنها را در نهضت ظهور خویش بـكـار مـى گـیـرد كه بررسى آنها خود نیاز به بخشى ویژه دارد و هر چند تاءثیر آنها تـقـریـبا منحصر به ملتهاى غربى است و نسبت به حكومت هاى آنان ضعیف و یا ناچیز جلوه مـى كـنـد، امـا بـایـد گـفت كه آن حضرت جنگ افزارهاى پیشرفته اى در اختیار دارد كه با سلاح هاى غربى برابرى كرده و یا بر آنها برترى دارد.

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار