تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - سیمای حکومت جهانی

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

سیماى حكومت جهانى امام مهدى (ع)
آیـات و روایـات روشـنـگـر و نـویـد بخش ظهور امام مهدى (ع) دلالت مى كند كه ماءموریت الهـى آن حـضـرت بـسیار سترگ و داراى ابعادى مختلف و اهدافى بسیار والاست . این اءمر اقـدامـى اسـت گـسـتـرده كـه زنـدگـى بـشـریـت را در زمـیـن دگـرگـون مـى سـازد و فصل نوینى را به تمام معنا به روى انسانیت مى گشاید.
حـتـى اگـر مـاءمـوریـت آن حـضـرت مـنـحصر به زنده كردن اسلام از نو و برپایى تمدن عـادلانـه و الهـى و پـرتوافشانى آن بر جهان باشد كافى است ، اما علاوه بر این همه ، تـرقـى و تـكـامـل زنـدگى بشر را از لحاظ مادى در عصر خود و بعد از آن به گونه اى تـاءمـیـن خـواهـد كـرد كـه بـا مـراحـل گـذشـتـه ، هـر چـنـد كـه مـتـرقـى و پـیـشرفته بوده قابل مقایسه نخواهد بود.
و نیز، رسالت تحقق بخشیدن سطحى مهم در گشایش و راهیابى به ژرفاى هستى و جهان بـالا و اهـل آن اسـت ، كـه خـود مـقـدمـه اى اسـت بـراى راه یـابـى و یكپارچگى كاملى كه با برپائى قیامت و رستاخیز آخرت ، بین عالم غیب و شهود حكمفرما مى شود.
و اینك شمه اى از ابعاد این رسالت را به تناسب گنجایش این كتاب بیان مى كنیم .
پاكسازى زمین از وجود ستم و ستمكاران
در نـگـاه نـخـسـت چـنـیـن بـنـظر مى رسد كه پاك ساختن زمین از لوث ستم و برچیدن بساط طـاغـوتـهـا و سـتـمگران امرى ناممكن است و گوئیا زمین با آه و ناله مظلومان خو گرفته و فـریـادرسى ندارند و جهان به تحمل وجود شوم ستم پیشگان عادت كرده است تا جائیكه دوره اى را سـراغ نـداریـم كـه خالى از وجود ستمگران باشد. چرا كه آنان به سان درخت هرزه و پلید مى ماند كه داراى ریشه هاى محكمى در جامعه است بگونه اى كه اگر یكى از آنـهـا بـركـنده شود، ده برابر به جاى آن مى روید و اگر ظالمان در نسلى نابود شوند گروه گروه در نسلهاى دیگر بوجود مى آیند.
ولى خداوند حكیم چنین مصلحت دانسته است كه زندگانى انسانى بر اساس قانون نزاع حق و بـاطـل و خـیـر و شر برقرار باشد و براى هر چیز حد و مرزى و براى هر عصر و زمان سرنوشتى و بالاخره براى ظلم و بیداد هم سرانجامى تعیین نمودن است .
در تفسیر این آیه شریفه :
(( آن روز بـدكـاران بـه صـورت هـایـشان شناخته شوند پس به اموى پیشانى و با پاهایشان گرفتار شوند))(407)
از امام صادق (ع) روایت شده است كه فرمود:
((خـداونـد آنـهـا را هـمـواره مـى شـنـاسـد ولى آیـه در مـورد قـائم نـازل گـردیـده كـه مجرمان را از سیما و صورتشان مى شناسد و او و یارانش با شمشیر آنها را تنبیه كردنى ))(408)
و از امیرمؤ منان (ع) منقول است كه فرمود:
((خـداونـد، ناگاه بوسیله مردى از ما اهل بیت گشایشى (براى مسلمانان ) بوجود آورد، پـدرم فـداى آن فـرزند بهترین كنیزان باد... هم اوست كه (دشمنان ) در مدت هشت ماه بجز شمشیر و كشتار از او چیزى دریافت نخواهند كرد))(409)
از امام باقر(ع) نقل شده است كه فرمود:
((پـیـامـبر خدا(ص ) با ملایمت و نیكى در میان امت خود رفتار مى كرد و با مردم انس مى گـرفـت و قـائم بـا كشتار (دشمنان ) رفتار مى كند و توبه كسى را نمى پذیرد. او با عـهـدنـامـه اى كـه همراه دارد به این كار ماءمور مى گردد واى بر كسى كه با وى دشمنى كند))(410)
مـراد از عـهـدنـامـه اى كـه هـمـراه اوسـت ، هـمـان عهدنامه معروف است كه از جد بزرگوارش رسول خدا(ص ) با خود دارد و چنانكه وارد شده است در آن نامه این جمله وجود دارد. ((بكش ، بـاز هـم بـكـش و تـوبـه كـسـى را نـپـذیـر)) یـعـنـى تـوبـه هـیچ مجرم و جنایتكارى را قبول مكن .
و نیز از امام باقر(ع) روایت شده است كه فرمود:
امـا شـبـاهـت داشـتـن مـهـدى (ع) بـه جـد گـرامـیـش رسـول خـدا(ص ) قـیـام و ظـهـور او بـا شـمـشـیـر و كـشـتـن دشـمـنـان خـدا و رسـول او و سـتـمـگـران و طـاغـوت هـاسـت وى بـوسـیـله شـمـشـیـر و ایـجـاد تـرس در دل دشمنان پیروز مى گردد و لشكریان او شكست نمى خورند.(411)
از امام جواد(ع) نقل شده است كه فرمود:
((پیوسته به كشتن دشمنان خدا ادامه مى دهد تا خداى از وى خشنود گردد و او زمانى از خشنودى خداوند آگاه مى شود كه در دل خود احساس رحم و دلسوزى كند))(412)
و نیز از آن بزرگوار در همین ماءخذ روایت شده است كه فرمود:
((وقتى شمار لشكر او (مهدى ) به حد نصاب یعنى ده هزار تن برسد به فرمان خدا خـروج نـمـایـد و پـیـوسـته دشمنان خدا را از دم تیغ بگذراند تا آنكه خداوند از او خشنود شـود. پـرسـیـدم : چـگـونـه از خـشنودى خدا آگاه مى گردد؟ فرمود: خداوند مهر و رحمت در دل او مى افكند))
بلكه در روایات آمده است كه برخى از یاران او دچار شك و تردید شده و نسبت به كثرت خونریزى و كشتار ظالمان بدست وى به او اعتراض مى كنند. از امام باقر(ع) روایت شده كه فرمود:
((وقـتـى او (مـهدى ) به ثعلبیه مى رسد مردى از بستگان وى كه از لحاظ جسمانى و شـجـاعت قوى ترین مردم ، بجز حضرت مهدى است بر مى خیزد و مى پرسد، اى فلان چه مـى كـنـى ؟ بـه خـدا قـسـم كه تو مردم را همچون گوسفندان از جلوى خود مى رانى (یعنى هـمـچـون شـبـان و یـا گرگ گله گوسفند را رم مى دهد) آیا عهدنامه اى از پیامبر خدا(ص ) دارى و یـا چـیـز دیـگـر؟ در ایـن هـنـگـام شـخـصـى كـه عـهـده دار بـیـعـت (یـعـنـى مسئول گرفتن بیعت از مردم براى امام ) است مى گوید: ساكت باش وگرنه گردنت را مى زنـم ، آنـگـاه قائم مى فرماید: اى فلان خاموش باش ، آرى به خدا سوگند من منشورى از رسول خدا(ص ) با خود دارم ، اى فلان آن صندوقچه را بیاور، صندوق را نزد او مى آورد و امـام منشور پیامبر(ص ) را مى خواند در این وقت مرد معترض مى گوید: فدایت شوم اجازه بـده سـرت را بـبـوسم امام سر را جلو مى برد و او بین دو چشم وى را بوسه مى دهد باز مـى گـوید خدا مرا فداى تو گرداند دوباره با ما تجدید بیعت كن امام مجددا با آنها بیعت مى كند))(413)
بى تردید نشانه ها و یا نشانه اى وجود دارد كه بوسیله آن یاران امام پى مى برند كه آن نـامـه همان منشور معروف پیامبر(ص ) است اما درخواست مجدد آنها براى تجدید بیعت با امـام (ع) بـدیـن جـهـت اسـت كـه ایـراد و اعـتـراض آنـهـا خـود نـوعـى اخلال در بیعت محسوب مى شود، (از این رو درخواست بیعت دوباره مى كنند).
مـمكن است برخى افراد، مجازات و قتل و نابودى ستمگران از سوى امام (ع) را سنگدلى و افـراط در كـشـتـار تـعـبـیـر كـنـنـد امـا در واقـع آن كـار مـانـنـد یـك عـمـل جـراحـى اسـت كـه براى پاكسازى جامعه اسلامى و سایر جوامع جهانى از لوث وجود سركشان و ستم پیشگان ضرورت دارد و بدون آن هرگز بساط ظلم برچیده نشده و عدالت حـاكـمـیـت پـیـدا نـمى كند و اگر امام (ع) با سیاست ملایمت و گذشت با آنان رفتار نماید هـرگـز ترفندها و توطئه هاى جدید استكبارى كه ادامه حیاتشان به آنها بستگى دارد از بین نخواهد رفت . زیرا ستمگران در جامعه هاى كنونى همچون شاخه هاى خشكیده یك درخت ، بـلكـه مـانـنـد غده سرطانى هستند كه بایستى براى نجات بیمار آن را ریشه كن نمود هر چند دشوار باشد.
و امـا آنـچـه مـوجـب آرامـش خـاطـر تـردیـد كنندگان در این سیاست مى گردد این است كه امام عـهـدنـامـه مـعـروفـى را از نـاحـیـه پـیـامـبـر (ص ) بـا خـود دارد و خـداونـد متعال به آن حضرت دانش و آگاهى نسبت به مردم و شخصیت هاى آنان عنایت مى فرماید و او در پرتو نور الهى به اشخاص مى نگرد و آنها را مى شناسد و دواى دردشان را مى داند از این رو بیم آن نمى رود افرادى كه امید هدایت در آنها وجود داشته باشد بدست امام (ع) كـشـتـه شوند، چنانكه خداوند در داستان خضر و موسى (ع) راجع به كشته شدن آن جوان بـدسـت خضر (ع) خبر داده كه او بگونه اى عمل كرد كه آن نوجوان ، پدر و مادر خویش را به گردنكشى و كفر نكشاند. بلكه روایات نشانگر این معناست كه خضر (ع) با حضرت مـهـدى (ع) ظـاهر شده و از یاران آن حضرت خواهد بود و ظاهرا آن بزرگوار از علم لدنى خـویـش : ((مـا او را از جـانـب خـود رحـمـت بـخـشـیـدیـم و از سـوى خـود وى را عـلم آمـوخـتـیـم ))
(414) در بـارور سـاخـتـن بـذر خـوبـیها و دفع شر از مؤ منان و از بین بردن تخم فـسـاد و تـبـاهـى پـیـش از آنـكـه درخـت تـنـومـنـد پـلیـدى گـردد، اسـتـفـاده مـى كـند... به احـتمال قوى فعالیت هاى حضر (ع) و یارانش در حكومت مهدى (ع) آشكارا و علنى است و آن بـزرگـواران بـر مـردم حق ولایت و بر قوانین و مقررات و اوضاع ظاهرى در آن حكومت ، حق نقض دارند. در روایات آمده است كه حضرت مهدى (ع) بین مردم با حكم واقعى خداى سبحان ، كـه خـداونـد آنـرا بـه وى ارائه مـى دهـد، داورى مـى كـنـد از ایـن رو از هیچكس گواه و یا دلیـل و بـرهـان نـمـى خـواهد او در كشتن ظالمان و تبهكاران از دانش و بینش واقعى و لدنى خود استفاده مى كند. و گاهى یاران او نیز در قضاوت و داورى بین مردم و بهلاكت رساندن مـجـرمـان هـمـیـن شیوه را انتخاب مى كنند. اما در سایر كارها با مردم بر اساس ظاهر افراد رفتار مى نمایند ولى خضر (ع) و یارانش داراى صلاحیت هاى ویژه اى مى باشند.
احیاء دوباره اسلام و جهان شمولى آن
در تفسیر آیه شریفه :
((اوسـت خـدائى كه رسول خدا را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر تمام ادیان عالم تسلط و برترى دهد هر چند كافران ناراضى و مخالف باشد))
(415)
از امیر المؤ منین (ع) روایت شده است كه فرمود:
((آیـا خـداونـد مصداق این آیه را اكنون آشكار ساخته است ؟ هرگز، سوگند به كسى كـه جـانـم بـدسـت اوسـت هیچ آبادى نمى ماند مگر اینكه هر صبح و شام در آن شهادت به وحدانیت خدا و رسالت محمدى (ص ) بدهند))(416)
از ابن عباس روایت شده است كه گفت :
((هـیچ یهودى و نصرانى و یا پیرو دینى نمى ماند مگر آنكه به اسلام گرایش پیدا مـى كـنـد. تـا اینكه جزیه (مالیات سرانه ) برداشته شود و صلیب شكسته و خوك كشته مـى شـود و آن مصداق فرموده خداوند است كه : ((اسلام را بر تمام ادیان جهان پیروز مى گـردانـد هـر چـنـد كـافـران ناراضى و مخالف باشند)) و این امر در زمان قیام قائم (ع) پدید مى آید))(417)
مـعـنـاى ایـن جـمـله كـه جـزیـه بـرداشـتـه مـى شـود ایـن اسـت كـه از اهل كتاب غیر از اسلام پذیرفته نخواهد شد. ابوبصیر گوید: از امام صادق (ع) درباره این آیه سؤ ال كردم :
((اوسـت خـدایـى كـه رسـول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا اسلام را بر تـمام ادیان جهان پیروز گرداند هر چند كافران ناراضى و مخالف باشند)) امام فرمود: سوگند به خدا هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است عرض كردم : فدایت شوم ، پس چه زمـانـى تـحـقق مى یابد؟ فرمود: وقتى با اراده خدا، قائم قیام نماید و چون حضرت ظهور نـمـایـد كافران و مشركان از قیام و ظهور وى ناراضى و نگرانند، زیرا اگر كافر و یا مـشـركى در پشت صخره اى نهان شود، آن صخره به صدا در آید و گوید: اى مسلمان ، در پـنـاه مـن كـافـر و یـا مـشـركـى مـخـفـى شـده اسـت او را بقتل برسان وى اقدام كرده و او را بهلاكت مى رساند))(418)
و از امام باقر (ع) منقول است كه فرمود:
((قـائم ، بـه دست پیدایش ترس (در دل دشمنان ) پیروز مى گردد و به یارى شدن از نـاحـیـه خـدا تـاءیـید مى گردد و زمین براى او پیموده مى شود گنج هاى زمینى برایش آشكار مى گردد و فرمانروائى و سلطنت وى شرق و غرب جهان را فرا مى گیرد و خداوند دیـن خـود را بـوسیله او بر تمام مكاتب جهان پیروز مى گرداند هر چند مشركان ناخشنود و مـخالف باشند، ویرانى هاى زمین آباد مى گردد و عیسى روح الله (ع) به زمین فرود مى آید و پشت سر آن حضرت نماز مى گزارد))(419)
و نیز از آن حضرت در تفسیر آیه یاد شده آمده است كه فرمود:
((كـسـى بـاقى نمى ماند مگر آنكه به رسالت محمد صلى الله علیه و آله اعتراف و اقرار مى كند))(420)
از امام صادق (ع) روایت شده است كه فرمود:
((درباره این آیه از پدرم (امام باقر) پرسیدند ((با همه مشركان مبارزه كنید چنانكه آنها همگى به مبارزه شما بر خاستند تا اینكه در زمین فتنه اى باقى نمانده و دین و آئین از آن خـدا بـاشد)) او فرمود: تفسیر این آیه هنوز فرا نرسیده ، چنانچه قائم قیام نماید كـسـانى كه او را درك مى كنند چگونگى تفسیر این آیه را خواهند دید و سرانجام آیین محمد (ص ) مـانند پایان شب به صبح صادق روشن شده و اثرى از شرك بر روى زمین باقى نخواهد ماند، همچنانكه خداوند فرمود))(421)
هـمـچنین در تفسیر این آیه : ((آن نیست مگر یادآورى براى جهانیان و یقینا خبرش را بعد از آن هنگام خواهند دانست ))
(422) امام باقر (ع) فرمود:
((هنگام خروج قائم خواهد بود))(423)
و نـیـز در تـفـسـیر آیه شریفه ((بزودى نشانه هاى خود را در آسمان و زمین به آنان مى نـمـایـانـیـم تـا بـراى آنـان آشـكـار شـود كـه اوسـت حـق ))
(424) از امـام بـاقـر (ع) منقول است كه فرمود:
((خداوند مسخ شدن آنها را (بصورت بوزینه و خوك ) به خودشان نشان مى دهد و در آفاق ، فرو ریختن آفاق آسمان و اضطراب شهرهایشان را به آنها نشان مى دهد و قدرت خـداونـد را در خـودشـان و در سـراسـر جـهـان احـسـاس ‍ مـى كنند و مراد از گفته خداوند كه فرمود: ((تا براى آنان آشكار گردد كه اوست حق )) خروج قائم است كه از جانب خداوند حق است و این مردم ناگزیر او را خواهند دید))(425)
روایـاتـى آمـده اسـت كـه بـعـضـى از كـافـران و منافقان مخالف حضرت مهدى (ع) بطور نـاگـهـانـى بـه شـكل میمون و خوك مسخ مى شوند و مراد از فرو ریختن آفاق ، آشفتگى و نـابسامانى شهرها و شورش و خارج شدن ملت ها از حاكمیت سلطه گران خود است و منظور از فرو ریختن آفاق آسمان ، پیدایش نشانه ها و علاماتى براى آنان است .
امـام كـاظم (ع) در تفسیر آیه شریفه ((هر كه در آسمانها و زمین است خواه نا خواه تسلیم او شده است )) فرمود:
((آیـه یـاد شـده ، در شـاءن قـائم نـازل گـردیـده ، چـون ظـهـور نـمـاید اسلام را بر یـهـودیـان و مـسـیحیان و ستاره پرستان و بى دینان و مرتدان و كافران در شرق و غرب جـهـان عـرضه نماید هر كس از روى تمایل و داوطلبانه اسلام را بپذیرد او را به نماز و زكـات و انـجـام دسـتـوراتـى كه بر هر مسلمان واجب است ، مكلف مى سازد و هر كس تن به پـذیـرش آئیـن اسـلام نـدهـد گـردنـش را مـى زنـد، بطوریكه در سراسر جهان جز موحد و یـكـتـاپـرسـت كـسـى بـاقى نمى ماند عرض كردم : فدایت شوم ، مردم (كافر و بى دین ) بـسـیـارنـد فرمود: البته وقتى كه خداوند انجام كارى را اراده فرماید، بسیار را اندك و اندك را بسیار مى گرداند))(426)
و از جـمـله مـوارد افـزایـش دادن انـدك ، اعـطـاء مـعـجـزات و وسائل ارتباطى و تسلط حضرت مهدى (ع) بر جهان است ، از پیامبر (ص ) روایت شده است كه فرمود:
((اگـر از عـمـر دنـیا تنها یك روز باقى باشد خداوند مردى را بر مى انگیزد كه نام وى هـمچون نام من و اخلاقش ‍ چون خلق و خوى من و كنیه اش ابوعبدالله است و مردم بین ركن و مـقـام بـا وى بـیـعـت مـى كـنـنـد و فـتـوحـاتـى نـصـیـب او گـردد و هـمـه اهل زمین گوینده لااله الا الله شوند، در این هنگام سلمان فارسى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا (ص ) (این مرد) از ذریه كدام فرزند شماست ؟ فرمود: از فرزندان این پسرم و با دست مبارك خود به امام حسین (ع) اشاره فرمود))(427)
اما روایات معتبر در این باب نزد شیعه و تسنن این است كه كنیه آن بزرگوار ابوالقاسم اسـت كـه هـمـان كـنـیـه پـیـامـبـر اكـرم (ص ) مـى بـاشـد. از رسول خدا (ص ) است كه فرمود:
((مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است او بر اساس شیوه و روش من مبارزه مى كند آنگونه كه من بر اساس وحى مبارزه نمودم ))(428)
و در روایتى دیگر آمده است كه :
((او در آخر الزمان قیام به آئین (اسلام ) مى نماید همچنان كه من در آغاز اسلام قیام به آن نمودم ))(429)
همچنین فرمود:
((در جـهـان جـز فـرمـانـروائى اسـلام وجـود نخواهد داشت و زمین چون لوح سیمین خواهد شد))(430)
یـعنى زمین از لوث كفر و نفاق پاك و پیراسته خواهد شد مانند شمش نقره خالص و ناب ، از امیر مؤ منان (ع) روایت شده است كه فرمود:
((او (قـائم ) راءى و نظر را از قرآن مى گیرد، آنگاه كه دیگران قرآن را بر راءى و انـدیشه خود باز مى گردانند، به آنان شیوه عدالت را نشان مى دهد و كتاب و سنت را كه متروك و منزوى شده ، زنده مى كند))(431)
بـه ایـن مـعـنـا كه حضرت مهدى (ع) از قرآن پیروى نموده و مانند منحرفان ، تفسیر آنرا تحریف نمى كند.
از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود:
((گوئیا مشاهده مى كنم دین شما را همچون پرنده اى كه مى گریزد و در خون خود مى تـپـد كـسـى آن را بـه شـمـا بـاز نـمـى گـردانـد مـگـر مـردى از خـانـدان مـا اهل بیت ، در آن هنگام وى در سال ، دو پاداش و بخشش و در ماه دو روزى به شما مى دهد و در زمـان او بـه حـكـمت دست مى یابید بگونه ایكه كه زن در خانه اش بر اساس كتاب خدا و سنت رسولش (ص ) داورى مى كند))(432)
ایـنـكـه امـام مى فرماید: ((همچون پرنده اى كه در خون خودش مى تپد)) تشبیه دقیقى از وضـع اسـلام اسـت كـه مـانـنـد پـرنده مجروحى كه بالهاى خود را مى گشاید و از آسیب و ضربه هاى ظالمان در خون خود مى تپد یعنى اسلام را تحریف و مسلمانان را از آن دور مى سـازنـد تـا آنكه حضرت مهدى (ع) آن را نجات بخشیده و زنده كند و دوباره به مسلمانان برگرداند و مراد از اینكه (در سال دو بخشش و در ماه دو روزى به شما مى دهد) یعنى هر شـش مـاه یـك پـاداش و بخشش مالى از بیت المال و توزیع مواد غذائى و خوار و بار هر دو هفته یك بار صورت مى گیرد، امام صادق (ع) فرمود:
((خداوند اسلام را پس از خوار شدن بوسیله او عزت مى بخشد و پس از متروك ماندن ، آنرا دو باره زنده مى كند و جزیه (مالیات سرانه ) قرار مى دهد و با شمشیر (كافران و منكران ) را بسوى خدا دعوت مى كند هر كس ‍ سرپیچى كند كشته مى شود و هر كه با او در افتد خوار و بیچاره مى گردد))(433)
و نیز مى فرماید:
((خداوند هر گونه بدعتى را بوسیله او از بین خواهد برد و هر گمراهى را محو و هر سنتى را زنده خواهد ساخت ))(434)
از امام باقر (ع) روایت شده كه فرمود:
((در روى زمـیـن هـیـچ ویـرانه اى نمى ماند مگر اینكه آباد مى گردد. و هیچ معبودى جز خـداونـد مـتـعـال از بـت و غـیـر آن نـمـى مـانـد مـگـر ایـنـكـه دچـار حـریـق گـشـتـه و مـى سوزد))(435)
طـبـیـعـى اسـت اگـر انـسـان بـا تـعـجب از خود سؤ ال كند، چگونه حضرت مهدى (ع) خواهد تـوانـسـت اسلام را در میان ملت هاى غیر مسلمان گسترش دهد، با آنكه آنها در زندگى مادى غـوطـه ورنـد و از ایـمـان و ارزش هـاى مـعنوى بدورند و نسبت به اسلام و مسلمانان بدبین هـسـتـند؟! ولى باید به عوامل فراوان اعتقادى ، سیاسى و اقتصادى كه پاره اى از آنها در بـخـش نهضت ظهور حضرت گذشت توجه گردد، از آن جمله اینكه ملت هاى جهان ، زندگى مـادى و فـاقـد دیـن را تـجـربـه نموده و خلاء موجود آن و عدم پاسخگوئى آنرا به وجدان انسان و انسانیت ، گوئیا به دست خود لمس ‍ كرده اند.
از جـمـله عـوامل اینكه اسلام دین فطرى است و اگر زمامداران طاغوتى بگذارند نور اسلام بـه واسـطـه عـلماء و مؤ منان راستین به ملت ها برسد مجذوب نور آن شده و گروه گروه بـه اسـلام مى پیوندند. و دیگر پدید آمدن نشانه ها و معجزاتى است كه توسط حضرت مـهـدى (ع) براى ملل جهان بوجود مى آید و از بارزترین آنها نداى آسمانى است كه قبلا گـذشـت . گرچه تاءثیر این معجزات بر حكام جور، زود گذر و ضعیف و یا بى اثر است امـا بـر مـلت هـاى آنـها به شكل هاى گوناگون ، مؤ ثر واقع مى شود و شاید از مهمترین عـوامـل تـاءثـیـر بـر آنها پیروزى هاى پى ـ در پى امام (ع) باشد زیرا ملت هاى غربى طبعا نیروهاى پیروزمند را دوست داشته و ستایش مى كنند اگرچه دشمن آنها باشد.
عامل دیگر، فرود آمدن مسیح (ع) است و نشانه ها و معجزاتى كه خداوند بدست با كفایت او بـراى ملت هاى غرب و مردم دنیا آشكار مى سازد، بلكه ظاهرا نقش و فعالیت حضرت مسیح (ع) اساسا در بین غربى ها است و طبعا ملل غربى و فرمانروایان آنها در آغاز بسبب وجود او مـسـرور شـده و هـمـه بـه او ایـمـان مـى آورنـد. امـا هـمـیـنـكـه وى گـرایـش و تمایل خود را نسبت به حضرت مهدى (ع) و اسلام ابراز مى نماید، دولت هاى غربى نسبت بـه آن حـضرت دچار تردید و تشویق مى شوند و موج حمایت همگانى از او كاهش مى یابد ولى در ایـن حـال یـاران و هـوادارانـى از مـلت هـاى غربى براى او باقى ماند كه در آنان تحولى اعتقادى و سیاسى بوجود مى آید بگونه ایكه در سرزمین هاى خود موجى از حركت ایجاد مى كنند چنانكه قبلا نیز به آن اشاره كردیم .
از دیـگـر عـوامـل ، جـنـبـه اقـتـصـادى اسـت كـه امـكـانـات و وسـائل رفـاه بـدسـت مـهـدى (ع) بـسـوى جـهـان اسـلام بـصـورت مـنـاسـب تـحـول مـى پـذیـرد و بـه گـفـتـه روایـات مـسـلمـانان ، در عصر او آنچنان از وفور نعمت بـرخـوردار مـى شـونـد كـه در تـاریـخ جـهـان و مـلت هـا بـى سـابـقـه اسـت و در مـقـابـل آن ، بـحـران هـاى اقـتـصـادى و سـیـاسـى در كشورهاى غیر اسلامى بوجود مى آید، بدیهى است چنین اوضاع و شرائطى تاءثیر فراوانى بر ملت هاى غربى خواهد داشت .
دگرگونى زندگى مادى و ایجاد رفاه .
از نـكـات بـارز در روایـات مـربـوط بـه حـضـرت مـهـدى (ع) رفـاه اقتصادى و پیشرفت تـكـنولوژى در حكومت جهان اوست . بویژه زمانیكه صدور این روایات را در عصر پیامبر و پـیـش از تحولاتى كه امروز در علوم طبیعى پدید آمده است بدانیم كه زندگى مادى بشر را در مـراحـل نـویـنـى قـرار داده كـه در بـسیارى از پدیده هاى زندگى روزمره و زندگى اجـتـماعى و اوضاع بین المللى ، نسبت به قبل تفاوت دارد، بعلاوه ، نوع زندگى مادى اى كـه مـتـون روایـات از آن در عـصـر امـام (ع) سـخن مى گوید: از آنچه كه در عصر خود مى شـنـاسـیـم بـسـیـار بـزرگـتـر اسـت و آنـچـه مـا را بـه آن پـایـه از رفـاه مـى رسـانـد، تـحـول علوم با تلاش و كوشش عادى بشر است ... و اینك پاره اى از روایاتى كه در این زمینه آمده است :
استخراج گنج هاى زمین و تقسیم آن بین مردم
در ایـن زمـیـنـه روایـات فـراوانـى وجـود دارد، از جـمـله روایـتـى اسـت كـه از رسول خدا (ص ) نقل شده است كه فرمود:
((زمـیـن گـنـجـیـنـه هـایـش را بـراى او خـارج مـى سـازد و وى مال و سرمایه بى شمار بین مردم پخش ‍ مى كند))(436)
و در روایتى آمده است :
((بگونه ایكه (او) از زمین همچون استوانه اى طلا بیرون مى آورد))
و روایتى كه مى گوید:
((او مال و ثروت را بى شمار بین مردم پخش مى كند))
در مـنـابـع شـیـعـه و سـنى مشهور است و نشانگر رفاه اقتصادى بى سابقه و بر روحیه سخاوتمندى و محبت آن بزرگوار به مردم دلالت دارد.
و از امام باقر (ع) وارد شده است كه فرمود:
((وقـتـى قـائم اهـل بـیت قیام كند (امكانات ) را بطور مساوى تقسیم مى نماید و در رعیت عـدالت را بـرقـرار مـى سـازد، هـر كـس از وى اطـاعـت كـنـد از خـدا اطـلاعـت نـمـوده و هر كس نـافـرمـانى او را بكند نافرمانى خدا را نموده است ، تورات و دیگر كتابهاى الهى را از غارى در انطاكیه خارج مى سازد و بین یهویان بر اساس احكام تورات و میان مسیحیان طبق احـكـام انـجـیل و بین اهل زبور بر پایه دستورات آن و بین مسلمانان بر اساس آیات قرآن داورى مى كند، اموال و ثروت هاى دنیا را از درون و برون زمین نزد وى جمع آورى مى شود و بـه مـردم مـى گـویـد بـیـائیـد بـه سوى چیزى كه بخاطر آن قطع رحم و خویشاوندى نمودید و براى آن خون هاى حرام ریختید و به علت آن مرتكب محرمات خدا شدید... به هر كـس بـه انـدازه اى مـى دهـد كـه قـبـل از او هـیـچـكـس آن مـقـدار نـداده اسـت و زمـیـن را پـر از عدل و داد و نور گرداند همانگونه كه از ظلم و جور شر پر شده است ))(437)
برخوردارى امت مسلمان (اسلامى ) از نعمت ها و عمران و آبادى زمین
از پیامبر اكرم (ص ) منقول است كه فرمود:
((امت من در زمان مهدى از چنان نعمتى برخوردار شوند كه مانند آن را هرگز برخوردار نشده باشند، آسمان باران بر سر آنان فرو ریزد و زمین هیچ گیاهى را نگاه نداشته مگر اینكه آنرا مى رویاند))(438)
و نیز فرمود:
((امـت او چـنـان نـزدش پـنـاه جـویـد كـه زنـبـورهـاى عـسـل نـزد مـلكـه خـود، زمـیـن را از عـدل و داد مـالامـال كـنـد هـمـانـگـونـه كـه از جـور و سـتم مـالامـال شـده است ، بطوریكه مردم همچون جامعه نخستین خود گردند، وى خفته اى را بیدار نمى كند و خونى را نمى ریزد))(439)
بـنـظـر مـى رسـد مـعناى جمله ((همچون جامعه نخستین خود)) این باشد كه در جامعه اولیه بشرى كه یك امت بودند و بر پایه صفا و فطرت انسانى مى زیستند و اختلافى در میان آنها نبود، چنانكه خداوند در قرآن فرموده است : ((مردم یك امت بوده اند))
(440)
ایـن امـر نـقطه نظر پاره اى از روایات را تاءیید مى كند كه جامعه انسانى در عصر مهدى (ع) یك جامعه بدون فقر و بى نیازى خواهد بود، آنگاه جامعه اى با عشق و محبت و دوستى و بدون اختلاف و كشمكش كه نیازى به محاكم قضائى ندارد و در مرحله بعد جامعه اى كه مـعـامـلات بدون مبادله پول انجام مى گیرد بگونه اى كه افراد آن ((قربة الى الله )) بـه یـكـدیـگـر خدمت خواهند كرد و نیازها و مایحتاج خود را با هم و با اهداء صلوات و درود بر پیامبر گرامى اسلام (ص ) بر طرف خواهند نمود.
همچنین پیامبر (ص ) فرمود:
((سـاكنان آسمان و زمین از او خشنود مى شوند، آسمان از ریزش باران قطره اى دریغ نـكـرده و زمین از رویش ‍ گیاهان خوددارى نمى كند بگونه ایكه زندگان آرزو مى كنند كه كاش مردگان زنده مى شدند(441) براى اینكه از این نعمت ها بهره مند شوند.))
از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود :
((خـداونـد مـتـعـال دیـن خـود را بـوسیله او آشكار مى گرداند هر چند مشركان نپسندند و ویرانى هاى زمین همه آباد مى گردد))(442)
و امام صادق (ع) فرمود:
((مـهـدى مـحبوب دلهاى مردم است و خداوند بوسیله او آتش فتنه ناگوار را خاموش ‍ مى گرداند))(443)
در تـفـسـیـر آیـه ((مـدهـامـتـان )) از امـام صـادق (ع) منقول است كه فرمود:
((بین مكه و مدینه از درختان نخل متصل مى گردد))(444)
از سعیدبن جبیر نقل شده است كه گفت :
((سـالى كه قائم قیام مى كند بیست و چهار نوبت بر زمین باران مى بارد كه آثار و بركات آن دیده مى شود))(445)
ابن حماد آورده است كه :
((نـشـانـه مـهـدى ، سـخـت گـیـرى نـسـبـت بـه كـارگـزاران و بـخـشـنـده بـودن بـا مال و دلسوز نسبت به بینوایان است ))
و نیز آمده كه : ((مهدى گوئیا، كره به دهان بیچارگان مى گذارد))
(446)
دگرگونى علوم طبیعى و وسائل زندگى
روایـات مـربـوط بـه حـضـرت مـهـدى (ع) بـسـیـارى از امـور غـیـر مـادى را بـراى نـسـل هـاى گـذشـتـه و مـعـاصـر بـیـان مـى كـنـد از جـمـله وسائل ارتباط جمعى و ابزار بصرى و پژوهشگرى و جنگ افزارها و سیستمهاى اقتصادى و حـكـومـت و قـضاوت و چیزهاى دیگر، كه ظاهرا برخى از آنها كرامت و معجزه است كه خداوند مـتـعـال آن را بـدسـت حـضـرت و یارانش جامه عمل مى پوشاند. ولى بسیارى از آنها نتیجه تـحـول عـلوم طـبـیـعـى و بـهـره گیرى از قوانین و نعمت هاى الهى است كه بصورت مواد و عـناصر در زمین و آسمان در دسترس انسان قرار گرفته است . روایات متعددى دلالت دارد كـه تـحـولى كـه در عـلوم طـبـیـعـى تـوسـط حضرت مهدى (ع) انجام مى پذیرد جهشى در پـیـشرفت زندگى بشریت در روى زمین و تمام زوایاى آن خواهد بود. از این رو امام صادق (ع) مى فرماید:
((دانـش بـیـسـت و هـفـت حـرف (شعبه و شاخه ) است و مجموع آنچه پیامبران آورده اند دو حـرف است و مردم تا آن روز بیش از آن دو حرف را نمى دانند و چون قائم قیام كند بیست و پـنـج حرف بقیه را برون آورده و در میان مردم منتشر مى سازد و بدین سان مجموع بیست و هفت جزء دانش را نشر مى دهد))(447)
این روایت هر چند به علوم پیام آوران الهى ناظر است ، ولى علاوه بر علم و شناخت خداوند و رسـالت او و آخرت ، به دانش هاى طبیعى نیز توجه دارد كه طبق اخبار رسیده ، پاره اى از اصـول هـمـیـن دانش ها را نیز پیامبران (ع) به انسانها آموخته اند و آنها را به این علوم راهنمائى كرده و جزئى از دریچه هاى آن را به روى آنان گشوده اند. از جمله آموختن خیاطى تـوسـط حـضـرت ادریـس و كـشتى سازى و نجارى توسط حضرت نوح (ع) و زره سازى بوسیله حضرت داوود و سلیمان به مردم انجام گرفته است ... و بعید نیست مراد از علم در ایـن روایـت هـم عـلوم دیـن و هـم علوم طبیعى باشد به این معنى كه نسبت علومى كه در اختیار مـردم اسـت با علومى كه حضرت مهدى (ع) به آنان مى آموزد نسبت 2 و 25 است (دو بیست و پنجم ).
از امام باقر (ع) روایت شده است كه فرمود:
((بـدانـیـد كه ذوالقرنین در انتخاب دو ابر رام و سركش مخیر گردید و او ابر رام را بـرگـزیـد و ابر سركش ، براى دوست و محبوب شما (مهدى ) ذخیره گردید، راوى گفت : سـؤ ال كـردم : ابـر سـركـش كـدام است ؟ فرمود: ابرى كه در آن غرش رعد و صاعقه و یا بـرق وجـود داشـتـه بـاشد كه محبوب شما بر آن سوار مى گردد. بدانید كه او بر ابر سـوار گـردیـده و بـا ایـن وسـائل بـالا مـى رود، وسـائل آسـمـانـهـا و زمـیـن هـاى هـفـتـگـانـه كـه پـنـج طبقه آن آباد و دو تاى آن ویران است ))(448)
و از امام صادق (ع) منقول است كه فرمود:
((در زمـان قـائم شـخص مؤ من در حالیكه در مشرق بسر مى برد، برادر خود را كه در مـغـرب اسـت دیـده و نـیـز آنـكـه در مـغـرب اسـت بـرادر خـویـش را در مـشـرق خـواهـد دید))(449)
و نیز فرمود:
((چـون قـائم مـا قـیـام نماید خداوند گوش و چشم شیعیان ما را چنان تقویت مى كند كه بـیـن آنـها و امام (ع) پست و پیك وجود نداشته باشد بگونه ایكه وقتى امام با آنها سخن مى گوید آنان مى شنوند و او را مى بینند و امام در جایگاه خود قرار دارد))(450)
و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
((وقـتـى كـارهـا در اخـتـیـار صـاحـب الامـر قـرار گـیـرد خـداونـد متعال پستى هاى زمین را مرتفع و برجستگى هاى آنرا هموار مى گرداند بگونه اى كه دنیا در پیش او همچون كف دستش باشد كدامیك از شما اگر در كف دستتان مویى باشد آنرا نمى بینید؟))
و روایـت شـده اسـت كـه : ((سـتـونـى از نور، از زمین تا آسمان براى او نصب مى گردد و اعـمـال بـنـدگـان خدا را در آن مى بیند و در زیر صخره اى در اهرام مصر علومى براى وى ذخیره گردیده است كه دست قبل از او بدان نمى رسد.))
(451)
و روایـات دیـگـرى كـه مـجـال بـحـث و بـررسـى كامل و تفسیر و توضیح آنها نیست . مثلا بـخـشـى از آنـهـا دربـاره تحول علوم بطور كلى و تغییر توانائى هاى ذهنى و ابزارهاى ویـژه مـؤ مـنـان و بـعضى دیگر درباره وسائل و كرامات امام عصر (ع) و یارانش سخن مى گـویـد از آن جـمـله روایـتـى اسـت كـه از امـام بـاقـر (ع) نقل شده است ، حضرت فرمود:
((گـوئیـا من یاران قائم را مى بینم كه بر شرق و غرب جهان احاطه پیدا كرده اند و هـمـه چـیـز تـحـت فـرمـان آنهاست ، حتى درندگان زمین و پرندگان شكارى آسمان در پى رضـایـت آنـهـا خـواهـند بود و همه چیز حتى این نقطه زمین بر نقطه دیگر آن اظهار فخر و غـرور مـى كـنـد و مـى گـویـد: امـروز مـردى از یـاران قـائم بـر مـن قـدم نـهـاد و عـبـور كرد))(452)
و نیز از آن بزرگوار نقل شده است كه فرمود:
((چـون قـائم قـیـام كـنـد در هـر مـنـطقه اى از مناطق زمین ، مردى را (بعنوان نماینده ) مى فرستد و مى گوید دستورالعمل تو در كف دست توست ، چنانچه اءمرى برایت پیش آمد كه آن را نـفـهـمـیـدى و حـكـمـش را نـدانـستى به كف دست خود نگاه كن و بر طبق آنچه در آن است عمل نما))(453)
این روایت در كتاب یوم الخلاص به منابعى نسبت داده شده كه آنها را در آن كتابها نیافتم . و ممكن است این جریانها به صورت اعجاز و كرامت براى آنان اتفاق افتد و یا بر اساس قواعد علمى و وسائل و ابزار پیشرفته انجام پذیرد.
حكومتى بزرگتر از سلطنت سلیمان و ذوالقرنین
از روایات مربوط به حضرت مهدى (ع) استفاده مى شود كه حكومت اسلامى و جهانى اى را كه آن حضرت بپا مى كند از فرمانروائى سلیمان و ذوالقرنین (ع) با عظمت تر است كه بـرخـى روایـات بـر ایـن مـوضـوع صـراحـت دارد، مـانـنـد روایـتـى كـه از امـام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود:
((قلمرو فرمانروائى ما از زمامدارى سلیمان بن داوود و حكومت ما از سلطنت او بزرگتر است ))
و روایـت بـعـدى حاكى از این است كه ابزار و وسائلى در اختیار آن حضرت خواهد بود كه در اخـتیار ذوالقرنین نبوده است و روایاتى كه دلالت دارد به اینكه آنچه از پیامبران به ارث مانده است از جمله میراث سلیمان در اختیار وى قرار دارد و دنیا نزد او همچون كف دست او خواهد بود.
زیرا قلمرو حكومت حضرت سلیمان (ع) شامل فلسطین و سرزمین شام بود و مصر و ماوراى آن یعنى قاره آفریقا را در بر نمى گرفت و به گفته روایات یمن تا هند و چین و ممالك دیـگر نیز در قلمرو فرمانروائى وى نبوده است ، بلكه طبق روایات شهر استخر واقع در جنوب ایران نیز خارج از حیطه فرمانروائى آن حضرت بوده است در حالیكه طبق روایات ، حـكـومـت حـضـرت مهدى (ع) سراسر جهان را فرا مى گیرد بگونه ایكه هیچ آبادى نمى مـانـد مگر آنكه در آن شهادت به یگانگى خدا و گواهى به رسالت پیامبر (ص ) داده مى شود و روى زمین ویرانه اى نمى ماند مگر آنكه آباد مى گردد.
و از طـرفـى ، امـكاناتى كه در اختیار مهدى (ع) مى باشد بیش از امكاناتى است كه خداى سـبـحـان در اخـتیار حضرت سلیمان قرار داد چه آنهائى كه معجزه آسا و با عنایت الهى در اخـتـیـار وى قـرار مـى گـیـرد و چـه آنهائى كه از لحاظ پیشرفت علوم و بهره بردارى از امـكـانـات طـبـیعى از آن برخوردار مى گردد و اما از حیث زمان ، طبق روایات و گفته مورخان فـرمـانـروائى سـلیـمـان (ع) حـدود نـیـم قـرن طـول كـشـیـد و پـس از وفـات او در سـال 931 قـبل از میلاد، انحراف بوجود آمد و دولت او از هم پاشید و بین دو مملكت قدس و نابلس جنگ در گرفت .
گـرچـه روایـات مـربـوط بـه مـدت حـكـومـت مـهـدى (ع) در طـول حـیـات او و پـس از آن مـتـفـاوت اسـت اما آنچه به اعتقاد ما مزیت دارد این است كه حكومت جـهـانـى حـضرت ، تا پایان دنیا استمرار خواهد داشت و بعد از او، فرزندان وى كه ادامه دهـنـدگـان راه آن حضرت مى باشند به حكومت مى رسند، آنگاه بعضى از پیامبران و امامان اهل بیت (ع) به دنیا باز مى گردند و تا پایان این جهان حكمرانى خواهند كرد.

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار