تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - حکومت سفیانی وشکست وی

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

((پـیـامـبر (ص ) از فتنه اى كه بین مشرق و مغرب واقع خواهد شد یاد نموده و فرمود در حالیكه آنها گرفتار چنان فتنه اى هستند، سفیانى از وادى یا بس (بیابان خشك ) بر آنها خروج مى كند، تا آنكه به دمشق فرود مى آید آنگاه دو لشكر، یكى به سوى مشرق و یـكـى بـه سـوى مـدیـنـه روانـه مـى كـنـد تـا ایـنـكـه بـه زمـیـن بابل و شهر نفرین شده (بغداد) فرود مى آیند و بیش از سه هزار تن را مى كشند و بالغ بـر یكصد زن را به زور تصاحب مى كنند، سپس از آنجا بیرون آمده به سوى شام رو مى آورنـد، در ایـن هـنگام لشكر هدایت خروج كرده و به آن لشكر مى رسد و آنها را از دم تیغ مـى گذراند كه یك نفر هم كه خبر مرگ بقیه را ببرد باقى نمى ماند. و آنچه از اسیران و غـنیمتها كه در دست آنهاست از آنان باز پس مى گیرند و اما لشكر دوم وارد مدینه شده و سـه شـبـانـه روز بـه غـارت و چـپـاول آنـجا مى پردازد آنگاه بیرون آمده و به سوى مكه روانـه مـى گـردنـد تـا ایـنـكـه بـه بـیـابـان مـى رسـنـد و خـداونـد در ایـن هـنـگـام جـبـرئیـل را بـر مـى انـگـیـزد و مـى فـرماید: جبرئیل برو و ایشان را نابود گردان ، پس جـبـرئیـل بـا پـاى خود ضربتى به آن زمین مى زند و زمین آنها را در خود فرو مى برد، و هیچ كس از آنها نجات نمى یابد مگر دو مرد از جهینه .))(164)
از امیر مؤ منان (ع) نقل شده است كه فرمود:
((مهدى روى آورنده است با موهایى پیچیده و خالى كه بر گونه خود دارد، آغاز نهضت او از جـانـب مـشـرق مـى بـاشـد و چـون آن امـر تـحـقـق یافت سفیانى خروج مى كند و بمدت بـاردارى یـك زن یـعـنـى نـه مـاه فـرمـانـروائى مـى كـنـد، وى در شـام خـروج مـى كـنـد و اهل شام مطیع او شوند بجز قبیله هاى حق طلب موجود در آنجا كه خداوند آنها را از خروج با سفیانى حفظ مى كند.
او بـا لشـكرى انبوه وارد مدینه مى شود تا اینكه سرانجام به بیابان مدینه مى رسد و خداوند او را در آنجا به زمین فرو مى برد. و این است معناى فرموده خداوند بزرگ :
((و اگـر مـى دیدى آن لحظه اى را كه هراسان شدند و دستگیر شدند از جایگاهى نزدیك .))
(165)
مـعـنـاى فـرمـوده امـیـر مـؤ مـنـان (ع) كـه ((روى آورنـده )) یـعـنـى وقـتـى راه مـى رود مثل اینكه با تمام اندام و وجود روى مى آورد. و معناى اینكه ((آغاز نهضت او از خاور است )) یـعـنـى آغاز امر او با دولت زمینه سازان ایرانى است و معناى ((وقتیكه آن امر تحقق یافت )) یعنى وقتى امر او آغاز یا آشكار مى شود و دولت آنها بر پا مى گردد سفیانى خروج مـى كـنـد. در ایـن روایـت زمـان خروج سفیانى تعیین نشده كه آیا بدون فاصله بعد از قیام دولت زمینه سازان حضرت مهدى (ع) خواهد بود و یا اینكه پس از سالهاى طولانى .. ولى سـیاق عبارت دلالت بر نوعى ترتیب و ارتباط بین دولت ایرانیان و خروج سفیانى دارد و خـروج وى عـمـلى حـسـاب شـده بـر ضـد ایـرانـیـان اسـت ، چـنـانـكـه در اوائل روایت مربوط به جنبش او صحبت كردیم .
از حنان بن سدیر نقل شده است كه گفت :
((از ابـوعـبـدالله (امـام صـادق ) (ع) دربـاره فـرو رفـتـن بـیـابـان سـئوال كـردم فـرمـود: ((اءمـا صـهـرا)) بـر سـر راه بـریـد كـه در دوازده مـیـلى آن در محل (ذات الجیش ) واقع است .))
ذات الجیش منطقه اى است میان مكه و مدینه و اءما صهرا محلى است در همان منطقه .
در نسخه خطى ابن حماد از محمدبن على (امام باقر) (ع) روایت شده است كه فرمود:
((بزودى پناهنده اى به مكه خواهد آمد، هفتاد هزار سرباز تحت فرمان مردى از قیس به آنـجـا فـرسـتـاده مـى شود همینكه آنها به محل ثنیه مى رسند، آخرین فرد آنها وارد شده و اولیـن نـفـر آنـان را آنـجـا خـارج نـمـى شـود، آنـگـاه جـبـرئیـل نـدا سـر مـى دهـد بـگـونـه اى كـه ایـن صدا به شرق و غرب جهان مى رسد (اى بـیـابـان ) (اى بـیـابـان ) بگیر آنها را كه خیرى در آنها نیست هیچكس بر هلاكت آنها آگاه نمى شود مگر چوپانى در كوهستان كه آنها را در حین هلاكت نظاره مى كند و از ماجراى آنها خـبـر مـى دهـد. پـس وقـتـى پـنـاهـنـده بـه كـعـبـه داسـتـان آنـهـا را مـى شـنـود بـیـرون مـى رود.))
(166)
و در همین كتاب از ابى قبیل نقل شده است كه گفت :
((از آنـهـا یكى باقى نمى ماند مگر یك بشارت دهنده و بیم دهنده اى ، اما بشارت دهنده نزد مهدى علیه السلام و یارانش مى آید و از آنچه اتفاق افتاده خبر مى دهد و گواه صحنه ، در چهره اش پیداست ، یعنى خداوند صورت او را به پشت سر او برمى گرداند و بدین تـرتـیـب با مشاهده برگشتن چهره او به پشت سر، سخن او را تصدیق مى كنند و آگاه مى شـوند كه آن قوم در زمین فرو رفته اند و دومى همانند اولى ، خداوند چهره اش را به عقب بـرمـى گـرداند، نزد سفیانى مى آید و آنچه بر سر یاران او آمده براى وى بازگو مى كند سفیانى نیز به جهت علامتى كه در او مى بیند گفته وى را باور مى كند و آن را مطابق با واقع مى داند. و این دو مردانى از قبیله كلب هستند.))
(167)
در همین نسخه از حفصه نقل شده است كه گفت :
((از پیامبر خدا شنیدم كه فرمود: لشكرى از جانب مغرب مى آید و این خانه (كعبه ) را مـى خـواهـد، تـا آنـكـه بـه بـیابان مى رسد و زمین آن را در خود فرو مى برد كسانى كه پـیـشـاپیش آن هستند باز مى گردند تا ببینند چه بر سر آن قوم آمده است كه آنها هم به هـمـان مـصـیـبـت گـرفـتـار مـى شـونـد آنـگـاه خـداونـد هـر كـس را بـر طـبـق نـیـت او بـر مى انگیزد.))
(168)
یـعـنـى كـسى كه مجبور به شركت در لشكر سفیانى بوده اگر چه در آخرت مانند شخص داوطلب و كسى كه با میل و اراده خود شركت كرده نیست اما او نیز بزمین فرو مى رود.
روایتى دیگر از پیامبر (ص ) روایت شده است كه فرمود:
((در شگفتم از قومى كه در یك جا مى میرند یا كشته مى شوند اما جایگاه آنها متفاوت و گـوناگون است ، پرسیدند: اى رسول خدا این چگونه است ؟ فرمود: براى اینكه در میان آنـهـا افـراد مـجـبـور و نـاچـار و بـى مـیـل و غـیر موافق وجود دارد ـ یعنى كسانى كه در یك مـحـل و در یـك زمان از دنیا مى روند خداوند به تناسب نیت ها و انگیزه هایشان در روز قیامت آنها را حساب رسى و مؤ اخذه مى كند زیرا برخى از آنها از روى كراهت و بى میلى و ترس بجهت زن و فرزندان و مانند آن و بعضى دیگر به اجبار و پاره اى دیگر داوطلبانه و با رغبت در آن شركت مى كنند.
و در روایتى آمده است كه شمار نفرات لشكر سفیانى كه بزمین فرو مى روند دوازده هزار نـفـر اسـت نـه هفتاد هزار تن . و در روایتى دیگر مى گوید یك سوم آنها به زمین فرو مى روند و یك سوم دیگر چهره هایشان به پشت سر بر مى گردد و یك سوم باقیمانده سالم مى مانند.))
(169)
آغاز بازگشت و عقب نشینى سفیانى .

پـس از وقـوع مـعـجـزه فرو رفتن در زمین ، در مورد لشكر سفیانى در راه مكه ، ستاره بخت سـفیانى رو به افول مى گذارد، در حالیكه اختر سعادت حضرت مهدى (ع) رو به اوج و درخشندگى مى نهد.
روایـات ، بـعـد از وقـوع حـادثـه فـرو رفـتن لشكریان سفیانى ، نقش نظامى دیگرى را براى او در حجاز ذكر نمى كند. با توجه به اینكه این ماجرا پایان بخش نقش او در حجاز خـواهـد بـود. امـا احتمال دارد نیروهایى براى او در مدینه باقى بماند كه با قواى حكومت (خـانـدان فـلان ) كـار زار كند و روایات خاطرنشان مى سازد كه حضرت مهدى (ع) پس از مـعـجـزه فـرو رفـتـن قـواى دشـمـن ، بـا سـپـاه خـود كـه مشكل از چند ده هزار نفر رزمنده است براى آزاد سازى مدینه راهى آنجا شده و با دشمنان خود در آنجا درگیر مى شود.
بـه هـر حـال حضرت مهدى (ع) مدینه را فتح و حجاز را آزاد و نیروهاى دشمن را منكوب مى سازد و لشكر سفیانى هر كجا كه رویاروى او باشد، از حجاز تا عراق و شام ، شكست مى خورد.. روایات یك نبرد یا بیشتر را یاد مى كند كه در عراق بین لشكر سفیانى از طرفى و سپاهیان مهدى (ع) و یاران خراسانى وى از ناحیه دیگر اتفاق مى افتد.
نبرد اهواز

پـس از شـكست نیروهاى سفیانى بدست زمینه سازان ایرانى و یمنى ، طبیعى است كه عراق تـحـت قـلمـرو حـكـومـت حـضـرت مـهدى (ع) و یاران وى در مى آید و شكست معجزه آساى مجدد سـفـیـانـى در حـجاز عامل كمك كننده اى در تثبیت قدرت یاوران مهدى (ع) در عراق مى گردد. بـویـژه روایـات خـاطـرنـشـان مـى سـازد كـه نیروهاى زمینه سازان ، پس ‍ از شكست قواى سـفیانى ، در عراق مستقر مى شوند و جهت بیعت با امام مهدى (ع) گروهى را به حجاز نزد آن حضرت مى فرستند. از امام باقر (ع) روایت شده است كه فرمود:
((یاران درفش هاى سیاه كه از خراسان به سوى كوفه مى آیند در آنجا فرو مى آیند و چـون مـهـدى (ع) ظـهـور مـى كـنـد گـروهـى را جـهـت بـیـعـت بـسـوى او مـى فرستند.))
(170)
همین روایت را ابن حماد در نسخه خطى خود روایت كرده :
((یاران درفش هاى سیاه از خراسان به كوفه روى مى آورند و چون مهدى (ع) در مكه ظهور نماید، گروهى را جهت بیعت نزد وى مى فرستند.))
(171)
ولى بـا وجـود عـوامـلى كـه ایـجـاب مـى كـنـد سـفیانى در عراق بطور كلى شكست بخورد، روایـاتـى وجـود دارد كـه از درگیر شدن نیروهاى وى در عراق سخن مى گوید و این بار سـفـیـانـى با تنها نیروى امام مهدى (ع) درگیر مى شود در حالیكه آن حضرت ، شعیب بن صـالح ، فـرمـانـده نـیـروهـاى ایـرانـى را بـه فـرمـانـدهـى كـل نـیروهاى خود كه بخش عظیمى از آنان ایرانى و یمنى و از سایر سرزمین هاى اسلامى مى باشند، انتخاب مى كند.
بـرخـى از روایات تنها از نبرد دروازه استخر یاد مى كند و آن را به عنوان جنگى بزرگ بین نیروهاى سفیانى و سپاهیانى حضرت مهدى (ع) توصیف مى كند.
و استخر شهرى قدیمى در جنوب ایران در منطقه اهواز است كه در صدر اسلام ، آباد بوده اسـت و آثـار آن نـزدیـك شـهـر نـفـت خـیـز ((مـسـجـد سـلیـمان )) هنوز دیده مى شود. بلكه نـقـل مـى كـنـنـد كـه شـهـر اسـتـخـر را حـضـرت سـلیـمـان پـیـامـبـر (ع) بـنـا نـمـود و در فـصـل زمـسـتان در آنجا حكمرانى داشته است و گویا مسجد سلیمان ، مسجدى بوده است كه حضرت سلیمان (ع) آنرا ساخته است .
دو روایت وجود دارد كه محل گرد آمدن نیروهاى ایرانى را منطقه ((بیضاء استخر)) معین مى كـنـد یـعنى منطقه سفید رنگى در شهر استخر و بنظر مى رسد كه همان بلندیهاى نزدیك مـسـجـد سـلیـمـان بـاشـد كـه بـه ((كـوه سـفـید)) معروف است . همچنین دو یا سه روایت ، خـاطـرنـشـان مـى سـازد كـه هـنـگـامـى كه امام مهدى (ع) از مدینه منوره به عراق عزیمت مى فـرمـاید نخست در بیضاء استخر فرود مى آید و ایرانیها با آن حضرت بیعت مى نمایند و بـه فـرمـاندهى امام مهدى (ع) در آنجا وارد كارزارى سخت با لشكریان سفیانى شده و او را شكست مى دهند..
در پـى ایـن نـبـرد حـضرت مهدى (ع) ((با هفت كجاوه نور از نور وارد عراق مى گردد كه مـردم نـمـى دانند كه وى در كدامیك از آنهاست )) و ما آن را در مبحث نهضت ظهور بیان خواهیم كرد.
در نـسـخـه خـطـى ابـن حـمـاد از عـلى (ع) روایـت شده است كه فرمود: ((وقتى سواران سـفـیـانـى بـه سـوى كـوفـه رفـتـنـد، گـروهـى را در جـسـتـجـوى اهل خراسان مى فرستد و در این حال اهل خراسان به طلب مهدى بیرون مى آیند آنگاه هاشمى بـا درفـش هـاى سـیـاه در حـالیـكه شعیب بن صالح در پیشاپیش آنها حركت مى كند با امام مـهـدى مـلاقات مى كند و همچنین آن حضرت در محل دروازه استخر با یاران سفیانى برخورد مى كنند و بین آنها نبردى بزرگ رخ مى دهد. در این هنگام درفش هاى سیاه آشكار مى شود و سـواران سفیانى پا به فرار مى گذارند)) در این بحبوحه مردم آرزوى دیدار مهدى (ع) را داشته و او را مى جویند.))
(172)
مـعـناى جمله ((هاشمى با او ملاقات مى كند)) یعنى حضرت مهدى (ع) و هاشمى خراسانى فرمانده نیروهاى ایرانى یكدیگر را ملاقات مى كنند، چنانكه روایت بعدى صریحا بر آن دلالت دارد، یـعـنـى گـروههاى ایرانى در جستجوى امام مهدى (ع) بیرون مى آیند تا با او بیعت نموده و در كنار آن حضرت ، علیه دشمنان به نبرد بپردازند. از این رو متوجه جنوب ایـران نـزدیـك مـرزهـاى خـشـكـى حـجـاز، از نـاحیه بصره مى گردند، در این هنگام است كه فرمانده آنها هاشمى خراسانى و سپاهیان وى با حضرت ملاقات مى كنند، به این معنى كه امـام مـهـدى ارواحـنـا فـداه ، پـس از آزاد كردن حجاز و حركت به سمت جنوب ایران ، با آنان ملاقات مى كند، آنگاه نبرد یاد شده با نیروهاى سفیانى كه روایت اشاره مى كند به اینكه آنـهـا وارد جـنـوب ایـران و عـراق مـى شـونـد، بـوقـوع مـى پیوندد.. و شاید این بار آنها نـیـروهـاى خـود را بـا نـیروهاى غربى از طریق خلیج فارس و بصره وارد نبرد مى كنند، چنانكه خواهد آمد.
روایتى دیگر در نسخه خطى ابن حماد ص 86 مى گوید:
((سفیانى در جنگ خود در عراق ، لشكریانش را در سراسر جهان پخش مى كند.))
و ایـن نـكـتـه نـشـانـگر گستردگى و پراكندگى نیروهاى وى در عراق و مرزهاى ایران و عـراق مـى باشد كه فرض حضور نیروى دریائى سفیانى و هم پیمانان غربى وى را در خلیج فارس تاءیید مى كند.
روایت ذیل آمدن حضرت مهدى (ع) به جنوب ایران را بیان و نیز جنگ دروازه استخر یا كوه سفید را توصیف مى كند. ولى متاءسفانه در متن روایت ، نوعى آشفتگى وجود دارد:
((سفیانى لشكریان خود را پس از ورود به كوفه و بغداد در سراسر دنیا منتشر مى سـازد و از نـاحـیـه مـاوراءالنـهـر، از اهـل خـراسان ، ترس و وحشتى به او مى رسد، آنگاه سـپـاهـیـان مـشـرق (بـه لشـكـریـان سـفـیـانـى هـجـوم مـى آورنـد و آنـهـا را بـقتل مى رسانند) وقتى این خبر به او مى رسد سپاهى گران به استخر مى فرستد و در ایـن زمـان (سـفـیـانى و نیروهایش ) و حضرت مهدى (ع) و هاشمى در كوه سفید برخورد مى كنند و در آنجا بین آنها كارزارى چنان بزرگ بوقوع مى پیوندد كه سواران ، خون را به ساقهاى پاى اسبان خود مى رسانند.))
روایـت نـخـسـتـیـن تـاءثـیـر شـگرفى را كه در اثر شكست نیروهاى سفیانى در نبرد اهواز بـوجـود مى آید، یاد مى كند كه در هواداران حضرت مهدى (ع) در میان ملتهاى مسلمان موجى بـر پـا مـى كـند بطوریكه براى پیوستن به آن حضرت و بیعت با وى دست به حركت و جنبش مى زنند.
((در ایـن هـنـگـام مـردم آرزوى دیـدار حـضـرت مـهـدى را مـى كـنـنـد و او را جـسـتـجـو مـى نمایند))
بـه هـر حـال ، روایات راجع به جنگ هاى سفیانى در عراق بعد از فرو رفتن لشكر او در مـنـطـقـه حجاز، هر گونه كه باشد، آنچه كه در آن تردیدى نیست این است كه بعد از این حـادثـه ، وارد مـرحله عقب نشینى و شكست مى گردد. و تمام سعى او صرف حفظ و نگهدارى قـلمـرو حـكـومـت خـود یـعنى سرزمین شام و نیز تقویت آخرین خط دفاعى فلسطین و قدس و آمادگى در برابر حمله نیروهاى حضرت مهدى (ع) مى شود.
روایـات ، در مـورد جـنـگـهـاى سفیانى با حضرت مهدى (ع) و یارانش ، تنها به ذكر نبرد فـتـح بـزرگ ، فـتـح مقدس و آزادى فلسطین مى پردازد كه جنگ پایانى وى خواهد بود و به شكست هم پیمانان یهودى و غربى وى مى انجامد.

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار