تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - ترکان ویهودیان ونقش آنان زمان ظهور

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

 

((نـزدیـك اسـت امـتها علیه شما یكدیگر را فرا خوانند، بسان فراخواندن خورندگان بـر سـر سـفـره . هـر چـنـد شـمـا از نـظـر عـدد بـسـیـاریـد، امـا هـمـچـون خـاشـاك بر روى سـیـل مـى بـاشـیـد، خـداونـد هـیـبـت و شـكـوه شـمـا را از دل دشمنانتان برداشته ، و در اثر علاقه مندى به دنیا و بیزارى از مرگ ، ضعف و سستى را به دل شما مى افكند.))(16)
ایـنـهـا روایـاتـى روشـن و رسـا بـود كه نور نبوت بر آنها تابیده و نشانگر اوضاع و احـوال امـت اسـلامـى بـا زمـامـداران ستمگر و با دشمنان سلطه گر آنان است و فرج ظهور حضرت مهدى علیه السلام را مژده مى دهند.
و نیز از او نقل شده كه فرمود:
((واى بـر عـرب از شـرى كه به آنها نزدیك است ، بالها، چیست آن بالها؟، بادى كه وزش آن نـابـودكـنـنـده اسـت و بـادى كـه وزش آن بـرانـگیزاننده است و بادى كه وزش آن سـستى آور است ، واى بر آنها از كشتار سریع و مرگ آنى ، و گرسنگى دردناك ، بلا و گرفتارى بر سر آنان فرو ریزد فرو ریختنى ))(17)
مـمـكـن است مراد از (بالها) هواپیما باشد كه همچون باد سریع و آرام مى آید و سبب كشتار زیـاد، و بـاعـث مـرگ و میر آنى مى گردد و یا اینكه بادى است كه از موج بمب هاى قوى و ضـعـیـف نـاشـى مـى گـردد. هم چنانكه احتمال دارد كه این (بالها) همان است كه بیان آن در روایـت مـربـوط بـه كـارزار حـضـرت مـهـدى (ع) با سفیانى و اعراب طرفدار یهودیان و رومیان در معركه آزادى قدس آمده ، چه اینكه در نسخه خطى ابن حماد چنین آمده :
((آنـگـاه خـداونـد، بـاد و پرندگانى را بر رومیان مسلط مى گرداند، كه با بالهاى خـود بـر گـونـه هـاى آنـان آنـچـنان ضربه مى زنند كه چشمهایشان نابینا گشته و زمین شكافته شده و آنها را در خود فرو مى برد.))(18)
و نـیـز مـمـكـن اسـت بـالهـاى پـرنـدگـان حـقـیـقـى هـمـچـون ابـابـیـل (پـرستو) باشد و یا جنگ افزارهایى مانند هواپیما كه حضرت مهدى (ع) آنها را بـكـار مـى بـرد، و بـه رودى بیان آن در بحث رزمگاه بزرگ قدس و در بخش حركت ظهور خواهد آمد.
از پیامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود:
((مـشـركـان ، مـسـلمـانـان را به خدمت خویش گمارده و آنان را در شهرها به فروش مى رسانند، و هیچ نیكوكار و بدكارى از این عمل پروائى ندارد. این بلا و گرفتارى آن چنان گریبان گیر مردم آن روزگار شود كه همه ناامید و ماءیوس و بدبین شده و تصور كنند كـه گشایشى بر آنان نیست ، كه در این هنگام خداوند مردى از پاكان عترت من و از نیاكان ذریـه ام بـرانـگـیـزد، مـردى عـادل ، خـجـسـته و پاكیزه كه ذره اى (از دستورات اسلام ) را فـروگـذار نـمـى كـنـد و خـداونـد دیـن و قـرآن ، اسـلام و مـسـلمـانـان را بوسیله او عزت و سـربلندى بخشیده و شرك و مشركین را ذلیل و زبون مى گرداند، وى پیوسته در حالت پـروا از خداست و در اجراى حكم خداوند فریب خویشاوند را نمى خورد، سنگ بر روى سنگ نـگـذاشـتـه ، و عـمـارتـى براى خویش بنا نمى كند، در زمان فرمانروایى خود بر كسى تـازیـانـه نـزنـد مـگـر جـهـت اجـراى حـد شـرعـى ، خـداونـد مـتـعال تمام بدعت ها را بوسیله او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بین مى برد و در هـر حـقـى بـه وسـیـله او گـشـوده مـى شـود و درهـاى بـاطـل را مـى بـنـدد و خـداونـد مـسـلمـانـان دربـند را هر كجا كه بسر برند توسط او به دیارشان باز مى گرداند))(19)
ایـن روایـتـى اسـت كـه حـالت دردنـاك به ضعف كشیدن مسلمانان ، و خرید و فروش آنان و اسـارتـشـان را در دیـگـر سـرزمـیـن هـا تـرسـیم مى نماید، و این حالت تنها به زمان ما و مـسـلمـانـانـى كـه بـا حقارت كاركنان و خدمتگزاران مشركان اند منحصر نمى گردد، بلكه شـامـل مـعـامـله بر سر ملتهاى مسلمان و بیرون راندن آنها از سرزمین هایشان و به اسارت درآمدن آنان توسط مشركان نیز مى شود.
سـپـس این روایت خاطر نشان مى سازد كه در حالت یاءس و درماندگى ، ناگاه منجى عالم بشریت حضرت مهدى ارواحنا فداه ظهور مى كند.
رومیان و نقش آنان در زمان ظهور
مـنـظـور از روم در روایـات مـربـوط بـه آخـر الزمـان و ظـهـور حـضـرت مـهـدى (ع)، مـلل اروپـائى و قـرنـهـاى اخـیر، گسترش ‍ آنان در امریكا مى باشد، كه فرزندان روم و وارثان امپراطورى تاریخى رومیان هستند.
گـاهـى گـفـتـه مـى شـود: رومـیـانـى كـه خـداونـد مـتـعـال سـوره اى دربـاره آنـان نازل فرموده و پیامبر (ص ) و مسلمانان بعدها با آنان پیكار نمودند ، غیر از اینان هستند. زیرا آنان بیزانس ها بودند كه پایتخت آنان ابتدا شهر ((رم )) در ایتالیا و سپس شهر قـسـطـنـطـنـیـه گـردیـد تـا ایـنـكـه مـسـلمـانـان حـدود 500 سـال پـیـش آن را فـتـح نـمـوده و ((اسـلامـبـول )) نـامـیـدنـد و مـردم آن را استانبول تلفظ نمودند.
پـاسـخ : صـحـیـح اسـت كه رومیان هنگام نزول سوره مباركه روم و صدور روایات درباره آنـان كـه از طـرفداران امپراطورى روم یا بیزانس (معروف ) بودند. امام غربى هاى امروز افـرادى غـیـر آنها نیستند ، بلكه ادامه سیاست و تمدن آنها به حساب آمد و بخشى از آنان شـمـرده مـى شـونـد.. و مـلتـهاى فرانسه و بریتانیا و آلمان و غیر آن ، از لحاظ فرهنگ و سیاست و دین ، اركان حقیقى امپراطورى روم مى باشند. و این كه آنها در آن زمان مناطق تحت نفوذ روم و (مستعمرات آن ) نامیده مى شدند، این حقیقت را نفى نمى كند.
بـلكـه سـرداران بـیـزانـس رومـى خـود بـه مـدت 2 هـزار سـال پـایتخت شان رم و قسطنطنیه بود در حالى كه همه آنان از نژاد ایتالیائى و ریشه واحـدى نـبـودنـد، بـلكـه از ریـشـه و نژادهاى متعدد اروپائى بودند و بعد از آنكه یونان جزئى از امپراطورى روم گردید، گاهى در میان آنان یونانیان نیز بچشم مى خوردند .
و شاید به همین دلیل بـاشـد كـه وقتى امپراطورى تقلیدى روم به ضعف گرائید و در قسطنطنیه و پیرامون آن محدود گردید و در محاصره دریائى از ملتهاى مسلمان قرار گرفت ، اروپائیان به ادعاى مـیـراث خـوارى بـه پـا خاسته ، وعده اى از سران كشور آلمان و غیر آن را، قیصر (سزار) نامیدند.
ایـن نـوع تـغـیـیـر و تـحـول در امپراطورى ها و دولتها امرى طبیعى است ، چرا كه حكومت از كـشـورى بـه كـشـور دیـگـر و از مـلتـى بـه مـلت دیـگـر انتقال مى یابد، و این با باقى ماندن نام و خصوصیتهاى اصلى آن منافات ندارد.
بنابراین ، روایات شریفه اى كه از آینده رومیان یا به تعبیر عرب ها ((بنى اصفر)) (= زرد پـوسـتـان ) خـبـر مـى دهـد، مـرادشـان فـقـط رومـیـان بـیـزانـس ایـتـالیائى ، منهاى ملل و قبیله هاى فرنگى و سایر قبایل وابسته به آنها نیست .
بـه هـمـیـن دلیـل مـسـلمانان در كتابهاى تاریخى خود از آنها به رومیان و گاهى فرنگیها تـعـبیر مى كنند امام در عین حال به همه آنها رومى گفته ، و آن را به صورت ((اءروام )) جمع مى بندند.
علاوه بر آن ، آنچه از سوره مباركه روم ، آیات 31 و 32 و سوره كهف آیه هاى 12 و 21 و غـیـر آن دربـاره شـرك آنان نسبت به خداوند متعال و احزاب و پیروان آنها استفاده مى شود ایـن اسـت كـه مـراد از آنـان مـلتـهـا و احزاب مدعى پیروى از حضرت مسیح علیه السلام مى بـاشـنـد. و روشـن اسـت كه رهبرى ملتهاى مسیحى به دست رومیان ایتالیائى و قسطنطنیه بوده سپس غربیها از آنان به ارث برده اند.
نام روم در بسیارى از روایات زمان ظهور آمده از جمله روایات مربوط به فتنه و آشوب و تسلط آنان بر مسلمانان ، كه قبلا گذشت .
و روایـات دیـگـرى دربـاره حـركـت نـاوگـانـهـاى جـنـگـى آنـهـا بـه سواحل سرزمین هاى عربى ، اندكى پیش از ظهور حضرت مهدى علیه السلام ، وجود دارد.
از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمودند:
((وقتى كه در سرزمین شام بلوایى را مشاهده نمودى ، پس مرگ است و مردن ، تا آنكه غـربـیـان بـه تـحـرك آمـده و روانه سرزمینهاى عربى گردند. كه حوادثى بین آنان رخ خواهد داد.))(20)
و فـتـنـه و آشـوب شـام در روایـات مـربـوط به زمان ظهور به مرحله كشمكشهائى كه در سرزمین شام بعد از آشوب و استیلاى اجانب بر امت اسلامى واقع مى شود اطلاق مى گردد.. بـه ایـن مـعـنى كه ((بنى اصفر)) ((غربیها)) خود را ناگزیر از دخالت مستقیم نظامى مـى بـیـنـنـد، بـعـد از آن كـه به واسطه پایدارى مردم آن سامان و امواج سیاسى موجود و درگـیـر آن ، از تسلط بر منطقه پیرامون فلسطین ناتوان گشته و دخالت نظامى آنها در آینده با مقاومت مسلمانان كشورهاى عربى مواجه خواهد شد.
از امیر مؤ منان علیه السلام روایت شده كه فرمود:
((در مـاه رمـضـان به هنگام صبح از ناحیه مشرق ندا دهنده اى بانگ برمى آورد كه : اى اهل ایمان گردهم آیید و از ناحیه مغرب پس از ناپدید شدن شفق ، ندا كننده اى ندا سر دهد: اى اهـل بـاطـل گـرد هـم جـمـع شـویـد... و رومـیـان بـه سـاحـل دریـا نـزدیـك غـار اصـحـاب كـهـف روى آورده و خـداوند آن جوانان را با سگ شان از غـارشـان بـرمـى انـگـیزد، در بین آنان دو مرد بنام ملیخا، و خملاها بوده كه این دو تسلیم اوامر حضرت قائم علیه السلام خواهند بود.))(21)
و شـایـد ایـن جنبش نظامى ادامه حركت گذشته و یا همان حركت باشد، و روایت گویاى این اسـت كـه آن جـریـان نـزدیك حركت ظهور آن حضرت خواهد بود كه چرا كه حوادث ، پى در پى و به دنبال نداى آسمانى در ماه رمضان بوجود آمده و تا محرم ادامه مى یابد، و ظهور آن بزرگوار در شب دهم و روز دهم ماه محرم به وقوع مى پیوندد.
از برخى روایات چنین استفاده مى شود كه نیروهاى غربى آهنگ سرزمین شام كرده و در عكا و صـور، و طـبـق ایـن روایـت نـزدیـك غـار اصـحـاب كـهـف ، یـعـنـى در انـطـاكـیـه از نـاحـیه ساحل سوریه ـ تركیه ، فرود مى آیند.
دربـاره جـوانـان اصـحـاب كـهـف روایـاتـى وارد شـده كـه خـداونـد مـتـعـال آنـان را در آخـرالزمـان ظاهر مى نماید تا براى مردم علامت و نشانه اى بوده ، و از یاران حضرت مهدى علیه السلام باشند و ما آن را در بحث پیرامون ، یاران آن حضرت یاد خـواهـیـم كـرد. فـلسـفـه ظـاهر شدن آنان به هنگام فرود آمدن نیروهاى غربى در آن برهه حـسـاس ، ایـن اسـت كـه مـعـجـزه اى خـصـوصـا بـراى مـسـیـحـیـان بـاشـنـد، زیـرا طـبـق نـقـل روایـات یـاران حـضـرت مـهـدى عـلیـه السـلام نـسـخـه هـاى اصـلى تـورات و انـجـیـل را از غـار انـطـاكیه بیرون آورده و به وسیله آن با رومى ها و یهودیان به بحث و گـفـتـگـو مـى پردازند، احتمال دارد این غار، همان غار معروف اصحاب كهف و یا غار دیگرى باشد.
به نقل از جابر جعفى ، امام باقر علیه السلام كه فرمودند:
((شـورشـیـان روم بـزودى روى آورده و در رمـله فـرود مـى آیـنـد، اى جـابـر: در آن سال ، در سراسر زمین از ناحیه غرب اختلاف فراوان وجود دارد.))(22)
البـتـه مـمـكـن است این شورشگران ، مزدوران غربى ، داوطلبان نبرد با یهود باشند كه بـه هـمـین منظور در رمله فلسطین فرود مى آیند، و ظاهرا مراد از اختلاف مذكور در روایت از ناحیه مغرب زمین و یا غرب ، همان غرب سرزمینهاى اسلامى باشد، چرا كه بعد از آن بیان مى كند كه اولین حادثه اى كه به شام یم رسد خراب شدن آن است و احتمالا خرابى آنجا به سبب غربى ها باشد.
و آنـچـه را كـه در ایـن زمـیـنـه قـابـل تـوجـه اسـت ، مـطـالبـى اسـت كـه از اهل بیت علیهم السلام ، در تفسیر اوائل سوره مباركه روم وارد شده است .
((سـوگـنـد به این حروف (الف ، لام ، میم ) رومیان غالب گردیدند، در نزدیك ترین سـرزمـین و اینان بعد از مغلوب شدن به زودى غالب مى گردند، در اندك سالى ـ اءمر از آن خداوند است از پیش و آینده و آن روز ایمان آورندگان به یارى خدا چنین شاد مى گردند هم اوست كه هر كسى را كه خواهد یارى فرماید، و اوست غالب و مهربان ))(23)
از امام باقر علیه السلام روایت شده كه آن حضرت ((یارى خداوند را نسبت به مؤ منین )) در آیـه شـریـفه ، به ظهور حضرت مهدى علیه السلام تفسیر نموده اند، و گویا خداوند آن حضرت را بر رومیان پیروز مى گرداند.
(24)
از جـمـله روایـات دیـگـر در این زمینه ، روایات مربوط به فرود آمدن حضرت عیسى علیه السـلام و دعـوت نـمـودن آن حـضرت مسیحیان را به اسلام و پیروى از حضرت مهدى علیه السلام است كه این فرموده خداوند را روشن مى سازد:
((حضرت عیسى علیه السلام نشانه اى است از علامتهاى قیامت ))(25)
((هـمـه اهـل كـتـاب قبل از مردنش به او ایمان مى آورند، و او در روز رستاخیز گواه بر آنهاست ))(26)
یعنى آن بزرگوار یكى از علائم رستاخیز بوده و هنگامى كه خداوند او را به دنیا فرود آورد، تـمـام نـصـارى و یـهـود بـه او ایـمـان آورده و خـود و مـعـجـزه هـایـش را قبل از آنكه از دنیا رحلت كند، مى بینند.
و در روایت آمده است كه عیسى علیه السلام بوسیله حضرت مهدى علیه السلام و معجزاتى كه خداوند در اختیار او نهاده با رومیان بحث و مناظره مى كند.
(27)
آن حـضـرت پـس از مـعـجـزه فـرود آمـدنـش از آسـمـان ، در دگـرگـونى اوضاع سیاسى و شورانیدن ملتهاى غربى بر ضد فرمانروایانشان ، نقش مهم و اساسى خواهد داشت ، كه در جریان فرود آمدن آن بزرگوار به بیان آن خواهیم پرداخت .
از جـمـله روایـات مـورد بحث ، احادیث مربوط به آتش بس میان مسلمانان و رومیان مى باشد كـه حـضـرت ، قـرارداد عـدم تـجاوز را با آنان امضاء خواهد نمود، ظاهرا این پیمان بعد از نـبـرد بزرگ قدس است كه در مثلث عكا ـ قدس ـ انطاكیه بین سپاه آن حضرت و لشكریان سـفیانى با پشتیبانى یهود و رومیان رخ مى دهد و بعد از پیروزى حضرت مهدى و ورودش به قدس و فرود آمدن حضرت عیسى علیه السلام خواهد بود.
بـه نـظـر مـى رسـد كـه حـضرت مسیح علیه السلام در این درگیرى و نبرد نقش وساطت و مـیـانـجى گرى را بر عهده خواهد داشت ، كه درباره آن سخن خواهیم گفت ، از پیامبر صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمود:
((اى عـوف ! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذكر باش ... از جمله فتنه و آشوبى را كـه خـانـه اى از عـرب خـالى از آن فـتـنـه نـخـواهد بود، میان شما و بنى اصفر (غربیها) صلحى برقرار مى گردد، سپس با شما پیمان شكنى نموده ، و با هشتاد لشكر كه هر یك متشكل از 12 هزار سرباز مى باشد به شما حمله ور مى شوند.))(28)
همچنین از آن حضرت روایت شده كه فرمودند:
((بـیـن شـما و رومیان چهار پیمان صلح بسته مى شود، كه چهارمین آنها به دست مردى از خـانـدان هـرقـل اسـت كـه چـنـد سـال (دو سـال ) دوام خـواهـد یـافـت ، در این هنگام مردى از عـبدالقیس به نام سؤ ددبن غیلان پرسید: در آن روز پیشواى مردم كیست ؟ حضرت فرمود: مهدى از فرزندانم .))(29)
در بـرخـى از روایـات مـدت پـیـمـان نـامـه صـلح هـفـت سـال ذكـر شـده ، امـا غـربـى هـا تـنـهـا پس از دو سال عهدشكنى نموده و پیمان خود را با مـسـلمـانـان بـر هم زده و با سپاهى كه متشكل از قریب به یك میلیون سرباز مى باشد با حمل 80 پرچم در سواحل فلسطین و سرزمین شام ، با مسلمانان درگیر مى شوند.
و در پـى آن ، حضرت مهدى علیه السلام رهسپار فتح و آزادى اروپا و جهان غیر اسلام مى گردد كه در بحث حركت ظهور آن حضرت خواهد آمد.
دیـگـر روایـات ارتـباط سفیانى با رومیان و فرار هواداران وى پس از شكست او به طرف كشور روم ، و تعقیب آنان توسط یاران حضرت مهدى علیه السلام و بازگرداندن آنها را بیان مى كند، از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمودند:
((زمانى كه حضرت قائم علیه السلام قیام نماید، سپاه خویش را به سوى بنى امیه (سـفـیانیان ) گسیل دارد آنها به سوى روم بگریزند، به آنان مى گویند تا به كیش ما در نـیائید شما را راه نخواهیم داد، آنها پذیرفته و رومیان آنان را وارد مى كنند و آنگاه كه یـاران حـضـرت مـهدى علیه السلام با رومیان مواجه مى شوند، آنها تقاضاى صلح و امان مى نمایند، پیروان آن حضرت پاسخ مى دهند كه تا هم كیشان ما را آزاد نكنید به شما امان نخواهیم داد، سپس آنها را آزاد نموده و به یاران حضرت باز مى گردانند.(30)
روایـات دیـگـرى نشانگر این است كه سفیانى داراى فرهنگى غربى بوده ، وى در كشور روم بـسـر مـى بـرد و سپس راهى منطقه شام مى گردد و حركت خود را از آنجا آغاز مى كند، چنانكه به بیان آن خواهیم پرداخت ، در كتاب غیبت طوسى (ره ) آمده است كه :
((سـفـیـانـى كـه سـر كـرده قـوم است از كشور روم به حركت در آمده در حالى كه چون مسیحیان صلیب به گردن دارد.))(31)
از جـمـله روایـات ، احـادیـث آزادى سـرزمـیـن روم توسط حضرت مهدى علیه السلام و اسلام آوردن رومـیـان بـدسـت آن حـضـرت اسـت ، البـتـه احـتـمـال دارد ایـن امـر بـه دنـبـال شـكـسـتـن پـیـمـان صـلح و حـمـله نـظـامـى آنـان بـه سـاحـل فـلسـطـین و سرزمین شام و شكست خوردن آنها باشد، چنانكه ممكن است این درگیرى سـخت ترین نبردهاى روم با حضرت مهدى علیه السلام باشد كه در پى آن گرایشى در بین ملتهاى آنان نسبت به اسلام پیدا مى شود.
و در برخى از روایات ، آمده است كه :
((با تكبیر، هفتاد هزار تن از مسلمانان روم را فتح مى نمایند.))(32)
بعید نیست كه سقوط این پایتخت غربى با تظاهرات غربى ها و تكبیر آنان در حالى كه حضرت مهدى علیه السلام و یارانش آنان را همراهى مى كنند، انجام شود.
از امام باقر علیه السلام روایت شده كه فرمودند:
((آن گـاه اهـل روم بـدسـت حضرت مهدى علیه السلام اسلام آورده و حضرت براى آنان مـسـجـدى را بـنـا مـى كـنـد سپس با جانشین قرار دادن یكى از یارانش در آنجا، خود باز مى گردد))(33)
ظـاهـرا حضرت مسیح علیه السلام در دگرگونى ملتهاى غرب نقش اساسى داشته ، و این امـر در خـلال دو سـه سالى است كه بین امام علیه السلام و غربیان پیمان صلح برقرار اسـت ، و احتمالا حضرت عیسى علیه السلام در این برهه ، در غرب بسر برده و یا بیشتر حضور او در غرب خواهد بود.
تركان و نقش آنان در دوران ظهور
بـه نـظـر مـا منظور از تركها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت ، روس ها و اطرافیان آنـان از مـلتـهـاى اروپـاى شـرقـى هـستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخى مسیحى اند و از مـلتـهـاى مـسـتعمره امپراطورى روم بشمار مى روند، تا جائى كه مدعى وراثت آنها شده ، و شـاهـان خود را مانند آلمانى ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیكن آنان اولا: از قبیله هـاى گـونـاگـون مـنـطـقـه شـرق آسـیا ـ اروپا هستند كه در زبان روایات و تاریخ ، به ((قبیله ها و ملتهاى ترك )) نامیده شده اند، و این نام علاوه بر تركهاى تركیه و ایران ، شامل قبیله هاى تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز مى گردد.
دوم ایـن كـه : مـسیحیت ، اخیرا به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلكه بصورت یك قشر سطحى در آمده ، و بدتر از وضع آنان ، در میان ملتهاى اروپاى غربى وجـود دارد، چـرا كـه مـادى گـرائى شـرك آمـیـز آنـان چـیـره گـشـتـه ، و شـایـد بـه هـمـیـن دلیـل اسـت كـه تـسـلیـم نـظریه كمونیسم مادى گرا و الحادى شده و در برابر نفوذ آن ، مقاومت نكردند.
سـوم : ایـنـكـه روایـات مربوط به جنبش تركان علیه مسلمانان ، اگر چه پاره اى از آنها بـر یـورش تـركـهاى مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجرى منطبق مى گردد. اما برخى از آن روایات ، حركت هاى آنان را كه به حوادث ظهور حضرت مهدى علیه السلام متصل مى گردد، و همچنین همكارى آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یكدیگر در هـمـان زمـان را بـیـان مـى كـند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته ، و یا اینكه اگر قـضـیـه بـه درازا كشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامى كه ریشه و تبار تركى دارند در روسیه و اروپاى شرقى ، منطبق است .
اینك نمونه هایى از روایاتى كه نقش آنان ، در آنها بیان شده است :
از آن جـمـله ، روایات فتنه و آشوب اخیرى است كه بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع مـى شـود، كـه قـبـلا گـذشـت ، كـه آنـرا جـز بـه هـجوم غربیان و روسها به سرزمین هاى مـسـلمـانـان در اوایـل ایـن قـرن ، نمى توان تفسیر نمود، همانكه ، پیوسته ادامه داشته تا اینكه خداوند آن را با حركت زمینه ساز حضرت مهدى علیه السلام در امت ، و سپس با ظهور مبارك او ارواحنا فداه بر طرف مى سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانى با ترك ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالا مراد از تـركـان هـمان روسها هستند، چه آنكه سفیانى هم پیمان روم و یهود بوده ، و در اءخبار آمده اسـت كـه حـركـت او در مـنـطـقـه سـوریـه و اردن بـه دنـبـال سـلطـه تـركـان بر سوریه پدید مى آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه كوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شكست شورش (علج اءصهب ) پدید مى آید.
((زمـانـى كه علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حكومت دچار سختى و بحران گردد، پس از انـدكـى كـشـته خواهد شد، آنگاه (اءكحل ) به خونخواهى وى برمى خیزد، و اینجاست كه كشور به شرك (ترك = نسخه بدل ) بازگردانده مى شود.))(34)
در روایات مربوط به ظهور، اءصهب و اءبقع ، دو رهبر مخالف حركت سفیانى یاد شده اند كه سفیانى بر آن دو پیروز شده ، و بر منطقه تسلط مى یابد.
و مـن روایـاتـى را كـه دلالت بـر جنگ سفیانى با ترك ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بـنـمـایـد، نـیـافـتـم ، اما روایات بسیارى به صورت متواتر اجمالى
(35) رسیده كه حـاكـى از درگـیـرى بـزرگ سـفـیانى با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه ـ عراق ـ تـركـیه مى باشد، این نبرد از جنگ هاى بزرگى است كه از پیش وعده داده شده ، و انگیزه آن درگیرى و كشمكش بر سر گنجى است كه در مجراى نهر فرات و یا نزدیك آن كشف مى شود.
بـعـلاوه ، شـاید مراد از اتراك ، در این نبرد تركهاى تركیه باشند نه روسها، ممكن است روسـیـه در جـنـگ با تركها بطور نهانى با سفیانى بوده و از او پشتیبانى مى نماید. و بـه خـواسـت خدا بزودى یادى از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث كشور شام و حركت سفیانى خواهد آمد.
و از جمله ، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان كه در رویارویى با تركان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود:
((آذربـایـجـان بـراى مـا لازم اسـت ، چـیـزى در مـقـابل آن یاراى مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام كند به سوى او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روى برف باشد.))(36)
مـمـكـن اسـت از قـول امـام (ع) كـه فـرمـود: ((نـاگـزیـر از آذربـایـجـان بـوده و چیزى در مـقـابـل آن ایـسـتـادگـى نـمـى كـند)) چنین استفاده شود كه آن جنبشى است هدایت گر كه در آذربـایـجـان و یـا از نـاحـیه اهالى آن سامان بوجود آمده كه لازم است بعد از آن ، انتظار و درنگ نموده ، تا نشانه هاى نزدیك آن آغاز گردد، و چنانكه از روایت زیر فهمیده مى شود ممكن است این ماجرا در رویارویى با روسها باشد؛
((دو خروج براى تركان رخ مى دهد، كه در یكى از آنها آذربایجان ویران گشته و در خـروج دیگرى در جزیره سر مى زند كه عروسان حجله نشین را به وحشت مى اندازد در این هـنـگـام اسـت كـه خداوند متعال مسلمانان را یاورى نموده ، و قربانى بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.))(37)
وقـتـى بـه تـنـهـایـى ایـن روایـت را مـورد بررسى قرار مى دهیم ، احتمالا از جمله روایات مـربـوط بـه هـجوم تركان و مغول به سرزمینهاى اسلامى باشد، كه در نخستین مرحله اى كـه به آذربایجان رسیده آن را ویران مى سازند، و سپس به فرات مى رسند و مسلمانان بـر آنـان پـیـروز مـى گردند. كه در چشمه جالوت و غیر آن ، قربانى بزرگى در بین آنان وجود دارد.
امـا اگـر جـمـع بـیـن ایـن روایـت ، و روایـت پـیـشـیـن نـمـایـیـم . احـتـمـال دارد كـه مـنـظـور از تـركـان در آن ، روسـهـا بـاشـنـد. و نـخـسـتـیـن خـروج آنـهـا قـبـل از جـنـگ جـهـانـى دوم و بـعـد از آن و قـبـل از نـشـانـه هـاى نـزدیـك ظـهـور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومـیـن خـروج بـه طـرف ((جـزیـره )) اسـت كـه نـام مـكـانـى در حـد فـاصـل بـیـن عـراق و سـوریـه نـزدیـك مـنطقه قرقیسیا بوده ، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانى است . و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیرى پیروزى غیر مستقیمى است كه با به هلاكت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانكه خواهید داشت در مـنـطـقـه درگـیـرى قـرقـیـسـیـا درفـش و پـرچـم هدایت گرى وجود ندارد یا پرچمى كه پـیـروزى مـسـلمـانـان را بـه همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن ، بدین جهت است كه در این كارزار، ستمگران با شمشیرهاى برخى از هواداران خودشان به هلاكت مى رسند.
دیـگـر روایـات مـربوط به فرود آمدن تركان در منطقه ((جزیره )) و ((فرات )) است كـه احـتـمالا مراد از تركان روس هاست ، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن مى باشد.
و قبلا اشاره كردیم كه قرقیسیا منطقه اى در نزدیكى ((جزیره )) است كه به دیاربكر و جـزیـره ربـیـعـه موسوم است ، و مفهوم كلمه (جزیره ) كه به طور عموم در كتب تاریخى بیان شده ، همین نقطه است ، نه جزیرة العرب و یا جزیره اى دیگر.
و ایـن امـر مـنـافـاتـى بـا فـرود آمـدن تركان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجرى نـدارد، چـه ایـنـكـه بـرخـى ، آن را از جمله نشانه هاى نزدیك به ظهور حضرت به حساب آورده انـد، حـال آنـكه از نشانه هاى نزدیك ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانى در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
بـه هـمـیـن مـنـاسـبـت ، روایـات آشـوب گـرى تـركـان مـغول و هجوم آنان به سرزمین هاى اسلامى در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و مـعـجـزات نـبى اكرم (ص ) است كه مسلمانان آنها را مى دانسته ، و در صدر اسلام آنها را سـیـنـه بـه سـیـنـه نـقـل مـى كـرده انـد، سـپـس در زمـان حـمـله مـغـولان و بـعـد از آن ، ایـن قـبـیـل روایـات زیـادتـر و بـیـشـتـر رائج گـردیـده ، در عـیـن حـال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزى مسلمانان را خاطر نشان ساخته ، بـدون آنـكـه در پى آن اشاره اى به ظهور حضرت مهدى (ع) داشته باشد، همچنانكه در روایات مربوط به تركان كه در پى بیان آن ها هستیم ، آمده است .
و ایـنـك نـمـونـه هـایـى از روایـات مـربـوط بـه حـمـله مـغـولان : از حـضـرت عـلى (ع) نقل شده كه فرمود:
((گویا، قومى را مى بینم كه چهره هایشان همچون سپرهاى چكش خورده جلوه گر است ، لبـاسـهـاى حـریر و دیبا پوشیده و اسبهاى اصیل را یدك مى كشند، در آنجا آنچنان كشتار زیاد است كه مجروحان از روى بدن كشتگان عبور مى كنند، و در آن كار زار تعداد فراریان از اسیران كمتر است .
یكى از یاران عرض كرد: اى امیرمؤ منان ! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مـرد كـه از بـنـى كـلب بود فرمود: اى برادر كلبى این علم غیب نیست ، بلكه این یك نوع آگاهى است كه از صاحب دانشى ((رسول الله )) آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنـچـه را كـه خـداونـد در ایـن آیـه بر شمرده است ، مى باشد ((این خداوند است كه به زمـان رسـتاخیز آگاهست و هم اوست كه باران را فرو فرستاده ، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ كس نمى داند كه پیمانه عمرش در كجا لبریز خواهد شد...)) خداى سبحان اسـت كـه از آنـچـه درون رحـم اسـت ، پـسـر یـا دخـتـر، زشـت یـا زیـبـا، بـخـشـنـده یـا بـخـیـل ، نیك بخت یا بدبخت بوده و چه كسى هیزم آتش دوزخ و چه كسى در بهشت ، همنشین پـیامبران است ، آگاهى دارد، بنابراین علم غیبى كه جز خدا كسى از آن آگاه نیست همین است ، و غـیر از آنچه كه گفته شد، علمى است كه خداوند به پیامبرش آموخته ، پیامبر مرا بر آن آگـاه سـاخـت و در حـق مـن دعـا فـرمـود، تـا خـداونـد آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.))
(38)
از سـلسـله روایـات گـذشـتـه ، روایـات مربوط به جنگ حضرت مهدى (ع) با تركان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود:
((نـخـسـتـیـن سـپـاهـى كـه حـضـرت مـهـدى تـدارك مـى بـیـنـد بـه سـوى تـركـان گـسـیـل مـى دارد و پـس از شـكـسـت آنـان و بـه اسـارت درآوردن آنـهـا و بـه غـنیمت گرفتن اموالشان راهى شام گردیده و آنجا را فتح مى نمایند.))(39)
بـه ایـن مـعـنـى كه این اولین لشكرى است كه حضرت آن را مجهز و اعزام مى كند و خود آن بـزرگوار در آن شركت ندارد و در برخى از روایات آمده است كه اعزام سپاه حضرت مهدى (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وى به عراق و در پى چندین نبرد، جهت آزاد سازى حجاز و عراق خواهد بود.
و مـمـكـن اسـت مـراد از تـركـان در ایـنـجـا تـرك هـاى تـركـیـه بـاشـد امـا بـه احـتـمـال قـوى تـر روسـهـا هستند كه سفیانى ، در نبرد قرقیسیا با آنان كارزار مى كند و هـیـچـیـك بـر دیـگـرى غلبه نمى یابد و چنانكه روایات مى گوید، نابودى آنان توسط حضرت مهدى (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران مى گردد.
دسـتـه اى دیـگـر از ایـن احـادیـث ، روایـاتـى اسـت كـه ویرانى سرزمین تركان را در اثر صاعقه و زلزله مى داند و ممكن است منظور جنگ افزارهایى مانند موشك ها باشند كه ویران گرى آنها مانند صاعقه و یا زلزله است .
و بـه نـظـر مـى رسـد كـه ایـن حـادثـه ، در پـى نـبرد آنان با حضرت مهدى (ع) بوده و ویـرانـى در حـد بـسـیـار گسترده اى مى باشد، آن گونه كه به نابودى و محو قدرت و شـوكـت آنـان مـى انـجـامـد، چه اینكه پس از آن ، یادى از آنان در روایات ظهور وارد نشده ، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده ((فلا ترك بعدها)) پس از آن حادثه ، دیگر تـرك وجـود نـخـواهـد داشـت ، از ایـن رو احـتـمال دارد كه آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته اى در مورد هیچ ملت مسلمانى نیامده است .

یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور

اگـر پـیـرامـون نـقـش یهودیان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدى (ع)، جز آیه هاى نخستین سوره بنى اسرائیل چیزى در اختیار ما نبود، همان كافى بود، زیرا این آیات در عین خـلاصـه بـودن ، وحـى الهـى بـوده و بـه گونه اى رسا و گویا، شمه اى از تاریخ و سـرگـذشـت آنـهـا را بـیـان كـرده و بـه نحو معجزه آسا و با دقت ، آینده آنها را روشن مى سـازد. عـلاوه بـر ایـن آیه ها و آیات دیگر، تعدادى روایات وجود دارد كه پاره اى از آنها مربوط به تفسیر آیات ، و برخى دیگر پیرامون وضع یهودیان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدى (ع) مى باشد، كه پس از تفسیر آیات به بیان آنها مى پردازیم .
وعده الهى نسبت به نابودى یهودیان

((مـنـزه و پاك است آنكه یك شب ، بنده اش را به سفر شبانه برد از مسجد الحرام به مـسـجد اقصى كه مبارك گردانیم (بركت دادیم ) پیرامونش را تا از نشانه هاى خود به او نـشـان دهیم بدرستى كه او شنوا و بیناست . و به موسى تورات را داده و او را هدایت گر فـرزنـدان یـعـقـوب (بـنى اسرائیل ) گردانیدیم ، كه غیر از من سرپرستى را نپذیرند. فرزندان كسى را كه با نوح حمل نمودیم ، كه او بنده اى شكرگزار بود.))
((مـا در تـورات حـكـم در انـقـراض بـنـى اسـرائیـل نـمـودیـم زیـرا شـمـا (بـنـى اسـرائیـل ) در زمـیـن دو بـار فـسـاد نـمـودیـد و بـر دیـگر فخر و بزرگى بسیار خواهید نمود.))
یـعـنـى مـا در تـوراتى كه بر آنان فرو فرستادیم حكم قطعى به انقراض آنها كردیم شـمـا بـزودى از راه راسـت مـنـحـرف شـده و دوبـاره در جـامعه تبهكارى مى كنید، چه اینكه بزودى بر دیگران فخر و برترى جوئى بسیار مى نمائید.
((وقتى كه هنگام كیفر اولین فساد فرا رسد بندگانى را از ناحیه خود كه توانمند و سـتـبر مى باشند جهت سركوبى شما فرستادیم ، در میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى قطعى بود.))
زمـانـیكه وقت مجازات شما بر نخستین تبهكارى خودتان رسید بندگانى را از اطراف خود كـه داراى صـلابـت مـى باشند بسوى تان فرستادیم تا شما را گوشمالى سخت بدهند آنان میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى حتمى است .
((آنـگـاه پـیـروزى را براى شما، بر آنان گرداندیم و شما را با ثروتها و پسران یارى نمودیم و تعداد شما را بیش ‍ از آنان قرار دادیم .))
سـپس پیروزى را براى شما بر كسانى كه آنها را علیه شما برانگیختیم برگرداندیم و بـه شـما ثروت ها و فرزندانى را عطا كردیم و شما را از یاوران بیشترى برخوردار نمودیم كه به كمك شما علیه آنان بستیزند.
((اگـر خـوبـى كـردیـد، خـوبى به خود نموده اید و اگر بدى كردید به خود بدى نـمـوده ایـد و هـنـگـامى كه وعده بار دوم بیاید چهره هاى شما را ناخوش دارند و وارد مسجد اقصى گردند همانگونه كه نخستین بار داخل شدند و آنچه را كه برتر آمده نابود كنند نابود كردنى .))
و آنـگـاه وضـع شـمـا مـدتـى بدین گونه ادامه داشته و چنانچه توبه نموده و بواسطه نـعـمـتـهـایـى كـه از ثـروتـهـا و اولاد بـه شـمـا بـخـشـیـدیـم ، نـیـك عمل نمودید به سود خودتان بوده و اگر به بدى و طغیان و خود بزرگ بینى پرداختید فـرجـام بـد آن ، مـربـوط بـه خـودتـان خـواهـد بـود، امـا شـمـا بـزودى نـه تـنـهـا عـمـل نـیك ننموده بلكه به اعمال بد دست مى یازید، ما شما را مهلت مى دهیم تا زمانى كه وقـت مـجـازات و كـیفر شما بر دومین فسادتان فرا رسد، آنگاه فرستادگانى را از ناحیه خودمان كه بمراتب سخت تر از مرحله اول رفتار مى نمایند، مى فرستیم بلا و گرفتارى را كـه ناخوش دارید به ارمغان شما بیاورند و سپس فاتحانه وارد مسجد اقصى گردیده بـه هـمـان سـان كـه در زمـان تـعـقـیـب و جـسـتـجـوى دشـمـن در مـنـازل شـمـا در مـرحـله اول ، وارد گـردیـده و برترى جویى و فساد گرائى شما را به نابودى كشاندند.
((شـایـد پـروردگـار شـمـا بر شما رحم نموده و اگر باز گردید باز گردیم و ما دوزخ را تنگنائى براى كافران قرار دادیم .))
(40)
شاید پروردگارتان شما را بعد از دومین كیفر با رحمت خویش ببخشاید و چنانچه بعد از كـیـفـر دوم ، بـازگـشت به انحراف نمودید، ما نیز مجازات شما را از سر خواهیم گرفت و شـمـا را در تـنـگـنـاى دنیوى قرار داده و در آخرت دوزخ را زندان و حصارى بر شما قرار خواهیم داد.
نـخـسـتین نتیجه اى كه از آیات قرآن كریم استفاده مى شود این است كه : تاریخ یهودیان بعد از موسى تا پایان زندگانى آنها بدین صورت خلاصه مى شود كه آنها در جامعه فـسـاد نـموده تا آن هنگام مجازات شان فرا رسد، و خداوند افرادى را از ناحیه خود برمى انگیزد كه بر آنان چیره خواهند شد سپس خداوند بنابر مصلحت هایى یهودیان را بر آنان پیروز مى گرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده ، و طرفدارانشان را در جهان بیش از آن قوم مى گرداند، اما یهود از این اموال و یاران بهره بردارى صحیح نمى نمایند، بلكه سـوء اسـتفاده نموده و بار دوم در روى زمین فساد به بار مى آورند، البته این بار علاوه بر فساد، گرفتارى خوى تكبر و برترى طلبى شده و خویش را بسیار بهتر و برتر از سـایـر مـردم مى پندارند. و زمانى كه وقت كیفرشان فرا مى رسد خداوند بار دیگر آن قـوم را بـر آنـان چـیـره سـاخـتـه ، و گـوشـمـالى را در سـه مـرحـله سـخـت تـر از بـار اول بر آنان وارد مى سازد.
دومـیـن نـتـیـجـه : ایـن اسـت كـه ، قـومـى را كـه خـداونـد بـار اول بـر ضـد آنـان بـر مـى انگیزد، به آسانى بر آنان چیره مى گردند، و به جستجوى خـانـه بـه خـانـه مـى پـردازنـد، آن گـاه داخل مسجد اقصى شده و نیروهاى نظامى آنان را مـتـلاشى مى كنند آنگاه خداوند بار دوم آنها را مى فرستد و بر خلاف غلبه یهودیان بر آنها و زیادى یاران و هوادارانشان ، ضربات شدیدترى را در سه نوبت بر آنها وارد مى سـازنـد، كـه در اولیـن نـوبـت ، چـهـره هـاى پـلید آنان را آشكار و آنها را رسوا ساخته و چنانكه نخستین بار وارد مسجد اقصى شدند، فاتحانه وارد مسجد مى گردند. و سپس خوى تكبر و برترى جوئى آنان بر ملتها را، پایمال مى كنند.
سـؤ ال اسـاسى كه مفسران مطرح مى كنند این است كه آیا این دو نوع فساد كه یكى همراه بـا بـرتـرى طـلبى است پایان یافته و یا آن دو كیفر وعده داده شده بر آنان واقع شده است یا خیر؟
بـرخى از مفسران بر این عقیده اند كه هر دو مورد، انجام شده بدین ترتیب كه كیفر فتنه و فـسـاد نـخستین بنوخذ نصر (بخت النصر) و مجازات دومین مرحله فساد و تباهى به دست (تیتوس ) رومى انجام پذیرفته است و بعضى دیگر معتقدند كه هنوز آن دو كیفر رخ نداده است .
اما نظریه درست این است كه : اولین كیفر در برابر نخستین فساد، در صدر اسلام بدست مـسـلمـانـان انـجـام پـذیرفته ، و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند یهودیان را بر آنان چیره ساخت ، و در این مرحله نیز براى دومین بار، یهودیان در زمـیـن ایـجاد فساد و طغیان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمان كیفر دوم فرا رسیده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. و بر اساس همین تفسیر از امامان عـلیـهـم السلام روایاتى رسیده ، از جمله آنكه ، آن قومى را كه خداوند در مرحله دوم علیه یـهـودیـان بـرمـى انـگـیـزد، حـضـرت مـهـدى (ع) و یـاران وى انـد كـه اهـل قـم مـى بـاشـنـد و هـم آنـان كـه خـداونـد آنـهـا را قـبـل از ظـهـور حضرت قائم (ع) برمى انگیزد، در تفسیر عیاشى از امام باقر (ع) روایت شده كه حضرت بعد از آن كه آیه شریفه بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس ‍ شدید را قرائت نمود، فرمود:
((مـراد از ایـن آیـه حـضـرت قـائم (ع) و یـاران اوسـت كه نیرومند و داراى صلابت مى باشند.))
و نـیـز در تـفـسـیـر نـور الثـقـلیـن ، از كـتـاب روضـه كـافـى از امـام صـادق (ع) نقل شده كه آن حضرت در تفسیر آیه شریفه فوق فرمود:
((خـداونـد قـبـل از خـروج حـضـرت قـائم ، قـومـى را بـرانـگیزد كه دشمنى از دشمنان آل محمد (ص ) را رها ننموده ، مگر اینكه او را به هلاكت مى رسانند.))
و در كـتاب بحارالانوار، از امام صادق (ع) روایت شده كه وقتى این آیه را قرائت فرمود، عـرض كـردیـم ((فدایت گردیم آنها چه كسانى هستند؟ امام سه بار فرمود: آنان به خدا سـوگـنـد اهـل قـم ، آنـان بـخـدا سـوگـنـد اهـل قـم ، آنـان بـخـدا سـوگـنـد اهل قم مى باشند.))
(41)
ایـن سـه روایـت از نظر مراد و مقصود یكسان و هماهنگ بوده و هیچ گونه اختلافى بین آنها وجـود نـدارد ، زیـرا اهـل قم یعنى اهل ایران ، همان یاران حضرت مهدى (ع) هستند كه خداوند آنـان را بـراى زمـیـنـه سـازى ظهور آن بزرگوار بر مى انگیزد و به طورى كه روایات دلالت دارد ، به هنگام ظهور تعدادى از اصحاب خاص ایشان در بین آنها وجود دارند . علاوه بـر ایـنكه مقاومت یهودیان در مقابل این مردم و مسلمانان هواداران آنان در چند نوبت انجام مى گـیـرد ، تـا آنـكه حضرت مهدى (ع) ظهور كند كه نابودى نهائى یهودیان را به رهبرى وى و بدست با كفایت او ، ارواحنا فداه خواهد بود .
و از مطالبى كه دلالت دارد بر اینكه ، دومین كیفر وعده داده شده یهودیان بدست مسلمانان انـجـام خـواهـد گـرفـت ، ایـن اسـت كـه آن قـومـى را كـه خـداوند وعده فرمود ، دوبار علیه یـهـودیان برمى انگیزد، یك امت بوده و صفاتى كه براى آنان یاد شده و ویژگیهاى جنگ آنـان بـا یـهـودیـان جـز بـر مـسـلمـانـان تـطـبـیـق نـمـى كـنـد. زیـرا پـادشـاهـان مـصـر و بـابـل و یـونـان و ایـران و روم و دیـگـران كـه بـر یـهـودیـان تـسـلط یـافـتـند با صفت ((عـبـادالنـا)) (بـنـدگـان مـا) سـازگـار نـیـسـتـنـد وآنـگـهـى طـبـق بـیان آیات بعد از كیفر اول حـادثه اى پیش نیامده كه یهودیان بر آنان چیره گردند، در حالى كه پس از مجازات اول یـهـودیان ، بدست ما در صدر اسلام ، آنان بر ما غلبه پیدا نمودند، و خداوند آنها را بـا امـوال و فـرزنـدان یارى داد، به گونه اى كه افزایش هواداران آنها در جهان بیش از طـرفـداران مـسـلمـانـان گشته و با پشتیبانى ابر قدرتها علیه ما قیام نمودند .و هم آنان هستند كه در زمین فساد نموده ، و بر ما و ملتهاى محروم ،برترى طلبى و فخر مى كنند و ایـن مـجـاهـدان و كـفـرستیزان اسلام هستند كه ضربات خود را بر پیكر و چهره كریه آنها وارد مى سازند.
نـیـز آنچه بر این معنى دلالت دارد و با بررسى تاریخ یهودیان بعد از حضرت موسى (ع) روشـن مـى گـردد، ایـن اسـت كـه فـسـاد در زمـان گـذشـتـه ، و حـال یـهـود تحقق یافته ، اما برترى وعده داده شده آنها تنها در زمان ما بوجود آمده است و هـمـیـن غـلبه آنهاست كه در پى آن دومین كیفر وعده داده شده فرا رسیده و آنها را نابود مى سازد.
و این مطلب براى كسانى كه مختصرى تاریخ یهودیان را، كه به زودى از آن یاد خواهیم نمود، مورد مطالعه قرار دهند، اءمرى روشن است .

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار