تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - تركان یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

تركان یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور
تركان و نقش آنان در دوران ظهور
بـه نـظـر مـا منظور از تركها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت ، روس ها و اطرافیان آنـان از مـلتـهـاى اروپـاى شـرقـى هـستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخى مسیحى اند و از مـلتـهـاى مـسـتعمره امپراطورى روم بشمار مى روند، تا جائى كه مدعى وراثت آنها شده ، و شـاهـان خود را مانند آلمانى ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیكن آنان اولا: از قبیله هـاى گـونـاگـون مـنـطـقـه شـرق آسـیا ـ اروپا هستند كه در زبان روایات و تاریخ ، به ((قبیله ها و ملتهاى ترك )) نامیده شده اند، و این نام علاوه بر تركهاى تركیه و ایران ، شامل قبیله هاى تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز مى گردد.تركان و نقش آنان در دوران ظهور
بـه نـظـر مـا منظور از تركها در روایات جنبش خجسته ظهور حضرت ، روس ها و اطرافیان آنـان از مـلتـهـاى اروپـاى شـرقـى هـستند، آنان گر چه از لحاظ تاریخى مسیحى اند و از مـلتـهـاى مـسـتعمره امپراطورى روم بشمار مى روند، تا جائى كه مدعى وراثت آنها شده ، و شـاهـان خود را مانند آلمانى ها و غیر آنها، قیصر (سزار) نامیده اند لیكن آنان اولا: از قبیله هـاى گـونـاگـون مـنـطـقـه شـرق آسـیا ـ اروپا هستند كه در زبان روایات و تاریخ ، به ((قبیله ها و ملتهاى ترك )) نامیده شده اند، و این نام علاوه بر تركهاى تركیه و ایران ، شامل قبیله هاى تاتار و مغول و بلغارستان و روسیه و غیر آنان نیز مى گردد.
دوم ایـن كـه : مـسیحیت ، اخیرا به آنها سرایت نموده و اصالة در بین آنان رائج نبوده بلكه بصورت یك قشر سطحى در آمده ، و بدتر از وضع آنان ، در میان ملتهاى اروپاى غربى وجـود دارد، چـرا كـه مـادى گـرائى شـرك آمـیـز آنـان چـیـره گـشـتـه ، و شـایـد بـه هـمـیـن دلیـل اسـت كـه تـسـلیـم نـظریه كمونیسم مادى گرا و الحادى شده و در برابر نفوذ آن ، مقاومت نكردند.
سـوم : ایـنـكـه روایـات مربوط به جنبش تركان علیه مسلمانان ، اگر چه پاره اى از آنها بـر یـورش تـركـهاى مغول و تاخت و تاز آنها به سرزمین ما در قرن هفتم هجرى منطبق مى گردد. اما برخى از آن روایات ، حركت هاى آنان را كه به حوادث ظهور حضرت مهدى علیه السلام متصل مى گردد، و همچنین همكارى آنها با رومیان علیه ما و اختلاف شان با یكدیگر در هـمـان زمـان را بـیـان مـى كـند و این ماجرا جز بر روسها منطبق نگشته ، و یا اینكه اگر قـضـیـه بـه درازا كشیده شود، بر وارثان دولت آنها از اقوامى كه ریشه و تبار تركى دارند در روسیه و اروپاى شرقى ، منطبق است .
اینك نمونه هایى از روایاتى كه نقش آنان ، در آنها بیان شده است :
از آن جـمـله ، روایات فتنه و آشوب اخیرى است كه بدست آنها و رومیان بر مسلمانان واقع مـى شـود، كـه قـبـلا گـذشـت ، كـه آنـرا جـز بـه هـجوم غربیان و روسها به سرزمین هاى مـسـلمـانـان در اوایـل ایـن قـرن ، نمى توان تفسیر نمود، همانكه ، پیوسته ادامه داشته تا اینكه خداوند آن را با حركت زمینه ساز حضرت مهدى علیه السلام در امت ، و سپس با ظهور مبارك او ارواحنا فداه بر طرف مى سازد.
و روایات مربوط به جنگ سفیانى با ترك ها نیز از جمله همین روایات است و احتمالا مراد از تـركـان هـمان روسها هستند، چه آنكه سفیانى هم پیمان روم و یهود بوده ، و در اءخبار آمده اسـت كـه حـركـت او در مـنـطـقـه سـوریـه و اردن بـه دنـبـال سـلطـه تـركـان بر سوریه پدید مى آید. و چنانچه روایت مربوط به آن صحیح باشد، مدت آن سلطه كوتاه خواهد بود، زیرا آن تسلط پس از شكست شورش (علج اءصهب ) پدید مى آید.
((زمـانـى كه علج اصهب قیام نماید، و پایتخت حكومت دچار سختى و بحران گردد، پس از انـدكـى كـشـته خواهد شد، آنگاه (اءكحل ) به خونخواهى وى برمى خیزد، و اینجاست كه كشور به شرك (ترك = نسخه بدل ) بازگردانده مى شود.))(34)
در روایات مربوط به ظهور، اءصهب و اءبقع ، دو رهبر مخالف حركت سفیانى یاد شده اند كه سفیانى بر آن دو پیروز شده ، و بر منطقه تسلط مى یابد.
و مـن روایـاتـى را كـه دلالت بـر جنگ سفیانى با ترك ها، در دمشق و یا حومه و اطراف آن بـنـمـایـد، نـیـافـتـم ، اما روایات بسیارى به صورت متواتر اجمالى
(35) رسیده كه حـاكـى از درگـیـرى بـزرگ سـفـیانى با آنان در قرقیسیا، واقع در مرز سوریه ـ عراق ـ تـركـیه مى باشد، این نبرد از جنگ هاى بزرگى است كه از پیش وعده داده شده ، و انگیزه آن درگیرى و كشمكش بر سر گنجى است كه در مجراى نهر فرات و یا نزدیك آن كشف مى شود.
بـعـلاوه ، شـاید مراد از اتراك ، در این نبرد تركهاى تركیه باشند نه روسها، ممكن است روسـیـه در جـنـگ با تركها بطور نهانى با سفیانى بوده و از او پشتیبانى مى نماید. و بـه خـواسـت خدا بزودى یادى از جنگ قرقیسیا، در ضمن حوادث كشور شام و حركت سفیانى خواهد آمد.
و از جمله ، روایات مربوط به انقلاب آذربایجان كه در رویارویى با تركان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود:
((آذربـایـجـان بـراى مـا لازم اسـت ، چـیـزى در مـقـابل آن یاراى مقاومت ندارد و چون انقلاب گر ما قیام كند به سوى او بشتابید، اگر چه رفتن با چهار دست و پا بر روى برف باشد.))(36)
مـمـكـن اسـت از قـول امـام (ع) كـه فـرمـود: ((نـاگـزیـر از آذربـایـجـان بـوده و چیزى در مـقـابـل آن ایـسـتـادگـى نـمـى كـند)) چنین استفاده شود كه آن جنبشى است هدایت گر كه در آذربـایـجـان و یـا از نـاحـیه اهالى آن سامان بوجود آمده كه لازم است بعد از آن ، انتظار و درنگ نموده ، تا نشانه هاى نزدیك آن آغاز گردد، و چنانكه از روایت زیر فهمیده مى شود ممكن است این ماجرا در رویارویى با روسها باشد؛
((دو خروج براى تركان رخ مى دهد، كه در یكى از آنها آذربایجان ویران گشته و در خـروج دیگرى در جزیره سر مى زند كه عروسان حجله نشین را به وحشت مى اندازد در این هـنـگـام اسـت كـه خداوند متعال مسلمانان را یاورى نموده ، و قربانى بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.))(37)
وقـتـى بـه تـنـهـایـى ایـن روایـت را مـورد بررسى قرار مى دهیم ، احتمالا از جمله روایات مـربـوط بـه هـجوم تركان و مغول به سرزمینهاى اسلامى باشد، كه در نخستین مرحله اى كـه به آذربایجان رسیده آن را ویران مى سازند، و سپس به فرات مى رسند و مسلمانان بـر آنـان پـیـروز مـى گردند. كه در چشمه جالوت و غیر آن ، قربانى بزرگى در بین آنان وجود دارد.
امـا اگـر جـمـع بـیـن ایـن روایـت ، و روایـت پـیـشـیـن نـمـایـیـم . احـتـمـال دارد كـه مـنـظـور از تـركـان در آن ، روسـهـا بـاشـنـد. و نـخـسـتـیـن خـروج آنـهـا قـبـل از جـنـگ جـهـانـى دوم و بـعـد از آن و قـبـل از نـشـانـه هـاى نـزدیـك ظـهـور و اشغال آذربایجان توسط آنان خواهد بود.
و دومـیـن خـروج بـه طـرف ((جـزیـره )) اسـت كـه نـام مـكـانـى در حـد فـاصـل بـیـن عـراق و سـوریـه نـزدیـك مـنطقه قرقیسیا بوده ، و خروج آنان به آن منطقه بمنظور نبرد با سفیانى است . و مفهوم پیروز شدن مسلمانان در آن درگیرى پیروزى غیر مستقیمى است كه با به هلاكت رسیدن دشمنان ستمگر آنان خواهد بود، و چنانكه خواهید داشت در مـنـطـقـه درگـیـرى قـرقـیـسـیـا درفـش و پـرچـم هدایت گرى وجود ندارد یا پرچمى كه پـیـروزى مـسـلمـانـان را بـه همراه داشته باشد و همانا بشارت دادن پیامبر و امامان علیهم السلام نسبت به آن ، بدین جهت است كه در این كارزار، ستمگران با شمشیرهاى برخى از هواداران خودشان به هلاكت مى رسند.
دیـگـر روایـات مـربوط به فرود آمدن تركان در منطقه ((جزیره )) و ((فرات )) است كـه احـتـمالا مراد از تركان روس هاست ، زیرا فرود آمدن آنها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه رمله فلسطین و سواحل آن مى باشد.
و قبلا اشاره كردیم كه قرقیسیا منطقه اى در نزدیكى ((جزیره )) است كه به دیاربكر و جـزیـره ربـیـعـه موسوم است ، و مفهوم كلمه (جزیره ) كه به طور عموم در كتب تاریخى بیان شده ، همین نقطه است ، نه جزیرة العرب و یا جزیره اى دیگر.
و ایـن امـر مـنـافـاتـى بـا فـرود آمـدن تركان مغول در جزیره و فرات در قرن هفتم هجرى نـدارد، چـه ایـنـكـه بـرخـى ، آن را از جمله نشانه هاى نزدیك به ظهور حضرت به حساب آورده انـد، حـال آنـكه از نشانه هاى نزدیك ظهور، فرود آمدن و سپس نبرد آنان با سفیانى در منطقه قرقیسیا خواهد بود.
بـه هـمـیـن مـنـاسـبـت ، روایـات آشـوب گـرى تـركـان مـغول و هجوم آنان به سرزمین هاى اسلامى در زمره روایات مربوط به حوادث و پیش آمدها و مـعـجـزات نـبى اكرم (ص ) است كه مسلمانان آنها را مى دانسته ، و در صدر اسلام آنها را سـیـنـه بـه سـیـنـه نـقـل مـى كـرده انـد، سـپـس در زمـان حـمـله مـغـولان و بـعـد از آن ، ایـن قـبـیـل روایـات زیـادتـر و بـیـشـتـر رائج گـردیـده ، در عـیـن حـال این گونه روایات فرو نشستن آشوب آنان و پیروزى مسلمانان را خاطر نشان ساخته ، بـدون آنـكـه در پى آن اشاره اى به ظهور حضرت مهدى (ع) داشته باشد، همچنانكه در روایات مربوط به تركان كه در پى بیان آن ها هستیم ، آمده است .
و ایـنـك نـمـونـه هـایـى از روایـات مـربـوط بـه حـمـله مـغـولان : از حـضـرت عـلى (ع) نقل شده كه فرمود:
((گویا، قومى را مى بینم كه چهره هایشان همچون سپرهاى چكش خورده جلوه گر است ، لبـاسـهـاى حـریر و دیبا پوشیده و اسبهاى اصیل را یدك مى كشند، در آنجا آنچنان كشتار زیاد است كه مجروحان از روى بدن كشتگان عبور مى كنند، و در آن كار زار تعداد فراریان از اسیران كمتر است .
یكى از یاران عرض كرد: اى امیرمؤ منان ! شما به علم غیب آگاهید. حضرت خندید و به آن مـرد كـه از بـنـى كـلب بود فرمود: اى برادر كلبى این علم غیب نیست ، بلكه این یك نوع آگاهى است كه از صاحب دانشى ((رسول الله )) آموخته ام زیرا علم غیب تنها علم رستخیز و آنـچـه را كـه خـداونـد در ایـن آیـه بر شمرده است ، مى باشد ((این خداوند است كه به زمـان رسـتاخیز آگاهست و هم اوست كه باران را فرو فرستاده ، و از آنچه درون رحم هاست خبر دارد و هیچ كس نمى داند كه پیمانه عمرش در كجا لبریز خواهد شد...)) خداى سبحان اسـت كـه از آنـچـه درون رحـم اسـت ، پـسـر یـا دخـتـر، زشـت یـا زیـبـا، بـخـشـنـده یـا بـخـیـل ، نیك بخت یا بدبخت بوده و چه كسى هیزم آتش دوزخ و چه كسى در بهشت ، همنشین پـیامبران است ، آگاهى دارد، بنابراین علم غیبى كه جز خدا كسى از آن آگاه نیست همین است ، و غـیر از آنچه كه گفته شد، علمى است كه خداوند به پیامبرش آموخته ، پیامبر مرا بر آن آگـاه سـاخـت و در حـق مـن دعـا فـرمـود، تـا خـداونـد آن را در دل من جایگزین و درونم را از آن سرشار سازد.))
(38)
از سـلسـله روایـات گـذشـتـه ، روایـات مربوط به جنگ حضرت مهدى (ع) با تركان مى باشد، از امام صادق (ع) روایت شده كه فرمود:
((نـخـسـتـیـن سـپـاهـى كـه حـضـرت مـهـدى تـدارك مـى بـیـنـد بـه سـوى تـركـان گـسـیـل مـى دارد و پـس از شـكـسـت آنـان و بـه اسـارت درآوردن آنـهـا و بـه غـنیمت گرفتن اموالشان راهى شام گردیده و آنجا را فتح مى نمایند.))(39)
بـه ایـن مـعـنـى كه این اولین لشكرى است كه حضرت آن را مجهز و اعزام مى كند و خود آن بـزرگوار در آن شركت ندارد و در برخى از روایات آمده است كه اعزام سپاه حضرت مهدى (ع) توسط آن بزرگوار بعد از ورود وى به عراق و در پى چندین نبرد، جهت آزاد سازى حجاز و عراق خواهد بود.
و مـمـكـن اسـت مـراد از تـركـان در ایـنـجـا تـرك هـاى تـركـیـه بـاشـد امـا بـه احـتـمـال قـوى تـر روسـهـا هستند كه سفیانى ، در نبرد قرقیسیا با آنان كارزار مى كند و هـیـچـیـك بـر دیـگـرى غلبه نمى یابد و چنانكه روایات مى گوید، نابودى آنان توسط حضرت مهدى (ع) بوده و سرزمین آنها بر اثر صاعقه ویران مى گردد.
دسـتـه اى دیـگـر از ایـن احـادیـث ، روایـاتـى اسـت كـه ویرانى سرزمین تركان را در اثر صاعقه و زلزله مى داند و ممكن است منظور جنگ افزارهایى مانند موشك ها باشند كه ویران گرى آنها مانند صاعقه و یا زلزله است .
و بـه نـظـر مـى رسـد كـه ایـن حـادثـه ، در پـى نـبرد آنان با حضرت مهدى (ع) بوده و ویـرانـى در حـد بـسـیـار گسترده اى مى باشد، آن گونه كه به نابودى و محو قدرت و شـوكـت آنـان مـى انـجـامـد، چه اینكه پس از آن ، یادى از آنان در روایات ظهور وارد نشده ، فقط بعد از دومین خروج آنان این عبارت آمده ((فلا ترك بعدها)) پس از آن حادثه ، دیگر تـرك وجـود نـخـواهـد داشـت ، از ایـن رو احـتـمال دارد كه آنان همان روسها باشند، زیرا در روایات مربوط به ظهور چنین گفته اى در مورد هیچ ملت مسلمانى نیامده است .
یهودیان و نقش آنان در دوران ظهور
اگـر پـیـرامـون نـقـش یهودیان در آخرالزمان و عصر ظهور حضرت مهدى (ع)، جز آیه هاى نخستین سوره بنى اسرائیل چیزى در اختیار ما نبود، همان كافى بود، زیرا این آیات در عین خـلاصـه بـودن ، وحـى الهـى بـوده و بـه گونه اى رسا و گویا، شمه اى از تاریخ و سـرگـذشـت آنـهـا را بـیـان كـرده و بـه نحو معجزه آسا و با دقت ، آینده آنها را روشن مى سـازد. عـلاوه بـر ایـن آیه ها و آیات دیگر، تعدادى روایات وجود دارد كه پاره اى از آنها مربوط به تفسیر آیات ، و برخى دیگر پیرامون وضع یهودیان در عصر ظهور و انقلاب حضرت مهدى (ع) مى باشد، كه پس از تفسیر آیات به بیان آنها مى پردازیم .
وعده الهى نسبت به نابودى یهودیان

((مـنـزه و پاك است آنكه یك شب ، بنده اش را به سفر شبانه برد از مسجد الحرام به مـسـجد اقصى كه مبارك گردانیم (بركت دادیم ) پیرامونش را تا از نشانه هاى خود به او نـشـان دهیم بدرستى كه او شنوا و بیناست . و به موسى تورات را داده و او را هدایت گر فـرزنـدان یـعـقـوب (بـنى اسرائیل ) گردانیدیم ، كه غیر از من سرپرستى را نپذیرند. فرزندان كسى را كه با نوح حمل نمودیم ، كه او بنده اى شكرگزار بود.))
((مـا در تـورات حـكـم در انـقـراض بـنـى اسـرائیـل نـمـودیـم زیـرا شـمـا (بـنـى اسـرائیـل ) در زمـیـن دو بـار فـسـاد نـمـودیـد و بـر دیـگر فخر و بزرگى بسیار خواهید نمود.))
یـعـنـى مـا در تـوراتى كه بر آنان فرو فرستادیم حكم قطعى به انقراض آنها كردیم شـمـا بـزودى از راه راسـت مـنـحـرف شـده و دوبـاره در جـامعه تبهكارى مى كنید، چه اینكه بزودى بر دیگران فخر و برترى جوئى بسیار مى نمائید.
((وقتى كه هنگام كیفر اولین فساد فرا رسد بندگانى را از ناحیه خود كه توانمند و سـتـبر مى باشند جهت سركوبى شما فرستادیم ، در میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى قطعى بود.))
زمـانـیكه وقت مجازات شما بر نخستین تبهكارى خودتان رسید بندگانى را از اطراف خود كـه داراى صـلابـت مـى باشند بسوى تان فرستادیم تا شما را گوشمالى سخت بدهند آنان میان خانه ها به جستجوى خانه به خانه پرداختند و این وعده اى حتمى است .
((آنـگـاه پـیـروزى را براى شما، بر آنان گرداندیم و شما را با ثروتها و پسران یارى نمودیم و تعداد شما را بیش ‍ از آنان قرار دادیم .))
سـپس پیروزى را براى شما بر كسانى كه آنها را علیه شما برانگیختیم برگرداندیم و بـه شـما ثروت ها و فرزندانى را عطا كردیم و شما را از یاوران بیشترى برخوردار نمودیم كه به كمك شما علیه آنان بستیزند.
((اگـر خـوبـى كـردیـد، خـوبى به خود نموده اید و اگر بدى كردید به خود بدى نـمـوده ایـد و هـنـگـامى كه وعده بار دوم بیاید چهره هاى شما را ناخوش دارند و وارد مسجد اقصى گردند همانگونه كه نخستین بار داخل شدند و آنچه را كه برتر آمده نابود كنند نابود كردنى .))
و آنـگـاه وضـع شـمـا مـدتـى بدین گونه ادامه داشته و چنانچه توبه نموده و بواسطه نـعـمـتـهـایـى كـه از ثـروتـهـا و اولاد بـه شـمـا بـخـشـیـدیـم ، نـیـك عمل نمودید به سود خودتان بوده و اگر به بدى و طغیان و خود بزرگ بینى پرداختید فـرجـام بـد آن ، مـربـوط بـه خـودتـان خـواهـد بـود، امـا شـمـا بـزودى نـه تـنـهـا عـمـل نـیك ننموده بلكه به اعمال بد دست مى یازید، ما شما را مهلت مى دهیم تا زمانى كه وقـت مـجـازات و كـیفر شما بر دومین فسادتان فرا رسد، آنگاه فرستادگانى را از ناحیه خودمان كه بمراتب سخت تر از مرحله اول رفتار مى نمایند، مى فرستیم بلا و گرفتارى را كـه ناخوش دارید به ارمغان شما بیاورند و سپس فاتحانه وارد مسجد اقصى گردیده بـه هـمـان سـان كـه در زمـان تـعـقـیـب و جـسـتـجـوى دشـمـن در مـنـازل شـمـا در مـرحـله اول ، وارد گـردیـده و برترى جویى و فساد گرائى شما را به نابودى كشاندند.
((شـایـد پـروردگـار شـمـا بر شما رحم نموده و اگر باز گردید باز گردیم و ما دوزخ را تنگنائى براى كافران قرار دادیم .))
(40)
شاید پروردگارتان شما را بعد از دومین كیفر با رحمت خویش ببخشاید و چنانچه بعد از كـیـفـر دوم ، بـازگـشت به انحراف نمودید، ما نیز مجازات شما را از سر خواهیم گرفت و شـمـا را در تـنـگـنـاى دنیوى قرار داده و در آخرت دوزخ را زندان و حصارى بر شما قرار خواهیم داد.
نـخـسـتین نتیجه اى كه از آیات قرآن كریم استفاده مى شود این است كه : تاریخ یهودیان بعد از موسى تا پایان زندگانى آنها بدین صورت خلاصه مى شود كه آنها در جامعه فـسـاد نـموده تا آن هنگام مجازات شان فرا رسد، و خداوند افرادى را از ناحیه خود برمى انگیزد كه بر آنان چیره خواهند شد سپس خداوند بنابر مصلحت هایى یهودیان را بر آنان پیروز مى گرداند و اموال و اولاد به آنها عطا نموده ، و طرفدارانشان را در جهان بیش از آن قوم مى گرداند، اما یهود از این اموال و یاران بهره بردارى صحیح نمى نمایند، بلكه سـوء اسـتفاده نموده و بار دوم در روى زمین فساد به بار مى آورند، البته این بار علاوه بر فساد، گرفتارى خوى تكبر و برترى طلبى شده و خویش را بسیار بهتر و برتر از سـایـر مـردم مى پندارند. و زمانى كه وقت كیفرشان فرا مى رسد خداوند بار دیگر آن قـوم را بـر آنـان چـیـره سـاخـتـه ، و گـوشـمـالى را در سـه مـرحـله سـخـت تـر از بـار اول بر آنان وارد مى سازد.
دومـیـن نـتـیـجـه : ایـن اسـت كـه ، قـومـى را كـه خـداونـد بـار اول بـر ضـد آنـان بـر مـى انگیزد، به آسانى بر آنان چیره مى گردند، و به جستجوى خـانـه بـه خـانـه مـى پـردازنـد، آن گـاه داخل مسجد اقصى شده و نیروهاى نظامى آنان را مـتـلاشى مى كنند آنگاه خداوند بار دوم آنها را مى فرستد و بر خلاف غلبه یهودیان بر آنها و زیادى یاران و هوادارانشان ، ضربات شدیدترى را در سه نوبت بر آنها وارد مى سـازنـد، كـه در اولیـن نـوبـت ، چـهـره هـاى پـلید آنان را آشكار و آنها را رسوا ساخته و چنانكه نخستین بار وارد مسجد اقصى شدند، فاتحانه وارد مسجد مى گردند. و سپس خوى تكبر و برترى جوئى آنان بر ملتها را، پایمال مى كنند.
سـؤ ال اسـاسى كه مفسران مطرح مى كنند این است كه آیا این دو نوع فساد كه یكى همراه بـا بـرتـرى طـلبى است پایان یافته و یا آن دو كیفر وعده داده شده بر آنان واقع شده است یا خیر؟
بـرخى از مفسران بر این عقیده اند كه هر دو مورد، انجام شده بدین ترتیب كه كیفر فتنه و فـسـاد نـخستین بنوخذ نصر (بخت النصر) و مجازات دومین مرحله فساد و تباهى به دست (تیتوس ) رومى انجام پذیرفته است و بعضى دیگر معتقدند كه هنوز آن دو كیفر رخ نداده است .
اما نظریه درست این است كه : اولین كیفر در برابر نخستین فساد، در صدر اسلام بدست مـسـلمـانـان انـجـام پـذیرفته ، و آنگاه كه مسلمانان از اسلام فاصله گرفته و دور شدند خداوند یهودیان را بر آنان چیره ساخت ، و در این مرحله نیز براى دومین بار، یهودیان در زمـیـن ایـجاد فساد و طغیان نمودند و هرگاه كه مسلمانان دوباره به اسلام روى آورند زمان كیفر دوم فرا رسیده و به دست مسلمانان انجام خواهد شد. و بر اساس همین تفسیر از امامان عـلیـهـم السلام روایاتى رسیده ، از جمله آنكه ، آن قومى را كه خداوند در مرحله دوم علیه یـهـودیـان بـرمـى انـگـیـزد، حـضـرت مـهـدى (ع) و یـاران وى انـد كـه اهـل قـم مـى بـاشـنـد و هـم آنـان كـه خـداونـد آنـهـا را قـبـل از ظـهـور حضرت قائم (ع) برمى انگیزد، در تفسیر عیاشى از امام باقر (ع) روایت شده كه حضرت بعد از آن كه آیه شریفه بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس ‍ شدید را قرائت نمود، فرمود:
((مـراد از ایـن آیـه حـضـرت قـائم (ع) و یـاران اوسـت كه نیرومند و داراى صلابت مى باشند.))
و نـیـز در تـفـسـیـر نـور الثـقـلیـن ، از كـتـاب روضـه كـافـى از امـام صـادق (ع) نقل شده كه آن حضرت در تفسیر آیه شریفه فوق فرمود:
((خـداونـد قـبـل از خـروج حـضـرت قـائم ، قـومـى را بـرانـگیزد كه دشمنى از دشمنان آل محمد (ص ) را رها ننموده ، مگر اینكه او را به هلاكت مى رسانند.))
و در كـتاب بحارالانوار، از امام صادق (ع) روایت شده كه وقتى این آیه را قرائت فرمود، عـرض كـردیـم ((فدایت گردیم آنها چه كسانى هستند؟ امام سه بار فرمود: آنان به خدا سـوگـنـد اهـل قـم ، آنـان بـخـدا سـوگـنـد اهـل قـم ، آنـان بـخـدا سـوگـنـد اهل قم مى باشند.))
(41)
ایـن سـه روایـت از نظر مراد و مقصود یكسان و هماهنگ بوده و هیچ گونه اختلافى بین آنها وجـود نـدارد ، زیـرا اهـل قم یعنى اهل ایران ، همان یاران حضرت مهدى (ع) هستند كه خداوند آنـان را بـراى زمـیـنـه سـازى ظهور آن بزرگوار بر مى انگیزد و به طورى كه روایات دلالت دارد ، به هنگام ظهور تعدادى از اصحاب خاص ایشان در بین آنها وجود دارند . علاوه بـر ایـنكه مقاومت یهودیان در مقابل این مردم و مسلمانان هواداران آنان در چند نوبت انجام مى گـیـرد ، تـا آنـكه حضرت مهدى (ع) ظهور كند كه نابودى نهائى یهودیان را به رهبرى وى و بدست با كفایت او ، ارواحنا فداه خواهد بود .
و از مطالبى كه دلالت دارد بر اینكه ، دومین كیفر وعده داده شده یهودیان بدست مسلمانان انـجـام خـواهـد گـرفـت ، ایـن اسـت كـه آن قـومـى را كـه خـداوند وعده فرمود ، دوبار علیه یـهـودیان برمى انگیزد، یك امت بوده و صفاتى كه براى آنان یاد شده و ویژگیهاى جنگ آنـان بـا یـهـودیـان جـز بـر مـسـلمـانـان تـطـبـیـق نـمـى كـنـد. زیـرا پـادشـاهـان مـصـر و بـابـل و یـونـان و ایـران و روم و دیـگـران كـه بـر یـهـودیـان تـسـلط یـافـتـند با صفت ((عـبـادالنـا)) (بـنـدگـان مـا) سـازگـار نـیـسـتـنـد وآنـگـهـى طـبـق بـیان آیات بعد از كیفر اول حـادثه اى پیش نیامده كه یهودیان بر آنان چیره گردند، در حالى كه پس از مجازات اول یـهـودیان ، بدست ما در صدر اسلام ، آنان بر ما غلبه پیدا نمودند، و خداوند آنها را بـا امـوال و فـرزنـدان یارى داد، به گونه اى كه افزایش هواداران آنها در جهان بیش از طـرفـداران مـسـلمـانـان گشته و با پشتیبانى ابر قدرتها علیه ما قیام نمودند .و هم آنان هستند كه در زمین فساد نموده ، و بر ما و ملتهاى محروم ،برترى طلبى و فخر مى كنند و ایـن مـجـاهـدان و كـفـرستیزان اسلام هستند كه ضربات خود را بر پیكر و چهره كریه آنها وارد مى سازند.
نـیـز آنچه بر این معنى دلالت دارد و با بررسى تاریخ یهودیان بعد از حضرت موسى (ع) روشـن مـى گـردد، ایـن اسـت كـه فـسـاد در زمـان گـذشـتـه ، و حـال یـهـود تحقق یافته ، اما برترى وعده داده شده آنها تنها در زمان ما بوجود آمده است و هـمـیـن غـلبه آنهاست كه در پى آن دومین كیفر وعده داده شده فرا رسیده و آنها را نابود مى سازد.
و این مطلب براى كسانى كه مختصرى تاریخ یهودیان را، كه به زودى از آن یاد خواهیم نمود، مورد مطالعه قرار دهند، اءمرى روشن است .

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm





طبقه بندی: امام مهدی (عج)،
[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ سید ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار