تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور
ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور

قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، كشور ایران در تصور غربیها پایگاهى حیاتى ، آنـهـم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از دیدگاه مسلمانها كشورى اسـلامـى و اصـیـل بـه شـمـار مـى رفـت كـه ((شـاه )) سـرسـپـرده غـرب و هـم پـیـمـان اسرائیل بر آن حكومت مى كرد و برای خودش خدمتى به اربابانش ، كشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور
قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، كشور ایران در تصور غربیها پایگاهى حیاتى ، آنـهـم در مرز شوروى و در قلب جهان اسلام به حساب مى آمد و از دیدگاه مسلمانها كشورى اسـلامـى و اصـیـل بـه شـمـار مـى رفـت كـه ((شـاه )) سـرسـپـرده غـرب و هـم پـیـمـان اسرائیل بر آن حكومت مى كرد و براى خودش خدمتى به اربابانش ، كشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه كه در تصویر دیگران بود، در ذهن یك فرد شیعه مانند من ، كشورى بود كـه در آن مـرقـد مطهر امام رضا (ع) و حوزه علمیه قم وجود داشت و كشورى داراى تاریخى اصیل و ریشه دار در تشیع و علماء و اندیشمندان شیعه و تاءلیفات گرانبها، زمانیكه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان برمى خوریم و آنها را بررسى مى كنیم . بـه یـكـدیـگـر مى گوئیم : این روایات مانند روایتهایى است كه مدح و ستایش و یا مذمت اهـل یـمـن ، و یـا بـنـى خزاعه را مى نماید. از این رو هر روایتى كه مدح و ستایش و یا مذمت گـروهـهـا و قـبـیـله هـا و بـعـضـى كـشـورهـا را دربـردارد، نـمـى تـوانـد بـدون اشـكـال بـاشـد. گـرچـه ایـن روایـات صـحـیح و درست مى باشند، اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهاى صدر اسلام و قرنهاى اولیه آن است .
ایـن طـرز فـكر رائج بین ما بود كه ، امت اسلامى در حالتى جاهلانه و فرمانبردار سلطه كـفـر جـهـانـى و نوكران اوست ، در بین ملتها هیچیك بر دیگرى برترى ندارد، و چه بسا هـمـیـن ایـرانـیـان مـورد بـحـث ، بـدتـر از سـایـر مـلتـهـا بـوده انـد، بدلیل اینكه آنان طرفداران تمدنى كفرآمیز و برترى جوئى هاى ملى و نژادى بوده اند كـه سرسپردگانى چون شاه و اربابان غربى اش براى ایجاد چنین تز و طرز فكرى و تربیت مردم ایران ، بر همین روش پافشارى مى كردند.
... تـا اینكه پیروزى انقلاب اسلامى در ایران ، مسلمانان را در سطح جهان غافلگیر كرد و قلبهاى غمگین آنان را چنان از خوشحالى و شادى سرشار نمود كه در قرن هاى گذشته بـى سـابـقـه بـود، بـلكـه بـالاتر، آنان تصور چنین پیروزى را نداشتند. این سرور و خـوشحالى همه كشورها و ملتهاى مسلمان را در برگرفت ، از جمله مظاهر خوشحالى مردم ، این بود كه همه جا صحبت از فضل و برترى ایرانیان و طرفداران سلمان فارسى بود، بـه طـور مـثـال ، یـكـى از صـدهـا عنوانى كه غرب و شرق جهان اسلام منتشر و پخش شد، عـنـوان و تـیتر مجله تونسى (شناخت ) بود كه در آن آمده بود: ((پیامبر (ص ) ایرانیان را جـهـت رهـبـرى امـت اسـلامـى بـرمى گزیند)) این نوشته ها، خاطرات ما را درباره ایرانیان تـجـدیـد كـرد و دریـافـتیم روایاتى كه از پیامبر (ص ) درباره آنان وارد شده است تنها مربوط به تاریخ گذشته آنها نبوده ، بلكه ارتباط به آینده نیز دارد...
مـا با مراجعه به منابع حدیث و تفسیر و بررسى روایات مربوط به ایرانیان ، به این نـتـیجه رسیدیم كه این روایات و اءخبار بیش از آنكه مربوط به گذشته باشد، مربوط بـه آیـنـده اسـت و جـالب ایـنـكـه ایـنـگـونـه روایـات در مـنـابـع حـدیـث اهل سنت بیشتر از شیعه وجود دارد.
چـه مـى توان كرد، زمانیكه در روایات مربوط به حضرت مهدى (ع) و زمینه سازى حكومت آن بـزرگـوار، ایـرانیان و یمنى ها داراى سهم بسزائى بوده و كسانى هستند كه به مقام ایـجـاد زمـیـنـه مـنـاسـب بـراى ظـهـور آن حـضـرت و شـركـت در نـهـضـت وى نائل مى شوند.. و همچنین افراد شایسته اى از مصر و مؤ منانى حقیقى از شام و گروههایى از عراق ... نیز این فیض بهره مند مى شوند و همینطور سایر دوستداران آن حضرت كه در گوشه و كنار جهان اسلام پراكنده هستند، از این موهبت برخوردار مى شوند، بلكه آنان از یاران ویژه و وزراء و مشاورین آن حضرت ارواحنافداه مى باشند.
مـا ایـنـك ، روایـاتـى را كـه پیرامون ایرانیان به طور عموم وارد شده است مورد بررسى قرار داده ، و سپس به نقش آن در زمان ظهور مى پردازیم .
آیات و اخبار در ستایش ایرانیان
روایـاتـى كـه دربـاره ایرانیان و پیرامون آیاتى كه تفسیر به ایرانیان شده وارد شده اسـت ، تـحـت ایـن نـه عـنـوان آمـده اسـت : ((الف ـ طـرفـداران سـلمـان فـارسـى . ب ـ اهل مشرق زمین . ج ـ اهل خراسان . د ـ یاران درفش هاى سیاه . هـ ـ فارسیان . و ـ سرخ رویان . ز ـ فـرزنـدان سـرخ رویـان . حــ ـ اهـل قـم . ط ـ اهـل طالقان )) البته خواهید دید كه كه غالبا مراد از این عناوین یكى است ، اخبار دیگرى نیز وجود دارد كه با عبارت دیگرى از آنان یاد كرده است .
در تفسیر قول خداى سبحان : و ان تتولوا یستبدل قوما غیركم
خداى عزوجل فرمود:
((اینك شما كسانى هستید كه فرا خوانده مى شوید تا در راه خدا انفاق كنید، برخى از شـمـا در انـفـاق بـخـل مـى ورزد و كـسـى كـه بـخـل كـنـد بـه خـویـش بـخـل مـى كـنـد و خـداونـد بـى نـیـاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گـروهـى را غـیـر از شـمـا جـایـگـزیـنـتـان مـى نـمـایـد و آنـان مثل شما نیستند))(258)
صاحب كشاف نقل كرده كه از پیامبر (ص ) درباره كلمه (قوم ) كه در آیه شریفه آمده است سئوال شد. سلمان فارسى نزدیك پیامبر (ص ) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاى سلمان زد و فرمود:
((بـخـدایـى كـه جان من در دست قدرت اوست ، اگر ایمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى یابند))(259)
به نقل صاحب مجمع البیان از امام باقر (ع) روایت شده كه فرمود:
((اى اعـراب ، اگـر روى بـرگـردانـیـد، خـداونـد گـروه دیـگرى را جایگزین شما مى گرداند، یعنى ایرانیان ))
و صـاحـب المـیـزان آورده كه ذرالمنثور، روایتى را عبدالرزاق و عبدبن حمید و ترمذى و ابن جـریـر و ابـن ابـى حـاتـم و طـبـرانـى در كـتـاب اءوسـط و و بـیـهـقـى در كـتـاب دلائل .. از ابـوهـریـره نـقل كرده است كه وى گفت : پیامبر (ص ) این آیه را و ان تتولوا یـسـتـبـدل قـومـا غـیـركـم ، ثـم لا یـكـونـوا امـثـالكـم قـرائت فـرمـود، عرض كردند: یا رسول الله ! اینها چه كسانى هستند كه اگر ما روى گردان شویم جایگزین ما مى شوند؟ پیامبر اسلام (ص ) با دست مبارك به شانه سلمان فارس زد و سپس فرمود:
((او و طـرفـداران او، بـخـدایـى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگى به كـهـكـشـانـهـا داشـتـه بـاشـد مـردانـى از فـارس (ایـرانـیـان ) بـه آن دسـت مـى یابند))(260)
مـانند این روایت به طرق دیگرى از ابوهریره و همچنین از ابن مردویه از جابربن عبدالله نقل شده است .
در ایـن روایـت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از: اینكه ایرانیان (فـرس ) خط و جناح دومى بعد از اعراب ، براى به دوش كشیدن پرچم اسلام مى باشند. بـدلیـل ایـنـكـه ، آنـان بـه ایـمـان درست مى یابند هر چند از آنان دور و دسترسى به آن دشوار باشد.
چنانكه در همین روایت سه مطلب قابل بحث است :
اولا: اینكه خداوند متعال اعراب را تهدید به جایگزینى (فرس ) ایرانیان نموده است ، آیا مخصوص زمان نزول آیه در زمان پیامبر (ص ) است و یا اینكه مربوط به همه نسلهاست ، بـگـونه اى كه داراى این معنى باشد: اگر شما (اعراب ) روى گردان از اسلام شوید در هر نسلى كه باشد (فرس ) را جایگزین شما مى گرداند؟
ظـاهـر مـعنى این است كه به حكم قاعده (مورد، مخصص نمى باشد) این نكته در همه نسلهاى بـعـدى نـیـز اسـتمرار دارد و آیات مباركه قرآن در هر طبقه و نسلى ، نقش خورشید و ماه را دارنـد (یـعـنى در نورافشانى یكسان اند) چه اینكه این مطلب در روایات آمده و مفسران نیز بر آن اتفاق نظر دارند.
ثانیا: حدیث شریف مى گوید مردانى از فارس به ایمان دست خواهند یافت نه همه آنان ، بـدیـهـى اسـت كـه ایـن خـود، ستایشى است نسبت به افراد نابغه اى از بین آنها نه جمیع آنها..
امـا ظـاهـر آیـه شریف و روایت این است كه هر دو، به طور عام ستایش از فرس مى نمایند، چـون در مـیـان آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كه به درجه دستیابى به ایمان و یا علم مى رسند. بـویـژه بـا مـلاحـظـه ایـنـكـه صـحـبـت از گـروهـى اسـت كـه بـعـد از اعـراب حـامـل آئیـن اسـلام هـستند. بنابراین مدح و ستایشى كه براى آنان به شمار آمده بدین جهت اسـت كـه آنـهـا زمـینه مناسبى براى به وجود آمدن نوابغ خود مى باشند و از آنان اطاعت و پیروى مى كنند.
ثـالثـا: آیا تاكنون روى گردانى اعراب از اسلام و جایگزین شدن (فرس ) بجاى آنان صورت گرفته است یا خبر؟
جـواب : بـر اهـل دانـش و عـلم ، پـوشیده نیست كه مسلمانان امروز، اعم از عرب و غیرعرب از اسـلام واقـعـى اعـراض ‍ نـمـوده روى گـردان شـده انـد. بـدیـن تـرتـیـب مـتـاءسـفـانـه فـعـل شـرط، در آیـه شـریفه (ان تتولوا) (اگر روى گردان شوید) تحقق یافته و تنها جـواب شـرط، یـعنى جایگزین شدن فرس به جاى آنان باقى مانده است ، در این زمینه هم با دقتى منصفانه مى توان گفت كه وعده الهى ، در آستانه تحقق است .
بلكه ، روایت بعدى كه در تفسیر نورالثقلین آمده است دلالت دارد كه این جایگزینى ، در زمـان بـنـى امـیـه حـاصـل شـده اسـت ، چـون زمـانـى كـه عـربـهـا مـتـوجـه مراكز و مناصب و مـال انـدوزى شـدنـد، فـرس (ایـرانـیـان ) بـه كسب علوم اسلامى روى آورده و از آنان سبقت گـرفـتـنـد از امـام صـادق (ع) مـنـقـول اسـت كـه فـرمـود: قـد والله ابـدل خـیـرا مـنهم ، الموالى ((سوگند بخدا كه بهتر از آن را جایگزین فرمود، یعنى عـجـم را)) گـر چـه تـعـبـیـر بـه مـوالى در آن روز شـامـل غـیـر فرس (ایرانیان ) یعنى تركان و رومى ها كه اسلام آورده بودند نیز مى شده اسـت امـا آنـچـه مـسـلم اسـت (فـرس ) بـه عـنـوان مـراكـز ثـقـل ، اكثریت آنان را تشكیل مى داده اند. بویژه با توجه به شناخت امام صادق (ع) نسبت به تفسیرى كه پیامبر (ص ) از آیه شریفه درباره (فرس ) فرموده است .
در تفسیر گفته خداى سبحان : و آخرین منهم لما یلحقوابهم
خداى عزوجل فرمود:
((اوست آنكه برانگیخت در بین درس نخوانده ها رسولى را از خودشان كه آیات خدا را بـر آنـان مى خواند و آنان را پاك مى سازد و كتاب و حكمت شان مى آموزد اگر چه قبلا در گمراهى آشكارى بودند و افراد دیگرى از ایشان كه به آنان نپیوسته اند و اوست خداى عزیز و حكیم ))(261)
مسلم ، در صحیح خود از ابوهریره روایت كرده كه گفت : ((ما حضور پیامبر (ص ) بودیم كـه سـوره مـبـاركـه جـمـعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسید به آیه ((و آخـریـن مـنـهـم لمـا یـلحـقـوا بـهـم )) مـردى از او سـؤ ال كـرد، یـا رسـول الله : ایـنـان چـه كـسـانى هستند كه هنوز به ما نپیوسته اند؟ حضرت پـاسـخ نـفـرمـود: ابـوهـریـره گفت : سلمان فارسى نیز در بین ما بود پیامبر (ص ) دست مـبـاركـشـان را بر سلمان نهاد و فرمود: بخدایى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگى به كهكشانها داشته باشد مردانى از اینها (طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند یافت )).
در تفسیر على بن ابراهیم ، ذیل آیه ((و آخرین منهم لما یلحقوا بهم )) آمده است كه :
((و افـراد دیـگـرى كـه بـه آنـها نپیوسته اند)) یعنى كسانى كه بعد از آنان اسلام آورده اند. و صاحب مجمع البیان آورده ((آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قیامت ، سپس گفته است كه آنان عجم ها و كسانى كه به لغت عربى حرف نمى زنند مى باشند چون پیامبر (ص ) به سوى هر كسى كه وى را مشاهده كرده و كسانى كه بعدا مى آیند، اعم از عـرب و عـجـم بـرانـگـیـخـتـه و مـبـعـوث شـده اسـت بـه نقل از سعید بن جبیر و نیز از امام باقر (ع).
مـطـلق بـودن كـلمـه ((و آخـریـن مـنـهـم )) اقـتـضـا دارد كـه شـامـل هـمه طبقات و نسلهاى بعدى از زمان پیامبر (ص ) از عرب و غیرعرب مى شود، اما با مـقـایـسه كلمه (امیین ) و (آخرین ) بهتر است كه بگوئیم مراد از (امیین ) اعراب و از (آخرین ) افـرادى از غـیـرعـرب كـه اسـلام مـى آورنـد بـاشـد، چـنـانـكـه بـعـضـى روایـات اهل بیت (ع) گویاى این مطلب است و صاحب كشاف نیز همین مبنا را پذیرفته است .
بـنـابـرایـن ، پـیـامـبر (ص ) كه آیه شریفه را به (فرس ) تفسیر نموده است ، در حقیقت مـنـطـبق بر مصداق مهمى براى كلمه (آخرین ) و یا مهم ترین مصداق ، از بین مصادیق آن مى بـاشـد، گـرچه صرف تطبیق ، باعث فضل و برترى بیشتر نمى گردد، اما چون پیامبر (ص ) آنـان را سـتـوده بـه ایـنـكـه آنـان بـه ایـمـان و عـلم و یـا اسـلام هـر چـنـد دور و مـشـكـل بـاشند نائل خواهند شد و از طرفى رسول خدا (ص ) در تفسیر هر دو آیه عمدا، عین گـفـتـه خـود را تـكـرار مـى كـنـنـد و زدن آن حـضـرت بـر شـانـه سـلمـان فـارسـى ، دلیل روشنى بر این مدعى است .
در تفسیر كلام خداى بزرگ : بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس شدید
((بـه بـنى اسرائیل اعلام نمودیم در كتاب ، ((تورات )) كه دو بار در زمین فساد و سـركـشـى بـزرگى خواهید كرد، پس چون وعده یكى از آنها (فساد) برسد. بندگانى از خود را كه داراى قوت و نیرومندى شگرفى هستند به طرف شما مى فرستیم تا در همه جا جـستجو كنند و این وعده اى انجام شده است ، سپس پیروزى را مجددا براى شما برگردانیم و شما را با اموال و فرزندان یارى كنیم و شما را از آنان (دشمنانتان ) بیشتر و قوى تر گردانیدیم . اگر نیكى نمودید، براى خودتان و اگر بدى نمودید گریبانگیر خودتان مـى شـود و زمـانـیـكـه دیـگـر وعـده آن (فـسـاد) آیـد رویهاى شما را بد جلوه دهند تا اینكه داخـل مـسـجـد شـوند همانگونه كه نخستین مرتبه وارد شوند و تا اینكه نابود و تباه كنند آنچه را كه بر آن غلبه یافتند تباه كردنى ))(262)
در تـفـسیر نورالثقلین از روضه كافى پیرامون تفسیر آیه شریفه بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باءس شدید از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود:
((آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كـه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى قـبـل از ظـهـور قـائم (ع) آنـهـا را بـرنـمـى انـگـیـزد و آنـان دشـمـنـى از آل پـیـامـبـر (ص ) را فـرا نـمـى خـوانـنـد مـگـر ایـنـكـه او را بـه قتل مى رسانند))
و عـیـاشـى در تـفـسـیـر خود از امام باقر (ع) روایت كرده كه حضرت آیه شریفه بعثنا علكیم عبادا لنا اولى باءس ‍ شدید را قرائت مى كردند، سپس فرمودند:
((او قائم (ع) و یاران اویند كه داراى قوت و نیروى زیاد مى باشند.))
و در بحارالانوار از امام صادق (ع) منقول است كه : ((حضرت آیه شریفه فوق را قرائت كـردنـد... عـرض كـردیـم فـدایـت شـویـم ایـنـها چه كسانى هستند؟ سپس حضرت 3 مرتبه فـرمـودنـد: بـخـدا سـوگـنـد آنـان اهـل قـم هـسـتـنـد، بـه خـدا سـوگـنـد آنـان اهل قم هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند))(263)
امـا روایـاتـى كـه از طریق شیعه و سنى در ستایش ایرانیان و نقش آنان در بدوش كشیدن درفش هدایت اسلام وارد شده ، بسیار است ، از آن جمله :
روایت مربوط به مبارزه با اعراب ، براى بازگشت به اسلام
ابـن ابـى الحـدیـد مـعـتـزلى در شـرح نـهـج البـلاغـه نقل كرده است كه :
((روزى اشـعـث بـن قیس نزد امیر مؤ منان (ع) آمد و از میان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزدیكى حضرت رساند، بعد رو به آن بزرگوار كرده و گفت : اى امیرمؤ منان این سـرخ رویـان (ایرانیان ) كه اطراف شما را گرفته و نزدیك شما نشسته اند بر ما چیره شـده انـد. در ایـن لحـظـه كـه حضرت كاملا سكوت فرموده و سرش را بزیر افكنده و با پـاى خـود آرام بـه مـنبر مى كوبید (یعنى اشعث چه گفتى ) ناگهان صعصعة بن صوحان كـه یكى از یاران باوفاى حضرت بود گفت : ما را با اشعث چكار! امروز امیرمؤ منان علیه السـلام دربـاره اعـراب مـطـلبـى را مـى فـرمـایـد كـه همیشه بر سر زبانها خواهد ماند و فـرامـوش نـمى گردد، سپس حضرت پس از درنگى اندك ، سر را بالا گرفته و فرمود: كـدامـیك از این شكم پرستان بى شخصیت مرا معذور مى دارد و حكم به انصاف مى كند، كه بـرخـى از آنـهـا مـانـند الاغ در رختخواب خود مى غلطد و دیگران را از پند آموختن محروم مى سازد! آیا مرا اءمر مى كنى آنان (ایرانیان ) را طرد كنم ، هرگز طرد نخواهم كرد. چون در ایـن صـورت از زمـره جـاهـلان خـواهـم بـود امـا سـوگـنـد بـه خدایى كه دانه را شكافت و بـنـدگـانـش را آفـریـد حـتـمـا شما را براى برگشت مجدد به آئین تان سركوب مى كنند هـمـانـگـونـه كـه شـمـا آنـان (ایـرانـیـان ) را در آغـاز، بـراى پـذیـرش آن آئیـن سـركوب نمودید))(264)
اشـعـث بـن قـیـس رئیـس قـبـیله بزرگ كنده و از سران منافقین و از جمله كسانى بوده كه در قتل امیرمؤ منان (ع) شركت داشت و دختر او جعده نیز همسر امام مجتبى (ع) بود كه آن حضرت را بـه وسـیـله زهـر مـسـمـوم نمود و پسرش محمد بن اشعث از جمله افرادى بوده كه در به شهادت رساندن سیدالشهداء حضرت حسین بن على (ع) سهیم بوده است .
بـه گـفـتـه روایـت ، اشـعـث در صف آخر نمازگزاران آنگونه كه آداب مسلمانهاست ننشست ، بـلكـه صـف هـا را شـكافت و گردنهاى نمازگزاران را این طرف و آن طرف زد تا در صف اول نـماز بگزارد، همینكه به قسمت جلو رسید گروه انبوهى از ایرانیان را دید كه اطراف مـنـبـر امـیـر مؤ منان (ع) گرد آمده اند. اشعث با قطع كردن خطبه و سخنرانى حضرت ، با صـداى بـلنـد، آن بـزرگـوار را مـخاطب ساخت : اى امیرمؤ منان این سرخ رویان بر ما چیره شـده انـد، البـتـه سـر ایـنكه تعبیر به سرخ رویان كرده این است كه عرب رنگ سبز را اگـر زیـاد بـاشـد سـیـاه مـى گـویـنـد بـهـمـیـن جـهـت در اثـر سـرسـبـزى و بـسـیـارى نـخـل خرما در عراق ، آن كشور را (ارض سواد) یعنى (سرزمین سیاه ) مى نامند. از این رو از سـفید نیز تعبیر به سرخ مى كنند. بدین جهت عجم (ایرانیان ) را چون سفید پوست هستند، سرخ رویان و یا فرزندان سرخ رویان مى گویند.
امـا ایـنـكـه امـیـرمـؤ مـنـان (ع) مـكـرر با پاى مباركش به منبر زد، با این كار به اشعث مى فرمود: چه مى گویى ؟ و بعد از آن ، امام (ع) سكوت فرمود و به فكر جواب وى برآمد.
اما صعصعة بن صوحان عبدى كه از یاران برگزیده آن حضرت بود. اهمیت قضیه را درك كـرد كـه مـنـظـور اشـعـث طـرح خلافت مسلمانهاست كه از ارزشهاى دنیوى است و باید ویژه اعراب و امثال آنان باشد. و سزاوار نیست مسلمانهاى جدید و سفید پوست (ایرانیان ) اطراف حضرت جمع شده باشند و از اشعث به آن بزرگوار نزدیك تر باشند. وانگهى صعصعة عـارف به آن موازین اسلامى بود كه امیر مؤ منان (ع) به آنها ملتزم است . با توجه به ایـن شـنـاخـت صـعصعة مى دانست كه جواب امام (ع) به اشعث كوبنده خواهد بود. از این رو صـعـصـعـه بـا جـمـله ((ما را با اشعث چكار)) او را سرزنش كرد كه چنین نعره عشیره اى و نژادپرستى را ضد ایرانیان سرداد. كه امام (ع) را وادار كرد، به نفع آنان (ایرانیان ) و بر ضد عرب سخنرانى كند، سپس امام (ع) پس از سكوتى طولانى سرش را بالا گرفت امـا نه اینكه به اشعث نگاه كند و جوابش را بدهد بلكه از او روى گردانیده و مسلمانان را مـورد خـطـاب قـرار داد كـه : چـه كـسـى مـرا معذور مى دارد؟ چه كسى بانصاف حكم مى كند درباره من ، از این افراد بى شخصیت كه یكى از آنان كه نه داراى اندیشه است و نه هدف بـلكـه انـسـانـى كـودن و پـرخـواب و شـهـوتران با لولیدن در رختخواب از ناز و نعمت پـرخـورى و شـكـم بـارگـى مـانـنـد حـیـوان ، بـه بـى شـخـصـیـتـى و كـسـل بـودن و تـنـبلى خود اكتفاء ننموده ، بلكه دیگران را نیز از آموختن معارف دین محروم كـنـد. و آنـان را مـورد طـعـنـه قـرار مـى دهد زیرا آنان (ایرانیان ) قلب هایشان متوجه علم و اهل دانش بوده و اطراف امام و پیشواى خود و منبر وى گرد مى آیند.
اى اشـعـث آیا مرا امر مى كنى كه آنان را طرد كنم آنگونه كه گروهى مرفه از طرفداران حضرت نوح (ع) چنین درخواستى را از او نمودند و بدو چنین گفتند: ((افرادى كه اطراف تـو را گـرفـتـه از تـو پـیـروى مـى كنند جز اراذل و اوباش و بى اندیشه ها نیستند))، بلكه اى اشعث پاسخ من به تو همان پاسخ پیامبر خدا حضرت نوح (ع) به افراد پست و بـى شخصیت قوم خودش مى باشد كه فرمود: ((من آنان را طرد نخواهم كرد چون در این صورت از جمله جاهلان خواهم بود.))
سپس مولاى متقیان (ع) با سوگندهایى كه پیامبر اسلام (ص ) از آینده كسانى كه اطراف مـنـبـر او حـلقـه زده بودند و طرفدارانش ، گفتار خود را به پایان برد مانند فقره اى از خـطـبـه گـذشته كه فرمود: ((سوگند به خدایى كه دانه را شكافت و موجودات زنده را آفرید، البته او شما (اعراب ) را براى اینكه به آئین اسلام برگردید سركوب مى كند آنـگـونـه كـه شـمـا در اوائل ، آنـان (ایـرانـیـان ) مـى زدیـد تـا داخـل در دیـن اسلام شوند)) این مطلب دلالت دارد كه وعده الهى بزودى در بین اعراب محقق مى شود و آنان را از دین رو بر مى گردانند و خداوند فرس (ایرانیان ) را جایگزین آنها مى نماید كه مانند آنان عرب زبان نیستند... و دلالت دارد كه پیروزى اسلام در این مرحله از ایـران آغـاز شده و به طرف قدس ادامه مى یابد و مقدمه براى ظهور حضرت مهدى (ع) است .

برگرفته شده از سایت: http://razaviye.ir/download/asrezohoor/fehrest.htm

آخرین مطالب




طبقه بندی: امام مهدی (عج)،
[ چهارشنبه 6 اسفند 1393 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ سید ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار