تبلیغات
پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی - موضع امام هادى(علیه السلام)درباره غالیان

پایگاه مذهبی پرچم سبز مهدوی

سبز فقط سبز مهدوی

موضع امام هادى(علیه السلام)درباره غالیان

موضع امام هادى درباره غالیان

تمامى ائمّه(علیه السلام) و شیعیان آنها، برخوردى روشن و در عین حال قاطع با افراط و تفریط ها داشته و از كسانى كه در باره اهل بیت غلوّ مىكرده و آنها را به مقام خدایى مىرساندند، به شدّت بیزارى مىجستند.
امام هادى فرموده است: كفر بر چهار بنیاد استوار یافته است: فسق، غلوّ، شكّ و شبهه.
ائمه(علیهم السلام) همواره پافشارى داشتند كه هیچ گونه رابطه و پیوند میان ایشان و سران غُلات وجود ندارد و اِعلام مىداشتند كه این سران، بر ایشان دروغ مىبندند.
غالیان، احادیث را خود وضع مىكردند و آنها را در میان گفته ................

موضع امام هادى درباره غالیان

تمامى ائمّه(علیه السلام) و شیعیان آنها، برخوردى روشن و در عین حال قاطع با افراط و تفریط ها داشته و از كسانى كه در باره اهل بیت غلوّ مىكرده و آنها را به مقام خدایى مىرساندند، به شدّت بیزارى مىجستند.
امام هادى فرموده است: كفر بر چهار بنیاد استوار یافته است: فسق، غلوّ، شكّ و شبهه.
ائمه(علیهم السلام) همواره پافشارى داشتند كه هیچ گونه رابطه و پیوند میان ایشان و سران غُلات وجود ندارد و اِعلام مىداشتند كه این سران، بر ایشان دروغ مىبندند.
غالیان، احادیث را خود وضع مىكردند و آنها را در میان گفته هاى امامان وارد مىكردند.
جعل حدیث و نسبت دادن آن به ائمّه، از یك سو باعث فراهم آمدن یاران و پیروانى براى آنها مىشد و از سوى دیگر كمكشان مىكرد تا در ویران كردن شرع و مشوّه كردن آن موفّقتر باشند و همین ویژگى در تبلیغات غالیان، از همه نمایانتر بود.
براى همین بود كه ائمّه(علیهم السلام) همواره سعى مىكردند این جنبه ها را افشا كرده و نظر خود را در باره اهل غلوّ پخش كنند و روایات خویش را بشناسانند.
بر اثر برخورد حضرت امام صادق(علیه السلام) با غالیان، مدتّى فعّالیّت آنها فروكش كرد، ولى آنان در زمان امام هادى(علیه السلام) دوباره پا گرفتند.
به نظر مىرسد كه آنان، محیط را در دوره امام هادى براى از سرگیرى و علنى ساختن تلاش هاى خود مناسب دیدند و این دعوت آنها، در میان دشمنان اسلام با استقبال روبه رو شد.
از جمله غالیان حسن بن محمّد معروف به ابن بابا و محمّد بن نُصَیْر و فارس بن حاتم قزوینى است كه امام هادى آنها را لعنت كرد و یاران خود و مسلمانان را از توطئه ها و نیرنگ هایشان برحذر داشت.
محمّد بن نصیر قائل به تناسخ و غلوّ درباره آن حضرت گردید و خود به عنوان فرستاده او، حرامها را حلال مىنمود! امام هادى(علیه السلام) نیز طىّ نوشته اى به یاران خود، مسلمانان را از وى برحذر داشتند.
آن حضرت پس از شهادت پدر، بیش از بیست سال در مدینه باقى ماند.
مردم به او علاقه فراوان نشان مىدادند و به دورش گرد مىآمدند و علما و دانش طلبان در محضر ایشان جمع مىشدند.
بریحه عبّاسى یكى از یاران متوكّل به او نوشت: اگر مىخواهى حرمین را از دست ندهى، على بن محمّد (امام هادى) را از آنجا بیرون كن، چرا كه او مردم را به خود فرا مىخواند و خلق بسیارى از او پیروى مىكنند.
مسعودى در مروج الذّهب مىنویسد: گروهى از درباریان متوكّل به سعایت امام هادى(علیه السلام) نزد متوكّل پرداخته و به او گفتند كه در خانه اش اموال و سلاح و نامه هایى از شیعیان اوست كه وى را به قیام، دعوت كرده اند و او نیز در تدارك این كار است.
متوكّل نیز عدّه اى ترك و غیر ترك را به سراغ حضرت فرستاد كه در دل شب به خانه اش یورش بردند، او را تنها در خانه یافتند، قبایى بافته از موى بز بر تن داشت و در خانه اش چیزى از اثاث و فرش یافت نمىشد، ملافه اى پشمى بر سر داشت و آیات قرآنى مربوط به وعد و وعید الهى را زیر لب تلاوت مىكرد.
حضرت را به همان سان كه دیده بودند نزد متوكّل بردند و او در حالى به حضور متوكّل رسید كه خلیفه مشغول میگسارى بود و جام مى به دست داشت. وقتى متوكّل حضرت را دید گرامىاش داشت و كنار خود نشاند. در خانه امام هادى(علیه السلام)چیزى از آنچه به او گفته بودند یافت نشده بود و هیچ بهانه اى هم نمىشد از امام گرفت. متوكّل جامى را كه در دست داشت به حضرت داد! حضرت فرمود: اى امیرالمؤمنین! تو را به خدا! گوشت و خون من هرگز با مى آلوده نشده است، مرا از آن معاف دار.
متوكّل ایشان را معاف داشت. آن گاه گفت: برایم شعر بخوان. حضرت فرمود:
«إِنّى قَلیلُ الرِّوایَةِ لِلشِّعْرِ;» من چندان گوینده شعر نیستم.
متوكّل گفت: چاره اى جز این نیست.
حضرت چون چنین دید این اشعار را كه مشتمل بر ناپایدارى دنیا، مرگ سلاطین و ذلّت آنان در عالم برزخ است، در آن مجلس خواندند:
1 ـ باتُوا عَلى قُلَلِ اَلاَْجْبالِ تَحْرِسُهُمْ غُلْبُ الرِّجالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ
2 ـ وَاسْتُنْزِلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ معاقِلِهِمْ وَأُسْكِنُوا حُفَرًا یا بِئْسَما نَزَلُوا
3 ـ ناداهُمُ صارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمُ أَیْنَ الاَْساوِرُ وَالتّیجانُ وَالْحُلَلُ
4 ـ أَیْنَ الْوُجُوهُ الَّتى كانَتْ مُنَعَّمَةًمِنْ دُونِها تُضْرَبُ الاَْسْتارُ وَالْكُلَلُ
5 ـ فَأَفْصَحُ الْقَبْرُ عَنْهُمْ حینَ سائَلَهُمْ تِلْكَ الْوُجُوهُ عَلَیْها الدُّودُ تَنْتَقِلُ
6 ـ قَدْطالَ ما أَكَلُوا دَهْرًا وَقَدْ شَرِبُواوَأَصْبَحُوا الْیَوْمَ بَعْدَ الاَْكْلِ قَدْ أُكِلُوا
ترجمه روانِ این اشعار چنین است:
1 ـ بر قلّه هاى كوهسار شب را به روز آوردند و مردان نیرومند از آنان پاسدارى كردند، ولى قلّه ها سودى به آنان نرساندند.
2 ـ پس از عزّت، از جایگاه هایى امن پایین كشیده شدند، و در گودال هاى گور جایشان دادند، وه! چه منزلگاه ناپسندى!
3 ـ پس از آن كه به خاك سپرده شدند، فریادگرى فریاد برآورد: كجاست آن دستبندها و تاج ها و لباس هاى فاخر؟!
4 ـ كجاست آن چهره هاى به ناز و نعمت پرورده، كه به احترامشان پرده ها مىآویختند؟!
5 ـ گور، به جاى ایشان پاسخ داد: بر آن چهره ها، هم اكنون كرمها راه مىروند!
6 ـ روزگارى دراز، خوردند و نوشیدند! ولى اكنون خود، طعمه [جانوران قبر ] شده اند !تأثیر كلام امام(علیه السلام) چندان بود كه متوكّل به سختى گریست، چندان كه ریشش خیس شد و دیگر مجلسیان نیز گریستند! متوكّل دستور داد بساط شراب را جمع كنند و امام را با احترام به منزل باز گردانند.
این گونه برخوردها نمونه اى از صدها نوع آزارى است كه خلیفه غاصب عبّاسى درباره امام هادى(علیه السلام) روا مىداشت.
در كتاب «اعیان الشّیعه» به نقل از ابن بابویه آمده كه معتمد عبّاسى، حضرت هادى(علیه السلام)را مسموم ساخت.
از آن حضرت فرزندانى چون امام حسن عسكرى(علیه السلام) و حسین و محمّد و جعفر و دخترى به نام عایشه بر جاى ماند.
سخنان گهربار حضرت هادى(علیه السلام) مشتمل بر نكات تربیتى فراوان است.
از میان آن كلمات نورانى، چهل حدیث را برگزیدم كه، هر كدام در موضوع خود، مىتواند راهگشاى مشكلات و درسى حیاتبخش براى انسان هاى هدفدار و كمالجو باشد.
امید است كه این مجموعه، مورد استفاده شیفتگان مكتب حضرتش قرار گیرد.

برگرفته از سایت شیخ حسین انصاریان(http://www.erfan.ir)





طبقه بندی: امام هادی (ع)،
[ دوشنبه 17 مرداد 1390 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ سید ] [ نظرات() ]

صالحون ، پاتوق عمارها ، اخبار